فروشگاه معتبر گنج یابی و دفینه
فروشگاه گنج یابی
خفن ترین و جذاب ترین های اینترنت | تیر ۱۳۸۶
* شهید شیخ فضل ا. . . نوری :
شیخ فضل ا. . . نوری از علمای نامدار درسال 1295ه. ق در قریه لاشک کجور به دنیا آمد. او پس از طی مدارج علمی و کسب درجه اجتهاد در نجف اشرف به تهران آمد و در شمار مراجع بزرگ استان تهران درآمد. او از روحانیون برجسته در مبارزه علیه استعمار بود . درجریان نهضت مشروطه ، او خواهان مشروطه مشروعه و تشکیل مجلس شورای اسلامی بود ولی مخالفان اجرای احکام اسلام و غربزدگان او را متهم به استبداد کرده و بالاخره در روز 13رجب سال 1327ه .ق برابر با 11مرداد 1288ه . ش روز تولد حضرت علی (ع) پس از محاکمه در یک دادگاه فرمایشی او را محکوم کردند و به شهادت رسانیدند .

* نیما یوشیخ :
نیما یوشیج در سال 1276ه. ش در قریه یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد .خواندن و نوشتن را نزدآخوند ده فرا گرفت . پس ازآن به تهران رفت و در مدرسه سن لویی مشغول تحصیل شد .درآنجا با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت . در سال 1300منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند. در همان زمان بود که شاعرانی چون ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی و . . . به مخالفت و دشمنی باوی پرداختند . نیما به سبک شاعران قدیم شعر نمی سرود و در شعر او مصراعها کوتاه و بلند می شدند . از معروفترین شعرهای نیما می توان بر افسانه ، آی آدمها ، ناقوس و مرغ آمین اشاره کرد و نیما سرانجام در سال 1338ه .ش در تجریش شمیران دارفانی را وداع گفت و کالبد نیما در سال 1373به یوش محل و طی مراسم با شکوهی در حیاط منزلش دفن شد .

* حاج شیخ محمد کوسانی :
حاج شیخ محمد کوسانی معروف به آیه ا... کوهستانی از اهالی دهکده کوسان از توابع بهشهرمازندران است و در حدود سال 1275شمسی متولد شد . تحصیلات علمی خود را نزد اساتید فن در مشهد و نجف به اتمام رسانیده ، در زهد و ورع امروزه در سراسر مازندران شهرتی کامل دارد و اوقات به زراعت و تدریس طلاب علوم دینی و رتق و فتق مهام امور جمهور خلایق می گذراند . درقسمت علوم عقلی و نقلی و فلسفه و حکمت الهی ماهرو صاحب تالیفات نفیسه در این خصوص می باشد . معروف است که می گویند حضرت آیت ا. . . مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی بارها به زایرین عتبات سفارش می فرمودند که وجود آقا شیخ محمد کوسانی برای توده ی مازندرانی یکی از ودایع الهی است .سفری به کسوت درویشی با پای پیاده در سال 1313شمسی به مکه معظمه نموده و سالی چند در مقامات متبرکه دینی به سربرد. آیت الله کوهستانی در ماه ذیقعده 1391ه .ق به کسالت تنگی نفس وقلب مبتلا گردید ودر ربیع الاول 1392ه .ق دارفانی را وداع نمود و پس از تشییع بسیار با شکوه و بی نظیر در شهرهای بهشهر و گرگان و علی آباد کتول و بجنورد و شیروان و قوچان و مشهد ، بالاخره در کنار حرم مطهر ثامن الائمه امام رضا (ع) مدفون گردید .

* حسن بن زید معروف به داعی کبیر :
سر سلسله دودمان علویان طبرستان حسن بن زید معروف به "داعی الی الحق" ، "داعی اول" و یا "داعی کبیر" است . از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات زیادی بدست نیامد و اکثر محققین و مورخین فقط به بررسی قیام او پرداخته اند . ازنوشته های مورخان چنین برمی آید که او به هنگام خلافت مستعین با. . . در سال 250ه . ق قیام نمود .
در مورد علت قیام حسن بن زید چنین نوشته اند که : از زمانی که طبرستان در حوزه فرمانروایی طاهریان قرار گرفت ، امیران این سلسله افرادی را جهت اداره امور ولایات با اختیارات نامحدود اعزام می نمودند .درزمان
امارت محمدبن عبدا. . طاهری ، جابرن هارون نصرانی ، جهت اخذ مالیات به مازندران روانه گردید . وی بر مردم ظلم و ستم زیادی روا داشت به حدی که گروهی از مردم به ناچار مجبور به مهاجرت شده و به سوی گیلان و دیلمان رهسپار گردیدند. عده ای دیگر ازمردم به سراغ یکی از علویان طبرستان به نام محمدبن ابراهیم رفته و از وی در خواست نمودند تا رهبری آنها را به عهده بگیرد. اما او آنها را به سوی حسن بن زید که بعدها به داعی کبیر شهرت یافت و در آن زمان در ری اقامت داشت ، رهنمون شد .
مرحوم علامه امینی در مورد او نوشته است :
او مذهب اهل بیت را در اصول و فروع ظاهر کرده و به " الرضا من آل محمد " دعوت می کرد و نیز نوشته اند که اول کسی که بر مرقد علی (ع) دیواری بنا کرد و به تعمیرآن بقعه مبارکه پرادخت حسن بن زید بود .

* آیت ا. . . العظمی حاج میرزا هاشم آملی :
در سال 1322ه. ق درروستای پردمه لاریجان از توابع شهرستان آمل دیده به جهان گشود . درسال 1335ه. ق به عزم تحصیل به تهران رفت و دربدو ورود مورد توجه مرحوم مدرس واقع گردید . ایشان در سال 1345ه .ق برای تکمیل معلومات خود رهسپار حوزه علمیه قم شده در مدت اقامت در قم از محضر درس آیات عظام حایری یزدی ، کاشانی و . . . بهره مند گردید .
در سال 1351ه . ق با اخذ درجه اجتهاد از آیت الله حایری یزدی و آیت الله حجت جهت ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت کرد و در مدت اقامت 30ساله خود در حوزه بزرگ نجف توانست از محفل درس آیات عظام حاج میرزا حسین نائینی و حاج ابوالحسن اصفهانی استفاده برد .معظم له در سال 1381ه. ق به ایران بازگشت و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (س) به تدریس فقه و اصول پرداخت .
آیت الله آملی به غیرازتالیفات بسیار ارزنده و پرورش شاگردان نام آوری چون آیت ا. . . شیخ حسن حسن زاده آملی ، آیت الله شیخ عبدالله جوادی آملی و . . . از وجود فرزندانی نیکو و شایسته برخوردار بودند که عبارتند از:
دکتر محمد جواد لاریجانی ، دکتر فاضل لاریجانی ، دکتر باقر لاریجانی و حجت الاسلام شیخ صادق لاریجانی پیکر پاک آن فقیه نامدار در سال 1371ه. ش درحرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.

* ابن شهرآشوب ساروی :
ابوجعفرمحمدبن علی بن شهرآشوب ساروی مازندرانی ملقب به "زین الدین " ومعروف به "ابن شهرآشوب "در سال 489ه.ق متولد شد . وی با تلاش و زحمات خویش توانست به عنوان یکی از بزرگترین مروجین مکتب ، زنده کننده آثار آل محمد (ص) و تجدید کننده مذهب در زمان خود محسوب گردد. وی بخاطر درگیری با والی مازندران از این منطقه خارج گردید و تا اقامت نهائی در شهرحلب در سرزمین سوریه به منظور کسب علوم اسلامی دست به مسافرتهای زیادی زد .
در بزرگواری او این بس که دانشمندان پس از شیخ طوسی او را "شیخ الطایفه" خوانده اند و در کلیه کتابهای تراجم او را زنده کننده شیعه و آثار اهل بیت دانسته اند .
ابن شهر آشوب جهت کسب علم و دانش به ملاقات جماعت زیادی از اعاظم علمای اسلامی توفیق یافته از جمله : علی بن بیهقی مولف تاریخ بیهق ، جارالله زمخشری از علمای عامه مولف تفسیر "کشاف" ، قطب الدین رازی و . . .
از وی کتابهای متعدد برجای مانده که معروفترین آنها "کتاب "مناقب آل ابیطالب (ع)" است و بیشترین شهرت مولف نیز مرهون آن است . وی سرانجام پس از گذراندن صدسال عمرو حدود هفتاد سال خدمت پرتلاش به تشیع ، درشب جمعه 22ماه شعبان سال 588 ه.ق در شهر حلب به دیار باقی شتافت .

ابوجعفربن جریربن یزید آملی معروف به " امام المورخین " به اعتقاد اکثر مورخین در سال 244ه.ق در آمل متولد شد . وی نخستین مورخ بزرگ و مفسر قرآن در سراسر تاریخ اسلام می باشد . تالیفات متعددی از محمد بن جریر طبری به یادگار مانده که مهمترین آنها تفسیر قرآن که نامش جامع البیان فی تفسیرالقرآن می باشد که به تفسیر طبری و تفسیر ابن جریر معروف است . ازدیگر تالیفات معروف وی تاریخ طبری است که عمده شهرت طبری نیز از همین کتاب می باشد . محمدبن جریر طبری در سال 310ه . ق از دنیا رفت .

* علامه حسن حسن زاد آملی :
درسال 1307 در یکی از مناطق آمل دیده به جهان هستی گشود . در کودکی " حسن" را برای آموختن قرآن کریم نزد چند بانوی پرهیزکار فرستادند و وی به فراگیری خواندن و نوشتن قرآن پرداخت . سپس برای ادامه تحصیل به مدرسه رفت و پس از افزایش شیفتگی به علوم دینی به طلبگی روی آورد تا 22 سالگی در زادگاه خود دروس و کتب دین از جمله مقدمات ، نصاب الصبیان ، سیوطی حاشیه ، شرایع محقق و مطول را آموخت و همزمان در خط و خوشنویسی تبحر لازم را کسب کرد و در سال 1329 به تهران عزیمت نمود و در جلسات درس آیت الله شیخ محمدتقی آملی و آقا سید احمد لواسانی به فراگیری لمعه و سایر دروس پرداخت .دروس رسائل ، مکاسب ، کفایه ، اشارات شیخ الرییس را از محضر علمایی همچون الهی قمشه ای ، آشتیانی ، فاضل تونی ، شعرانی تلمذ نمود . درهمین اثنا تبحر خاصی در علوم ریاضی ، هیئت و نجوم بدست آورد.آن گاه برای استفاده از محضر فیلسوف بی بدیل معاصر حضرت آیت الله علامه طباطبایی راهی قم شد واز آن زمان تاکنون اهتمام جدی به تحقیق و پژوهش گماشت آثار بجای مانده از این فرزانه ماندگار در رشته تخصصی فلسفه،عرفان ومعارف اسلامی عبارت است از:
تصحیح نهج البلاغه از روی نسخه خطی سید رضی – اعراب جلدین اصول کافی ، خزایی ، خلاصه المنهج –
شرح فصوص قیصری – تصحیح کامل دوره حکمت متعالیه ملاصدرا- تصحیح ، تدریس و تحشیه آثار ارزشمندی ازقبیل تمهیدات القواعد صائن الدین فصوص الحکم فارابی ، اصول اقلیدس کلیله و دمنه – قرآن و
انسان – نمع الاولایه – دیوان شعر.

* حضرت آيت اللّه آقاى حاج شيخ عبدالله جوادى آملى دامت برکاته :
از اساتيد مبرز فلسفه , عرفان , تفسير قرآن , خارج فقه و اصول و داراى تاليفات بسيارى در اين علوم .
در سال 1312 هجرى شمسى در شهر آمل در خانواده اى روحانى ديده به جهان گشود.> پدرش از علما و وعاظ شهر آمل بود. بعد از پايان دروس دوره ابتدايى به حوزه علميه آمل پيوست و در آنجا به مدت پنج سال از محضر اساتيد بارزكه بعضى از آنها از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى بودند بهره بردو مرحله متوسطه از مقدمات فقه و اصول و حديث را به پايان رساند . در شهريور سال 1329 شمسى با هجرت به تهران شهرآمل را ترك نمود وبه نزد آية اللّه شيخ محمد تقى آملى رفت .< سپس به مدرسه مروى منتقل شد و در آنجا مرحله عالى دروس حوزه و نيز معقول را تا سال 1334 شمسى نزد آية اللّه شعرانى و آية اللّه الهى قمشه اى و خارج فقه و اصول را نزد آية اللّه شيخ محمد تقى آملى فرا گرفت . در سال 1334 به حوزه علميه قم هجرت كرد و مدتى در محضر درس آية اللّه العظمى بروجردى و حدود سيزده سال در درس فقه آية اللّه سيد محمد محقق داماد حاضر شد. همچنين يك دوره از اصول فقه كه مدت هفت سال بطول انجاميد را در نزد حضر ت امام خمينى گذراند.< و نيز در محضر علامه سيدمحمد حسين طباطبايى به مدت 25 سال اسفار, الهيات شفا,منطق شفا, خارج حكمت متعاليه , عرفان اسلامى و معارف موضوعى در حديث و تفسير قرآن را در جلسات خاص به اكمال رساند.
تالیفات:
تفسير موضوعى قرآن مجيد
كتاب الخمس
شريعت در آيينه
تحرير تمهيدالقواعد
كتاب الصلاة
عرفان حج
كرامت در قرآن
اخلاق كارگزاران در حكومت اسلامى
پيرامون وحى و رهبرى
اسرار عبادات
ولايت فقيه , رهبرى در اسلام
رحيق مختوم
نمادو اسطوره


* ابن اسفندیار آملی :
بهاء الدین محمد حسن بن اسفندیار ، مولف تاریخ طبرستان از مشاهیر و نویسندگان اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ه .ق است . متاسفانه از دوران اولیه زندگانی و کیفیت تحصیلات ابن اسفندیار اطلاع چندانی دردست نیست . ولی با توجه به نوشته خودش در مقدمه تاریخ طبرستان چنین برمی آید که علوم مقدماتی را در زادگاهش لاریجان فرا گرفته است . ابن اسفندیار را " پدر تاریخ مازندران" لقب داده اند بدان جهت که اولین کتابی است که ما را به اخبار و تاریخ مازندران آگاه می کند و زمینه مطالعات تاریخ نویسان بعد به شمار می رود. از زندگی این مورخ نامی از سال 613 ه . ق به بعد که تاریخ طبرستان را تکمیل نموده ، اطلاعی در دست نیست .

* محمدبن جریر بن رستم طبری :
ابوجعفرمحمدبن جریربن رستم طبری آملی مکنی به " ابوجعفر" و " ابن فاضل " یکی از علمای بزرگ شیعه در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ه . ق به شمار می رود .
یکی از علمای بزرگ شیعه در اواخرقرن سوم و اوایل قرن چهارم ه .ق به شمار می رود .اکثر علمای رجال او را آملی می دانند ولی ابن اسفندیاراو را اهل ساری می داند و می نویسد . محمد بن جریر بن رستم السروی ، فقیه ، متکلم و صاحب حدیث ، وی محقق در مذهب اهل بیت (ع) و مدتها در خدمت علی بن موسی الرضا (ع) بود . در فقه و حدیث و رجال و تفسیر مهارت داشت و در واقع یکی از اساتید مسلم علم رجال محسوب می شد .آداب الحمیده ، الایضاح در امامت ، دلایل الائمه و . . . . از تالیفات او به شمار می رود. متاسفانه تاریخ وفات وی مشخص نیست .
* سید ظهیرالدین مرعشی :
سید ظهیرالدین مرعشی یکی از سیاستمداران و دانشمندان ایران است که به سال 815 یا 817 و یا 818 ه . ق در آمل دیده به جهان گشود . چنان که رجال شناس نامی مرحوم حضرت آیت العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی در یادداشتی تبارنامه مرعشیان را آورده ، شب وی با چند واسطه به امام زین العابدین (ع) می رسد . سید ظهیرالدین علاوه بر این که از سیاستمداران زمان خود بوده ، یکی از نویسندگان توانای عصر خود نیز به شمار می رفت . او دواثر عمده به نام های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمستان دارد که در واقع این دو اثر مکمل یکدیگرند و جزء منابع معتبر مربوط به تاریخ سادات مازندران و گیلان محسوب می شوند . او در آثار خود از اصطلاحات و عباراتی سود می جوید که حاکی از بینش شیعی وی است . آثار او به جهت اهمیت و اشتمال بر مطالب تاریخی از همان ابتدا مورد استفاده تاریخ نگاران بوده است . وی در سال 877 ه . ق از جانب کارکیا میرزا علی جانشین کارکیا سلطان محمد به سپهسالاری ولایت گرجیان منصوب گردید و تا آخر عمر در همان رتبه و منصب باقی بوده است . این مورخ برجسته سرانجام به سال 892 ه . ق دیده از جهان فروبست .

* امیرپازواری :
امیرپازواری که " امیر مازندرانی " و نیز " شیخ العجم "معروف شده است ، از بزرگترین شعرای سوخته دل و صافی ضمیر مازندران است . متاسفانه از دوران زندگانی این شاعر عارف اطلاعات جامع و دقیقی دردست نیست ؛ اما آنچه که از اشعار وی برمی آید این است که وی دهقانی از مردم پازوار " ناحیه ای میان بابل و بابلسر" بوده است . اشعار امیر از صدها سال پیش تاکنون با آهنگ مخصوص و جذاب "امیری" بدون کوچکترین

تغییری در مازندران متداول است . وی به حضرت علی (ع) ارادتی خاص داشته و بسیاری از آیه های قرآن مجید را عینا و یا بصورت حل در اشعارش آورده است . اشعار امیر دو دسته اند : یکدسته آنهایی که گویای عشق پاک و بی ریای روستایی او هستند ؛ دسته دیگر اشعاری که نمودار احاطه کامل او به قرآن و اخبار و احادیث و حکمت و فلسفه و منطق و عرفان است . اشعار وی در دوجلد به نام "دیوان امیر مازندرانی "در سال 1277ه .ق مطابق با 1860میلادی در پطرزبورگ به چاپ رسید. سال وفات امیر نیز مانند زمان تولد او مشخص نیست . از مندرجات تذکره ها می توان دریافت که وی در امیرکلا فوت نموده و متاسفانه گور او نیز معلوم نمی باشد و می گویند امیرکلا به مناسبت نام او به این اسم نامیده شده است .

* عمدبن فرخان طبری :
ابوحفص عمربن فرخان طبری مهندس و طراح شهر بغداد ، اختر شناس ، مترجم از پیشگامان دانش ریاضیات ، هیات ، نجوم و معماری و از بزرگترین دانشمندان مازندران در سده دوم هجری قمری به دنیا آمد . وی که به زبان های پهلوی ، عربی و فارسی کاملا مسلط بود ، یکی از پیشگامان ترجمه در ایران به شمار می رود . ابو حفص طبری بدون شک از بزرگان علم ایران به شمار می آمد و ابو مشعر باغی در مقام و مرتبه علمی ، او را با ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی ، فیلسوف عرب مقایسه می کند . ازجمله آثار به جامانده از وی عبارتند از: الاربعه بطلمیوس ، جوامع الاسرار فی علم النجوم و کتاب مختصر مدخل القیصرانی فی احکام النجوم .
تاریخ وفات این دانشمند نیز به مانند تاریخ ولادت وی با وجود کوشش های بسیار به دست نیامده است .

* ایرج ملک پور :
ایرج ملک پور در سال 1319 در شهرآمل متولد شد . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر آمل گذراند و سال آخر دبیرستان را در دارالفنون تهران به پایان رساند و در همان سال در دانشگاه تهران به تحصیل در رشته فیزیک پرداخت . در سال 1353موفق به کسب دکتری در رشته فضا و ماهواره شد . ملک پور دکترای دوم را در رشته فیزیک ستاره ها دریافت نمود .
از سال 1355در موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران مشغول به کار شد .رشته تخصصی دکتر ملک پور ، ستارگان انفجاری بوده و مقالات بسیاری در این زمینه دارند .
ازجمله آثار ایشان می توان به : تقویم 5000 ساله ایران از سال 3540 قبل از هجرت تا1500ه . ش بصورت یک مجموعه 19جلدی تدوین شده است . تقویم رسمی ایران : گزارش علمی شماره 81 دانشگاه تهران موسسه ژئوفیزیک ، کتاب درباره اسرار بشقاب پرنده ها ، کتاب تطبیقی دوره بیست جلدی .

* نجمای مازندرانی :
نام عاشقی است که در فراق معشوقه اش به نام "رعنا " ترانه هایی ساخته و شراره های شورانگیز آتش درونیش را با سرودن ابیات ، آن که در آهنگ ابوعطا خوانده می شود فرو می نشاند . این داستان که مانند ویس و رامین و لیلی و مجنون سرگذشت جان گداز دل داده ای را تشریح می نماید ، با تفاوت به این که سراینده آن داستان ها شعرای به نامی مانند فخرالدین اسعد گرگانی و حکیم نظامی است ولی گوینده این داستان همان عاشق حقیقی این سرگذشت می باشد ، از داستانهای ملی این سرزمین و در اغلب نقاط مازندران ، روستاییان آن را از برداشته و در مواقع وجد و جذبه و شب نشینی ها و مجالس عروسی و سرور می خوانند . تاریخ زندگی سراینده به تحقیق به دست نیامد ، ولی محقق است از زمان باستان مشهور صفحات شمال بوده است .


* طالب آملی :
محمدآملی متخلص به "طالب" مشهوربه ملک الشعرا طالب آملی ، از شاعران و گویندگان بنام قرن یازدهم هجری و از ارکان اربعه شعر سبک هندی است . طالب در سال 994هجری در آمل متولد شد و درسال 1036هجری درهند وفات یافت . مقبره او در شهرفتح پور سیکری در شمال هند، درجوارمقبره دوست بزرگوارش اعتماد الدوله
تهرانی ، صدراعظم مشهورهند قرار دارد. طالب در هند به اوج قله شعر رسید وبه مقام ملک الشعرایی دربار دست یافت و در 42سالگی در اوج شرف و اعتبار در گذشت . داستان عشق طالب آملی و مهاجرتش به هند ، عرصه زمان را در نور دیده و به یکی از داستانهای ماندگار در پهنه فرهنگ مازندران تبدیل شده است . مثنوی طالب و زهره (طالبا) ، داستان عشق او به دختری به نام زهره است که از کودکی در مدرسه همدرس او بود .

* سید حیدر آملی :
سید حیدر آملی از بزرگان عرفای شیعه در قرن هشتم هجری می باشد . تولد وی را به سال 720ه. ق در شهرآمل و وفات وی را به سال 794ه . ق نقل نموده اند . از آثار مهم ایشان می توان از " تفسیر المحیط الاعظم فی البحر الخضم " و در مقدمات نص النصوص " که در واقع " شرحی شیعی " نام برد .
از جمله خصوصیات شخصیتی علمی و عرفانی و تشیعی سید حیدر آملی اینکه ، مدام در کتابهای خود خصوصا در جوامع الاسرار ، از حریم شیعه امامیه و از حریم عرفان واقعی دفاع می کند و اصولا معتقد است بین مذاهب اسلامی فقط مذهب شیعه اثناعشریه است که بر حق بوده و شیعیان امامیه هستند که اهل سعادت و تشیع و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت است که صراط مستقیم می باشد .
از اساتید وی یکی شیخ کامل "محقق نورالدین طهرانی " است و دیگری ابوالمطهرحلی ، فرزند علامه حلی می باشد که سید حیدر را به " زین العابدین ثانی "خطاب می کند .

* ابوسهل کوهی :
ابوسهل بیژن بن رستم از ریاضی دانان و منجمین نامی ایران در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم ه . ق است . از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات چندان دقیقی دردست نیست . همین قدر مشخص است که اصل وی از جبال طبرستان است و به همین جهت بوده که "ابوسهل کوهی" ملقب گردید . این ریاضی دان عالی قدر معاصر ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی وبه قولی استاد ابوعلی سینا بوده است . وی پس از فراگیری دانش مقدماتی به سبب علاقه و استعدادی که در زمینه های ریاضی و نجوم داشته به تکمیل تحصیلات خویش دراین دورشته پرداخته و نزد استادان فن تلمذ نمود تا خود به درجه استادی رسید .وی در سال 378ه . ق در شهربغداد در حالیکه ریاست رصد خانه را برعهده داشت ، مامور به رصد کواکب سبعه شد . در زمینه ریاضیات ، عمر خیام نیشابوری ، وی را ریاضیدانی عالی مقام دانسته است . اشنایدر گفته است که پرگار به اصطلاح مخروطی را وصف کرده است . مهمترین آثار ابوسهل کوهی عبارتنداز:"مرکز الدوایر المتماسه علی الخطوط بطریق تحلیل"و کتاب "اخراج الخطین من نقطه علی زاویه معلومه به طریق تحلیل ". این دانشمند عالی قدر حدود سال 405ه . ق دارفانی را وداع گفت .

* علی بن ربن طبری :
ابوالحسن علی بن سهل بن ربن طبری معروف به " ابن طبری " پزشک ، ریاضی دان اختر شناس ، مترجم ، ادیب و از دانشمندان برجسته قرن سوم ه . ق در حدود سال 192ه . ق در طبرستان " احتمال قریب به یقین ساری " به دنیا آمد . وی که استادرازی است از پیشگامان تالیف کتاب در زمینه طب نیز می باشد . کتاب "فردوس الحکمه " که از تالیفات این دانشمند می باشد ، نخستین مجموعه بزرگ از نوع خود در اسلام است که در سال 234ه . ق و در 360 فصل نگاشته شد . دکتر ذبیح ا. . . صفا می نویسد : کتاب فردوس الحکمه کتاب جامعی است در طب که با روش منطقی نگارش یافته و این همان روش است که بعدا علی بن عباس مجوسی در کامل الصناعه و ابوعلی سینا در کتاب قانون به کار برده اند . ابن ربن آثار متعدد دیگری نیز دارد که مهمترین آن به این قرار است " الدین و الدوله فی اثبات النبوه النبی و محمد (ص) در رد دین مسیحیت و حقانیت اسلام ، عرفان الحیاه ، فی الترقی و . . . این دانشمند عالی قدر احتمالا به سال 247ه . ق دیده ازجهان فروبست .

* مرزبان بن رستم پریمی :
اسپهبد مرزبان بن رستم بن شهریار بن شروین بن رستم سرخاب بن قارن از نویسندگان معروف ایران در قرن چهارم ه . ق است . وی درمنطقه پریم از توابع دودانگه شهرستان ساری دیده به جهان گشود. ازدوران اولیه زندگانی او اطلاعات دقیقی دردست نیست. عمده شهرت وی به خاطر نگارش کتاب مرزبان نامه است . کتاب مرزبان نامه در اصل به زبان طبری است و این کتاب مشتمل برحکایت و تمثیلات و افسانه های حکمت آمیزی است که به طرز اسلوب کلیله و دمنه ، از زبان و خوش و پرندگان و دیو و پری تالیف شده و آموزنده گفتار و پندار و کردار نیک است . این کتاب به وسیله دانشمندان بزرگ چند بار به زبانهای دیگر نوشته شده است . کتابی به نام مرزبان نامه و منسوب به مرزبان بن رستم در ادبیات ایران شناخته می شود ، بازسازی سعدالدین ورامینی است. مرزبان بن رستم کتاب دیگری نیز تالیف کرده که به شعر است و دیوان "نیکی نامه " نامیده می شود .متاسفانه تاریخ وفات وی به دست نیامد .

* شهید حجه الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد:
شهید هاشمی نژاد در سال 1311 شمسی ، در شهرستان بهشهر متولد شد . دوره مقدماتی حوزه را نزد آیت ا. . . کوهستانی گذراند . سپس برای ادامه تحصیل راهی قم شده و نزد آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی مدت 14 سال تلمذ کرد و در سن 27 سالگی به درجه اجتهاد نایل شد . شهید در دوران ستمشاهی با روحیه مبارز و شجاعت کم نظیری که داشت ، از بدو شروع فعالیت اجتماعیش مبارزه با کجیها و انحرافات رژیم فاسد را سرلوحه کار خود نمود. وی در سال1342، پس از سخنرانی پر شوری که در تهران ایراد کرد ، در شب پانزدهم خرداد به همراه 40 نفر روحانی دیگر دستگیر و زندانی شد . همچنین ایشان 3 روز بعد از حادثه 17خرداد 1354 توسط ماموران ساواک دستگیر و به 2 سال زندان محکوم شد . پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و مثلث مبارزاتی را با وجود مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای و آیت الله واعظ طبسی تکمیل کرد و آن قدر در این عرصه کوشا بود که حضرت امام در نامه ای خطاب به ایشان فرموده بودند (من چشمم به افرادی مانند شما روشن است ) شهید پس از پیروزی انقلاب در مجلس خبرگان به عنوان نماینده مازندران انتخاب شد و در تدوین قانون اساسی زحمات فراوانی کشید و پس از پایان دوره مجلس خبرگان ، مقام دبیری حزب جمهوری اسلامی مشهد را به عهده گرفت . منافقین کوردل که در مقابله با انقلاب ، رو به ترور شخصیتهای انقلاب آورده بودند نقشه ترور وی را طرح و در هفتم مهر 1360 او را به شهادت رساندند . جنازه تکه تکه شده این شهید در فردای آن روز بر فراز دستهای مردم عزادار مشهد ، تشییع و در حرم مطهرعلی بن موسی الرضا (ع ) به خاک سپرده شد.
شهید از خود آثار قلمی بسیاری به جای گذاشته که عبارتند از:مناظره دکتر و پیر ،ولایت فقیه ،زهرا مکتب مقاومت،مسائل عصر ما،و...

*شهید شیخ فضل ا...نوری:
شیخ فضل ا. . . نوری از علمای نامدار درسال 1295ه. ق در قریه لاشک کجور به دنیا آمد. او پس از طی مدارج علمی و کسب درجه اجتهاد در نجف اشرف به تهران آمد و در شمار مراجع بزرگ استان تهران درآمد. او از روحانیون برجسته در مبارزه علیه استعمار بود . درجریان نهضت مشروطه ، او خواهان مشروطه مشروعه و تشکیل مجلس شورای اسلامی بود ولی مخالفان اجرای احکام اسلام و غربزدگان او را متهم به استبداد کرده و بالاخره در روز 13رجب سال 1327ه .ق برابر با 11مرداد 1288ه . ش روز تولد حضرت علی (ع) پس از محاکمه در یک دادگاه فرمایشی او را محکوم کردند و به شهادت رسانیدند .

* نیما یوشیخ :
نیما یوشیج در سال 1276ه. ش در قریه یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد .خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت . پس ازآن به تهران رفت و در مدرسه سن لویی مشغول تحصیل شد .درآنجا با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت . در سال 1300منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند. در همان زمان بود که شاعرانی چون ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی و . . . به مخالفت و دشمنی باوی پرداختند . نیما به سبک شاعران قدیم شعر نمی سرود و در شعر او مصراعها کوتاه و بلند می شدند . از معروفترین شعرهای نیما می توان بر افسانه ، آی آدمها ، ناقوس و مرغ آمین اشاره کرد و نیما سرانجام در سال 1338ه .ش در تجریش شمیران دارفانی را وداع گفت و کالبد نیما در سال 1373به یوش محل و طی مراسم با شکوهی در حیاط منزلش دفن شد .

* حاج شیخ محمد کوسانی :
حاج شیخ محمد کوسانی معروف به آیه ا... کوهستانی از اهالی دهکده کوسان از توابع بهشهرمازندران است و در حدود سال 1275شمسی متولد شد . تحصیلات علمی خود را نزد اساتید فن در مشهد و نجف به اتمام رسانیده ، در زهد و ورع امروزه در سراسر مازندران شهرتی کامل دارد و اوقات به زراعت و تدریس طلاب علوم دینی و رتق و فتق مهام امور جمهور خلایق می گذراند . درقسمت علوم عقلی و نقلی و فلسفه و حکمت الهی ماهرو صاحب تالیفات نفیسه در این خصوص می باشد . معروف است که می گویند حضرت آیت ا. . . مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی بارها به زایرین عتبات سفارش می فرمودند که وجود آقا شیخ محمد کوسانی برای توده ی مازندرانی یکی از ودایع الهی است .سفری به کسوت درویشی با پای پیاده در سال 1313شمسی به مکه معظمه نموده و سالی چند در مقامات متبرکه دینی به سربرد. آیت الله کوهستانی در ماه ذیقعده 1391ه .ق به کسالت تنگی نفس وقلب مبتلا گردید ودر ربیع الاول 1392ه .ق دارفانی را وداع نمود و پس از تشییع بسیار با شکوه و بی نظیر در شهرهای بهشهر و گرگان و علی آباد کتول و بجنورد و شیروان و قوچان و مشهد ، بالاخره در کنار حرم مطهر ثامن الائمه امام رضا (ع) مدفون گردید .

* حسن بن زید معروف به داعی کبیر :
سر سلسله دودمان علویان طبرستان حسن بن زید معروف به "داعی الی الحق" ، "داعی اول" و یا "داعی کبیر" است . از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات زیادی بدست نیامد و اکثر محققین و مورخین فقط به بررسی قیام او پرداخته اند . ازنوشته های مورخان چنین برمی آید که او به هنگام خلافت مستعین با. . . در سال 250ه . ق قیام نمود .
در مورد علت قیام حسن بن زید چنین نوشته اند که : از زمانی که طبرستان در حوزه فرمانروایی طاهریان قرار گرفت ، امیران این سلسله افرادی را جهت اداره امور ولایات با اختیارات نامحدود اعزام می نمودند .درزمان
امارت محمدبن عبدا. . طاهری ، جابرن هارون نصرانی ، جهت اخذ مالیات به مازندران روانه گردید . وی بر مردم ظلم و ستم زیادی روا داشت به حدی که گروهی از مردم به ناچار مجبور به مهاجرت شده و به سوی گیلان و دیلمان رهسپار گردیدند. عده ای دیگر ازمردم به سراغ یکی از علویان طبرستان به نام محمدبن ابراهیم رفته و از وی در خواست نمودند تا رهبری آنها را به عهده بگیرد. اما او آنها را به سوی حسن بن زید که بعدها به داعی کبیر شهرت یافت و در آن زمان در ری اقامت داشت ، رهنمون شد .
مرحوم علامه امینی در مورد او نوشته است :
او مذهب اهل بیت را در اصول و فروع ظاهر کرده و به " الرضا من آل محمد " دعوت می کرد و نیز نوشته اند که اول کسی که بر مرقد علی (ع) دیواری بنا کرد و به تعمیرآن بقعه مبارکه پرادخت حسن بن زید بود .
* آیت ا. . . العظمی حاج میرزا هاشم آملی :
در سال 1322ه. ق درروستای پردمه لاریجان از توابع شهرستان آمل دیده به جهان گشود . درسال 1335ه. ق به عزم تحصیل به تهران رفت و دربدو ورود مورد توجه مرحوم مدرس واقع گردید . ایشان در سال 1345ه .ق برای تکمیل معلومات خود رهسپار حوزه علمیه قم شده در مدت اقامت در قم از محضر درس آیات عظام حایری یزدی ، کاشانی و . . . بهره مند گردید .
در سال 1351ه . ق با اخذ درجه اجتهاد از آیت الله حایری یزدی و آیت الله حجت جهت ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت کرد و در مدت اقامت 30ساله خود در حوزه بزرگ نجف توانست از محفل درس آیات عظام حاج میرزا حسین نائینی و حاج ابوالحسن اصفهانی استفاده برد .معظم له در سال 1381ه. ق به ایران بازگشت و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (س) به تدریس فقه و اصول پرداخت .
آیت الله آملی به غیرازتالیفات بسیار ارزنده و پرورش شاگردان نام آوری چون آیت ا. . . شیخ حسن حسن زاده آملی ، آیت الله شیخ عبدالله جوادی آملی و . . . از وجود فرزندانی نیکو و شایسته برخوردار بودند که عبارتند از:
دکتر محمد جواد لاریجانی ، دکتر فاضل لاریجانی ، دکتر باقر لاریجانی و حجت الاسلام شیخ صادق لاریجانی پیکر پاک آن فقیه نامدار در سال 1371ه. ش درحرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.

* ابن شهرآشوب ساروی :
ابوجعفرمحمدبن علی بن شهرآشوب ساروی مازندرانی ملقب به "زین الدین " ومعروف به "ابن شهرآشوب "در سال 489ه.ق متولد شد . وی با تلاش و زحمات خویش توانست به عنوان یکی از بزرگترین مروجین مکتب ، زنده کننده آثار آل محمد (ص) و تجدید کننده مذهب در زمان خود محسوب گردد. وی بخاطر درگیری با والی مازندران از این منطقه خارج گردید و تا اقامت نهائی در شهرحلب در سرزمین سوریه به منظور کسب علوم اسلامی دست به مسافرتهای زیادی زد .
در بزرگواری او این بس که دانشمندان پس از شیخ طوسی او را "شیخ الطایفه" خوانده اند و در کلیه کتابهای تراجم او را زنده کننده شیعه و آثار اهل بیت دانسته اند .
ابن شهر آشوب جهت کسب علم و دانش به ملاقات جماعت زیادی از اعاظم علمای اسلامی توفیق یافته از جمله : علی بن بیهقی مولف تاریخ بیهق ، جارالله زمخشری از علمای عامه مولف تفسیر "کشاف" ، قطب الدین رازی و . . .
از وی کتابهای متعدد برجای مانده که معروفترین آنها "کتاب "مناقب آل ابیطالب (ع)" است و بیشترین شهرت مولف نیز مرهون آن است . وی سرانجام پس از گذراندن صدسال عمرو حدود هفتاد سال خدمت پرتلاش به تشیع ، درشب جمعه 22ماه شعبان سال 588 ه.ق در شهر حلب به دیار باقی شتافت .

ابوجعفربن جریربن یزید آملی معروف به " امام المورخین " به اعتقاد اکثر مورخین در سال 244ه.ق در آمل متولد شد . وی نخستین مورخ بزرگ و مفسر قرآن در سراسر تاریخ اسلام می باشد . تالیفات متعددی از محمد بن جریر طبری به یادگار مانده که مهمترین آنها تفسیر قرآن که نامش جامع البیان فی تفسیرالقرآن می باشد که به تفسیر طبری و تفسیر ابن جریر معروف است . ازدیگر تالیفات معروف وی تاریخ طبری است که عمده شهرت طبری نیز از همین کتاب می باشد . محمدبن جریر طبری در سال 310ه . ق از دنیا رفت .

* علامه حسن حسن زاد آملی :
درسال 1307 در یکی از مناطق آمل دیده به جهان هستی گشود . در کودکی " حسن" را برای آموختن قرآن کریم نزد چند بانوی پرهیزکار فرستادند و وی به فراگیری خواندن و نوشتن قرآن پرداخت . سپس برای ادامه تحصیل به مدرسه رفت و پس از افزایش شیفتگی به علوم دینی به طلبگی روی آورد تا 22 سالگی در زادگاه خود دروس و کتب دین از جمله مقدمات ، نصاب الصبیان ، سیوطی حاشیه ، شرایع محقق و مطول را آموخت و همزمان در خط و خوشنویسی تبحر لازم را کسب کرد و در سال 1329 به تهران عزیمت نمود و در جلسات درس آیت الله شیخ محمدتقی آملی و آقا سید احمد لواسانی به فراگیری لمعه و سایر دروس پرداخت .دروس رسائل ، مکاسب ، کفایه ، اشارات شیخ الرییس را از محضر علمایی همچون الهی قمشه ای ، آشتیانی ، فاضل تونی ، شعرانی تلمذ نمود . درهمین اثنا تبحر خاصی در علوم ریاضی ، هیئت و نجوم بدست آورد.آن گاه برای استفاده از محضر فیلسوف بی بدیل معاصر حضرت آیت الله علامه طباطبایی راهی قم شد واز آن زمان تاکنون اهتمام جدی به تحقیق و پژوهش گماشت آثار بجای مانده از این فرزانه ماندگار در رشته تخصصی فلسفه،عرفان ومعارف اسلامی عبارت است از:
تصحیح نهج البلاغه از روی نسخه خطی سید رضی – اعراب جلدین اصول کافی ، خزایی ، خلاصه المنهج –
شرح فصوص قیصری – تصحیح کامل دوره حکمت متعالیه ملاصدرا- تصحیح ، تدریس و تحشیه آثار ارزشمندی ازقبیل تمهیدات القواعد صائن الدین فصوص الحکم فارابی ، اصول اقلیدس کلیله و دمنه – قرآن و
انسان – نمع الاولایه – دیوان شعر.

* حضرت آيت اللّه آقاى حاج شيخ عبدالله جوادى آملى دامت برکاته :
از اساتيد مبرز فلسفه , عرفان , تفسير قرآن , خارج فقه و اصول و داراى تاليفات بسيارى در اين علوم .
در سال 1312 هجرى شمسى در شهر آمل در خانواده اى روحانى ديده به جهان گشود.> پدرش از علما و وعاظ شهر آمل بود. بعد از پايان دروس دوره ابتدايى به حوزه علميه آمل پيوست و در آنجا به مدت پنج سال از محضر اساتيد بارزكه بعضى از آنها از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى بودند بهره بردو مرحله متوسطه از مقدمات فقه و اصول و حديث را به پايان رساند . در شهريور سال 1329 شمسى با هجرت به تهران شهرآمل را ترك نمود وبه نزد آية اللّه شيخ محمد تقى آملى رفت .< سپس به مدرسه مروى منتقل شد و در آنجا مرحله عالى دروس حوزه و نيز معقول را تا سال 1334 شمسى نزد آية اللّه شعرانى و آية اللّه الهى قمشه اى و خارج فقه و اصول را نزد آية اللّه شيخ محمد تقى آملى فرا گرفت . در سال 1334 به حوزه علميه قم هجرت كرد و مدتى در محضر درس آية اللّه العظمى بروجردى و حدود سيزده سال در درس فقه آية اللّه سيد محمد محقق داماد حاضر شد. همچنين يك دوره از اصول فقه كه مدت هفت سال بطول انجاميد را در نزد حضر ت امام خمينى گذراند.< و نيز در محضر علامه سيدمحمد حسين طباطبايى به مدت 25 سال اسفار, الهيات شفا,منطق شفا, خارج حكمت متعاليه , عرفان اسلامى و معارف موضوعى در حديث و تفسير قرآن را در جلسات خاص به اكمال رساند.

تالیفات:
تفسير موضوعى قرآن مجيد
كتاب الخمس
شريعت در آيينه
تحرير تمهيدالقواعد
كتاب الصلاة
عرفان حج
كرامت در قرآن
اخلاق كارگزاران در حكومت اسلامى
پيرامون وحى و رهبرى
اسرار عبادات
ولايت فقيه , رهبرى در اسلام
رحيق مختوم
نمادو اسطوره

* ابن اسفندیار آملی :
بهاء الدین محمد حسن بن اسفندیار ، مولف تاریخ طبرستان از مشاهیر و نویسندگان اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ه .ق است . متاسفانه از دوران اولیه زندگانی و کیفیت تحصیلات ابن اسفندیار اطلاع چندانی دردست نیست . ولی با توجه به نوشته خودش در مقدمه تاریخ طبرستان چنین برمی آید که علوم مقدماتی را در زادگاهش لاریجان فرا گرفته است . ابن اسفندیار را " پدر تاریخ مازندران" لقب داده اند بدان جهت که اولین کتابی است که ما را به اخبار و تاریخ مازندران آگاه می کند و زمینه مطالعات تاریخ نویسان بعد به شمار می رود. از زندگی این مورخ نامی از سال 613 ه . ق به بعد که تاریخ طبرستان را تکمیل نموده ، اطلاعی در دست نیست .

* محمدبن جریر بن رستم طبری :
ابوجعفرمحمدبن جریربن رستم طبری آملی مکنی به " ابوجعفر" و " ابن فاضل " یکی از علمای بزرگ شیعه در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ه . ق به شمار می رود .
یکی از علمای بزرگ شیعه در اواخرقرن سوم و اوایل قرن چهارم ه .ق به شمار می رود .اکثر علمای رجال او را آملی می دانند ولی ابن اسفندیاراو را اهل ساری می داند و می نویسد . محمد بن جریر بن رستم السروی ، فقیه ، متکلم و صاحب حدیث ، وی محقق در مذهب اهل بیت (ع) و مدتها در خدمت علی بن موسی الرضا (ع) بود . در فقه و حدیث و رجال و تفسیر مهارت داشت و در واقع یکی از اساتید مسلم علم رجال محسوب می شد .آداب الحمیده ، الایضاح در امامت ، دلایل الائمه و . . . . از تالیفات او به شمار می رود. متاسفانه تاریخ وفات وی مشخص نیست .

* سید ظهیرالدین مرعشی :
سید ظهیرالدین مرعشی یکی از سیاستمداران و دانشمندان ایران است که به سال 815 یا 817 و یا 818 ه . ق در آمل دیده به جهان گشود . چنان که رجال شناس نامی مرحوم حضرت آیت العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی در یادداشتی تبارنامه مرعشیان را آورده ، شب وی با چند واسطه به امام زین العابدین (ع) می رسد . سید ظهیرالدین علاوه بر این که از سیاستمداران زمان خود بوده ، یکی از نویسندگان توانای عصر خود نیز به شمار می رفت . او دواثر عمده به نام های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمستان دارد که در واقع این دو اثر مکمل یکدیگرند و جزء منابع معتبر مربوط به تاریخ سادات مازندران و گیلان محسوب می شوند . او در آثار خود از اصطلاحات و عباراتی سود می جوید که حاکی از بینش شیعی وی است . آثار او به جهت اهمیت و اشتمال بر مطالب تاریخی از همان ابتدا مورد استفاده تاریخ نگاران بوده است . وی در سال 877 ه . ق از جانب کارکیا میرزا علی جانشین کارکیا سلطان محمد به سپهسالاری ولایت گرجیان منصوب گردید و تا آخر عمر در همان رتبه و منصب باقی بوده است . این مورخ برجسته سرانجام به سال 892 ه . ق دیده از جهان فروبست .
* امیرپازواری :
امیرپازواری که " امیر مازندرانی " و نیز " شیخ العجم "معروف شده است ، از بزرگترین شعرای سوخته دل و صافی ضمیر مازندران است . متاسفانه از دوران زندگانی این شاعر عارف اطلاعات جامع و دقیقی دردست نیست ؛ اما آنچه که از اشعار وی برمی آید این است که وی دهقانی از مردم پازوار " ناحیه ای میان بابل و بابلسر" بوده است . اشعار امیر از صدها سال پیش تاکنون با آهنگ مخصوص و جذاب "امیری" بدون کوچکترین

تغییری در مازندران متداول است . وی به حضرت علی (ع) ارادتی خاص داشته و بسیاری از آیه های قرآن مجید را عینا و یا بصورت حل در اشعارش آورده است . اشعار امیر دو دسته اند : یکدسته آنهایی که گویای عشق پاک و بی ریای روستایی او هستند ؛ دسته دیگر اشعاری که نمودار احاطه کامل او به قرآن و اخبار و احادیث و حکمت و فلسفه و منطق و عرفان است . اشعار وی در دوجلد به نام "دیوان امیر مازندرانی "در سال 1277ه .ق مطابق با 1860میلادی در پطرزبورگ به چاپ رسید. سال وفات امیر نیز مانند زمان تولد او مشخص نیست . از مندرجات تذکره ها می توان دریافت که وی در امیرکلا فوت نموده و متاسفانه گور او نیز معلوم نمی باشد و می گویند امیرکلا به مناسبت نام او به این اسم نامیده شده است .

* عمدبن فرخان طبری :
ابوحفص عمربن فرخان طبری مهندس و طراح شهر بغداد ، اختر شناس ، مترجم از پیشگامان دانش ریاضیات ، هیات ، نجوم و معماری و از بزرگترین دانشمندان مازندران در سده دوم هجری قمری به دنیا آمد . وی که به زبان های پهلوی ، عربی و فارسی کاملا مسلط بود ، یکی از پیشگامان ترجمه در ایران به شمار می رود . ابو حفص طبری بدون شک از بزرگان علم ایران به شمار می آمد و ابو مشعر باغی در مقام و مرتبه علمی ، او را با ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی ، فیلسوف عرب مقایسه می کند . ازجمله آثار به جامانده از وی عبارتند از: الاربعه بطلمیوس ، جوامع الاسرار فی علم النجوم و کتاب مختصر مدخل القیصرانی فی احکام النجوم .
تاریخ وفات این دانشمند نیز به مانند تاریخ ولادت وی با وجود کوشش های بسیار به دست نیامده است .

* ایرج ملک پور :
ایرج ملک پور در سال 1319 در شهرآمل متولد شد . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر آمل گذراند و سال آخر دبیرستان را در دارالفنون تهران به پایان رساند و در همان سال در دانشگاه تهران به تحصیل در رشته فیزیک پرداخت . در سال 1353موفق به کسب دکتری در رشته فضا و ماهواره شد . ملک پور دکترای دوم را در رشته فیزیک ستاره ها دریافت نمود .
از سال 1355در موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران مشغول به کار شد .رشته تخصصی دکتر ملک پور ، ستارگان انفجاری بوده و مقالات بسیاری در این زمینه دارند .
ازجمله آثار ایشان می توان به : تقویم 5000 ساله ایران از سال 3540 قبل از هجرت تا1500ه . ش بصورت یک مجموعه 19جلدی تدوین شده است . تقویم رسمی ایران : گزارش علمی شماره 81 دانشگاه تهران موسسه ژئوفیزیک ، کتاب درباره اسرار بشقاب پرنده ها ، کتاب تطبیقی دوره بیست جلدی .

* نجمای مازندرانی :
نام عاشقی است که در فراق معشوقه اش به نام "رعنا " ترانه هایی ساخته و شراره های شورانگیز آتش درونیش را با سرودن ابیات ، آن که در آهنگ ابوعطا خوانده می شود فرو می نشاند . این داستان که مانند ویس و رامین و لیلی و مجنون سرگذشت جان گداز دل داده ای را تشریح می نماید ، با تفاوت به این که سراینده آن داستان ها شعرای به نامی مانند فخرالدین اسعد گرگانی و حکیم نظامی است ولی گوینده این داستان همان عاشق حقیقی این سرگذشت می باشد ، از داستانهای ملی این سرزمین و در اغلب نقاط مازندران ، روستاییان آن را از برداشته و در مواقع وجد و جذبه و شب نشینی ها و مجالس عروسی و سرور می خوانند . تاریخ زندگی سراینده به تحقیق به دست نیامد ، ولی محقق است از زمان باستان مشهور صفحات شمال بوده است .

* طالب آملی :
محمدآملی متخلص به "طالب" مشهوربه ملک الشعرا طالب آملی ، از شاعران و گویندگان بنام قرن یازدهم هجری و از ارکان اربعه شعر سبک هندی است . طالب در سال 994هجری در آمل متولد شد و درسال 1036هجری درهند وفات یافت . مقبره او در شهرفتح پور سیکری در شمال هند، درجوارمقبره دوست بزرگوارش اعتماد الدوله
تهرانی ، صدراعظم مشهورهند قرار دارد. طالب در هند به اوج قله شعر رسید وبه مقام ملک الشعرایی دربار دست یافت و در 42سالگی در اوج شرف و اعتبار در گذشت . داستان عشق طالب آملی و مهاجرتش به هند ، عرصه زمان را در نور دیده و به یکی از داستانهای ماندگار در پهنه فرهنگ مازندران تبدیل شده است . مثنوی طالب و زهره (طالبا) ، داستان عشق او به دختری به نام زهره است که از کودکی در مدرسه همدرس او بود .

* سید حیدر آملی :
سید حیدر آملی از بزرگان عرفای شیعه در قرن هشتم هجری می باشد . تولد وی را به سال 720ه. ق در شهرآمل و وفات وی را به سال 794ه . ق نقل نموده اند . از آثار مهم ایشان می توان از " تفسیر المحیط الاعظم فی البحر الخضم " و در مقدمات نص النصوص " که در واقع " شرحی شیعی " نام برد .
از جمله خصوصیات شخصیتی علمی و عرفانی و تشیعی سید حیدر آملی اینکه ، مدام در کتابهای خود خصوصا در جوامع الاسرار ، از حریم شیعه امامیه و از حریم عرفان واقعی دفاع می کند و اصولا معتقد است بین مذاهب اسلامی فقط مذهب شیعه اثناعشریه است که بر حق بوده و شیعیان امامیه هستند که اهل سعادت و تشیع و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت است که صراط مستقیم می باشد .
از اساتید وی یکی شیخ کامل "محقق نورالدین طهرانی " است و دیگری ابوالمطهرحلی ، فرزند علامه حلی می باشد که سید حیدر را به " زین العابدین ثانی "خطاب می کند .

* ابوسهل کوهی :

ابوسهل بیژن بن رستم از ریاضی دانان و منجمین نامی ایران در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم ه . ق است . از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات چندان دقیقی دردست نیست . همین قدر مشخص است که اصل وی از جبال طبرستان است و به همین جهت بوده که "ابوسهل کوهی" ملقب گردید . این ریاضی دان عالی قدر معاصر ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی وبه قولی استاد ابوعلی سینا بوده است . وی پس از فراگیری دانش مقدماتی به سبب علاقه و استعدادی که در زمینه های ریاضی و نجوم داشته به تکمیل تحصیلات خویش دراین دورشته پرداخته و نزد استادان فن تلمذ نمود تا خود به درجه استادی رسید .وی در سال 378ه . ق در شهربغداد در حالیکه ریاست رصد خانه را برعهده داشت ، مامور به رصد کواکب سبعه شد . در زمینه ریاضیات ، عمر خیام نیشابوری ، وی را ریاضیدانی عالی مقام دانسته است . اشنایدر گفته است که پرگار به اصطلاح مخروطی را وصف کرده است . مهمترین آثار ابوسهل کوهی عبارتنداز:"مرکز الدوایر المتماسه علی الخطوط بطریق تحلیل"و کتاب "اخراج الخطین من نقطه علی زاویه معلومه به طریق تحلیل ". این دانشمند عالی قدر حدود سال 405ه . ق دارفانی را وداع گفت .

* علی بن ربن طبری :

ابوالحسن علی بن سهل بن ربن طبری معروف به " ابن طبری " پزشک ، ریاضی دان اختر شناس ، مترجم ، ادیب و از دانشمندان برجسته قرن سوم ه . ق در حدود سال 192ه . ق در طبرستان " احتمال قریب به یقین ساری " به دنیا آمد . وی که استادرازی است از پیشگامان تالیف کتاب در زمینه طب نیز می باشد . کتاب "فردوس الحکمه " که از تالیفات این دانشمند می باشد ، نخستین مجموعه بزرگ از نوع خود در اسلام است که در سال 234ه . ق و در 360 فصل نگاشته شد . دکتر ذبیح ا. . . صفا می نویسد : کتاب فردوس الحکمه کتاب جامعی است در طب که با روش منطقی نگارش یافته و این همان روش است که بعدا علی بن عباس مجوسی در کامل الصناعه و ابوعلی سینا در کتاب قانون به کار برده اند . ابن ربن آثار متعدد دیگری نیز دارد که مهمترین آن به این قرار است " الدین و الدوله فی اثبات النبوه النبی و محمد (ص) در رد دین مسیحیت و حقانیت اسلام ، عرفان الحیاه ، فی الترقی و . . . این دانشمند عالی قدر احتمالا به سال 247ه . ق دیده ازجهان فروبست .

* مرزبان بن رستم پریمی :

اسپهبد مرزبان بن رستم بن شهریار بن شروین بن رستم سرخاب بن قارن از نویسندگان معروف ایران در قرن چهارم ه . ق است . وی درمنطقه پریم از توابع دودانگه شهرستان ساری دیده به جهان گشود. ازدوران اولیه زندگانی او اطلاعات دقیقی دردست نیست. عمده شهرت وی به خاطر نگارش کتاب مرزبان نامه است . کتاب مرزبان نامه در اصل به زبان طبری است و این کتاب مشتمل برحکایت و تمثیلات و افسانه های حکمت آمیزی است که به طرز اسلوب کلیله و دمنه ، از زبان و خوش و پرندگان و دیو و پری تالیف شده و آموزنده گفتار و پندار و کردار نیک است . این کتاب به وسیله دانشمندان بزرگ چند بار به زبانهای دیگر نوشته شده است . کتابی به نام مرزبان نامه و منسوب به مرزبان بن رستم در ادبیات ایران شناخته می شود ، بازسازی سعدالدین ورامینی است. مرزبان بن رستم کتاب دیگری نیز تالیف کرده که به شعر است و دیوان "نیکی نامه " نامیده می شود .متاسفانه تاریخ وفات وی به دست نیامد .

* شهید حجه الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد:
شهید هاشمی نژاد در سال 1311 شمسی ، در شهرستان بهشهر متولد شد . دوره مقدماتی حوزه را نزد آیت ا. . . کوهستانی گذراند . سپس برای ادامه تحصیل راهی قم شده و نزد آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی مدت 14 سال تلمذ کرد و در سن 27 سالگی به درجه اجتهاد نایل شد . شهید در دوران ستمشاهی با روحیه مبارز و شجاعت کم نظیری که داشت ، از بدو شروع فعالیت اجتماعیش مبارزه با کجیها و انحرافات رژیم فاسد را سرلوحه کار خود نمود. وی در سال1342، پس از سخنرانی پر شوری که در تهران ایراد کرد ، در شب پانزدهم خرداد به همراه 40 نفر روحانی دیگر دستگیر و زندانی شد . همچنین ایشان 3 روز بعد از حادثه 17خرداد 1354 توسط ماموران ساواک دستگیر و به 2 سال زندان محکوم شد . پس از آزادی از زندان به مشهد بازگشت و مثلث مبارزاتی را با وجود مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای و آیت الله واعظ طبسی تکمیل کرد و آن قدر در این عرصه کوشا بود که حضرت امام در نامه ای خطاب به ایشان فرموده بودند (من چشمم به افرادی مانند شما روشن است ) شهید پس از پیروزی انقلاب در مجلس خبرگان به عنوان نماینده مازندران انتخاب شد و در تدوین قانون اساسی زحمات فراوانی کشید و پس از پایان دوره مجلس خبرگان ، مقام دبیری حزب جمهوری اسلامی مشهد را به عهده گرفت . منافقین کوردل که در مقابله با انقلاب ، رو به ترور شخصیتهای انقلاب آورده بودند نقشه ترور وی را طرح و در هفتم مهر 1360 او را به شهادت رساندند . جنازه تکه تکه شده این شهید در فردای آن روز بر فراز دستهای مردم عزادار مشهد ، تشییع و در حرم مطهرعلی بن موسی الرضا (ع ) به خاک سپرده شد.
شهید از خود آثار قلمی بسیاری به جای گذاشته که عبارتنداز:مناظره دکتر و پیر ،ولایت فقیه ،زهرا مکتب مقاومت ،مسائل عصرما ، و....
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:40 توسط ایرانی |


جغرافیای طبیعی استان سرسبز و تاریخی مازندران در شمال ایران بین 47 دقیقه و 35درجه تا 35 دقیقه و 36 درجهعرض شمالی و34دقیقه و 50 درجه تا 10 دقیقه و 54 درجه طول شرقی قرار دارد . وسعت آن حدود 24091/3کیلومتر مربع یعنی تقریبا 1/64 درصد از مساحت کشور است . این استان از شمال به دریای مازندران ، از شرق به استان گلستان از جنوب به استانهای سمنان ، تهران و قزوین و از غرب به استان گیلان محدود می شود.
مازندران از لحاظ طبیعی (ناهمواری ها) به دو منطقه جلگه ای و کوهستانی تقسیم می شود . ناحیه کوهستانی، متشکل از رشته کوه البرز در جنوب که به صورت دیواری مرتفع تقریبا موازی با کرانه های جنوبی دریایی مازندران این استان را از فلات مرکزی ایران جدا می سازد . قسمتهای ازین ناحیه با ارتفاع بیش از 2500 متر ، معمولا نیمی از سال پوشیده از برف است . رشته کوههای البرز ، نتیجه کوهزایی آلپی دوران سوم زمین شناسی(تریشاری) است و فرسایش اواخر این دوران و دوران چهارم زمین شناسی ، عوارض گسترده ای در آن به وجود آورده است . مهم ترین قله های البرز عبارت است از : دماوند (5671متر) ، کائون (4050) ، علم کوه (4850متر) ، پیت غاز (4000متر) ، ده پشت (3550متر) و . . . ناحیه جلگه ای با حداکثر ارتفاع صد متر شامل سرزمینهای تقریبا مسطح با عرض متغییر است که در حد فاصل خط ساحلی دریای مازندران و کوهپایه های شمالی البرز قرار دارد . بیشتر شهر ها و آبادی ها ی استان مازندران در این ناحیه قرار دارد . طول ناحیه جلگه ای (غربی _ شرقی) حدود 320 کیلومتر و عرض آن در غرب (رامسر) 2 کیلومتر و مرکز ( قائمشهر ) 40 کیلومتر است .
آب و هوایی مازندران با توجه به خصوصیات دما و بارش ، به دو نوع معتدل و مر طوب (معروف به معتدل خزری ) وکوهستانی (معتدل و سرد) تقسیم می شود . امتدا کوههای البرز در جنوب ، نزدیکی به دریا و پوشش گیاهی از دلایل اصلی تعدیل آب و هوایی استان است . استان مازندران تحت تاثیر چهار جریان عمده هوایی قرار دارد که عبارتند از :
1- جریان مدیترانه ای : این جریان از پاییز تا اواسط بهار بوده و بخش وسیعی از نواحی غربی و شمال ایران را تحت تاثیر قرار می دهد .
2- جریان پر فشار سیبری : موسم وزش این جریان پر فشار از اواخر پاییز تا اولیل بهار بوده که از فراز سیبری به سمت جنوب و غرب در حرکت است.
3- جریانهای اسکاندیناوی : این جریان در قسمت شمال اقیانوس اطلس تشکیل شده و در مواقع مختلف سال به سواحل مازندران می رسد.
4- جریانهای محلی : در نتیجه اختلاف فیزیکی هوای دریا و خشکی جریان های محلی هوا در مازندران به وجود می آید . بدین ترتیب در فصل تابستان گرما ی هوای ساحل تعدیل می شود .
مازندران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و شرایط مناسب آب و هوا یی و جنس خاک ، از پوشش گیاهی متنوعی برخوردار است که شامل درختان جنگلی ، درختچه ها ، بوته ها ، مراتع چرای دام وگیاهان خودرو می شود . جنگل های وسیع و متراکم مازندران یکی از انبوه ترین و با ارزش ترین جنگل های ایران است . به طور کلی بیشتر جنگل های مازندران درختان پهن برگ است که تا ارتفاع تقریبا 1800 متری گسترش دارند بعد از آن تا ارتفاع 2500 متری در ختان سوزنی برگ می شوند ارتفاعات بالا تر از آن ، پوشش گیاهی به چمن زار تبدیل می شود که در بهار و تابستان سبز می شود .
زندگی جانوری مازندران به توجه به آب و هوا ، مجاورت دریا و کوه ، تنوع پوشش گیاهی متنوع است . از جانوران پلنگ ، گربه وحشی ، ببر (البته نسلش از بین رفته) ، شغال ، گرگ ، خرس، خر گوش، آهو ، بز کوهی ، روباه ، میش و . . . از پرندگان ، شاهین ، اردک ، قو ، کبک ، قمری ، جغد ، کرکس ، حواصیل ، کلاغ ، و . . . از خزندگان ، انواع مار ،لاک پشت و. . . در استان یافت می شود . در آبگیر های رود خانه های استان انواع ماهی استخوانی و غضروفی مانند ، ماهی سفید ، سوف ، ماش ،کپور ، اورنج ، ماهیان خاویاری ، قزل آلاو . . . وجود دارد .
مازندران دارای رودها ی زیادی با جهت شمالی - جنوبی است که بیشتر آنها دایمی اند . سر چشمه همه رود های مازندران رشته کوه البرز است که پس از طی مسافت نسبتا کوتاه به دریای مازندران می ریزند . مهم ترین رودهای استان عبارتند از : هراز ، تجن ، چالوس ، تالار ، بابل یا بابلرود ، صفا رود ، چالک رود ، نمک آبرود ، شیرود ، نشتارود ، سیاهرود ، سر آب رود و کجرود . . . .
افزون بر آب های سطحی ، استان دارای منابع سر شار آب های زیر زمینی است که عمدتا به وسیله چاههای عمیق و نیمه عمیق و چشمه ها مورد بهره برداری قرار میگیرد .
معروفترین چشمه ها عبارتند از :چشمه سما ((ولشت)) مرزن آباد هفت خال آمل و چشمه های آب معدنی آبعلی (در کنار جاده هراز) ، آب اسک ، سادات محله رامسر و لاریجان ، قرمرض (جنوب نکا) نیدشت (در راه رامسر به روستای جواهر ده) ، سیاه چشمه (در لپا سر رامسر) و. . . .
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:30 توسط ایرانی |


با توجه به پژوهش های باستان شناسی در دوغاز ((کمر بند)) و ((هوتو)) در بهشهر سابقه سکونت در استان مازندران به هفتاد و پنج هزار سال می رسد . البته به دلیل عدم بررسی منظم و مستمر باستان شناسی ، تاریخ زندگی انسان و سیر تدریجی تمدن در مازندران که به دوران علف خوارگی و پیش از عصر یخبندان مر بوط می شود ، به طور دقیق مشخص نشده است.
با این حال تا سال 1320 هجری شمسی ، از تعداد ساکنان مازندران اطلاع دقیق و آمار رسمی نداریم . طبق نخستین آمار رسمی سال 320 ه . ش ، مازندران450/000 نفر ( با تراکم40 نفر در هر کیلومتر مربع ) جمعیت داشت . براساس نتایج سر شماری سال 1385 ش ، جمعیت استان ،2/898/759 نفر (1/457/215مرد ،1/441/544زن ) است.
اقتصاد استان مبتنی بر سه بخش کشاورزی ، صنعت و خدمات است .استان یکی از قطب های اصلی کشاورزی ایران (زراعت ، جنگل داری ، باغداری ، دامداری و شیلات) است و 36/5% مردم در زمینه کشاورزی ، شکار و . . . فعالیت می کنند . محصولات عمده استان عبارتند از : برنج ، گندم ، الیاف ، توتون ، پنبه ،کنف ، سویا ، جو ، کلزا ، چای ، آفتابگردان ، نیشکر ، ابریشم ، علوفه های دامی و . . . محصولات باغی استان ، پرتقال ، انار ، کیوی ، نارنج ، نارنگی ، لیمو و . . . است. دامداری استان نیز شامل پرورش گاو و گوسفند به ویژه گوسفند زل، گاو میش ، بز ، اسب ، پرورش طیورخانگی و . . . است. چند گارگاه صنایع دستی در استان (خدماتی - آموزشی مشغول فعالیت هستند. مهمترین صنایع دستی ، گلیم بافی ، قالی بافی، مصنوعات چوبی ، تولیدات پشمی ، پارچه بافی ، سوزن دوزی ، سفالگری و سرامیک ، نمد مالی و . . . است. مردم مازندران به زبان مازندرانی( تبری) و نیز زبان فارسی تکلم می کنند .زبان مازندرانی باز مانده زبان ایرانیان قدیم (پارسی میانه)است و تقریبا با تفاوتهایی در لهجه در تمامی نواحی استان متداول است. در غرب مازندران زبان تبری با زبان گیلکی آمیختگی پیدا کرده است . درباره وجه تسمیه مازندران و طبرستان اتفاق نظر وجود ندارد . استان مازندران کنونی بخش کوچکی از سرزمین پهناوری بود که مورخان و جغرافی نویسان آن را با نام های پشتخوارگر ، فرشواد گر و پذشخوارگر یاد کرده اند .ابن اسفندیار مولف کتاب تاریخ طبرستان ، حد آنرا در آذر بایجان ، سر ، طبرستان ، گیل دیلم ، ری ، قومش ، دامغان و گرگان می داند . ازین نام در منابع متعدد دوره هخامنشی ، اشکانی، ساسانی ودوره اسلامی سخن گفته شده است . با این تفاوت که به مرور زمان کم کم از سمت غرب(گیلان) و شرق (گرگان یا جرجان) ازین محدوده وسیع جغرافیای جدا می شود و نواحی باقی مانده در میان آنها نام رویان ، مازندران و طبرستان می گیرد. برخی مورخان اسلامی ، طبرستان را بر گرفته از طبر(یا تبر)+ ستان(پسوند مکان) دانسته اند به نوشته آنها ، چون مردم طبرستان از تبر برای شکستن هیزم استفاده می کردند محل سکونت آنها به طبرستان (تبرستان ) معروف شد . سید ظهیر الدین مرعشی ، طبر را به زبان طبری ،کوه می داند. به نظر می رسد که طبرستان از نام تپور اخذ شده است . تپور ها قومی بودند که همراه آمارد ها (مارد ، مردها) قبل از ورود آریایی ها در این استان زندگی می کردند . از اینرو طبرستان یا تپورستان در آغاز به سرزمین ویژه تپور ها گفته می شد . این نام به مرور زمان به گونه تپر و تبر ، در دوره اسلامی به گونه طبر در آمد.
در باره ریشه واژه مازندران و نیز تاریخ پیدایش و دگر گونی آن اختلاف نظر وجود دارد . سید ظهیر الدین مرعشی مانند ابن اسفندیار معتقد است مازندران به سبب واقع شدن در داخل کوه موز و به قولی ، واقع شدن در دیوار ی که مازیار را از جاجرم تا جیلان (گرگان تا گیلان) کشیده مازاندرون یعنی سرزمین واقع در آن ، می نامند . به نظر می رسدکه از آغاز سده هفتم هجری قمری و در روزگار تاخت و تاز مغولان کم کم نام مازندران جانشین نام کهن تر طبرستان شد و تا امروز پایدار و باقی مانده است. تاریخ مازندران با فراز و فرود های زیادی همراه بود . متاسفانه در باره اوضاع تاریخی مازندران پیش از اسلام اطلاع کمی داریم ،کناره دریای مازندران در زمان هخامنشیان ، ایالت (ساتراپ) پانزدهم و به روایتی ایالت یازدهم بود. اسکندر مقدونی در تصرف مازندران با مشکلات زیادی مواجه شد و تلفات بسیاری داد . در روزگار فرهاد اول (اشک پنجم) آماردها دو باره شورش کردند ولی او شورش را به شدت سر کوب کرد و تیره آماردها (مردها) در تاریخ مازندران نامی شنیده نشد و به دنبال آنها طبری ها در طبرستان ماندگار شدند . اردشیر ساسانی ، گشنسب شاه موروثی طبرستان و سرزمین های مجاور را در سمت خود ابقاء کرد . در سالهای اولیه ورود مسلمانان ، پیشرفت آنها در مازندران به دلائلی در مازندران بسیار کند بود و فقط در جلگه ها توانستند پیروزی هایی به دست آورند و مناطق کوهستانی همچنان در دست حاکمان محلی بود . مازندران به دلیل موانع طبیعی و صعب العبور بودن و وجود کوه و جنگل نیز دور بودن از مرکز خلافت خلفای فاجر اموی و عباسی ، مورد توجه علویان قرار گرفت .با قیام حسن بن زید داعی کبیر در روز پنج شنبه 27 رمضان 250 ، در کلار و چالوس و پیوستن مردم طبرستان به او ، تاریخ این سرزمین وارد مر حله جدیدی شد . حکومت سیاسی - مذهبی علویان زیدی مذهب ، در طبرستان موجب هموار شدن را ه نفوذ قطعی اسلام در این سرزمین شد و مشکلی که خلفای بنی امیه و بنی عباسی نتوانستند حل کنن ،آنها به انجام رساندند. از دیگر سلسله های شیعی مازندران ، سلسله سادات مرعشی است که به وسیله میر قوام الدین مرعشی و با قیام علیه کیا افراسیاب چلاپی در شهر آمل صورت گرفت. حکومت مرعشیان از سال 760 در مازندران آغاز شد و با شکست سید کمال الدین مرعشی از امیر تیمور گور کانی در سال 795 .ق به پایان رسید . حکومت سادات مرعشی در مازندران بر مبنای ترویج مذهب شیعه اثنی عشری و مبارزه علیه ظلم و جور موجود جامعه و نجات فقرا و ضعفا و ایجاد قسط اسلامی در جامعه بود .
مازندران از آغاز تا زمان صفویه به صورت حکومت های ملوک الطوایفی اداره می شد تمام حاکمان محلی سلسله ها نظیر، گشنسب ، زرمهر ، گیل گاو باره ، دابویه، غار نوندی ، باوندیان، باوندیان کینخواریه و . . . خود را مستقل از حکومت مرکزی ایران می دانستند. این شیوه حکومتی تا زمان شاه عباس اول صفوی ادامه داشت تا این که شاه عباس که از طرف مادرش فخر النسا بیگم به خاندان مرعشی مازندران می رسید توجه خاصی به این سرزمین کرد. با مرگ میر سلطان مرادخان مرعشی به علت بیماری درسال 1003 . ق سلسله سادات مرعشی (مرحله دوم)منقرض شد و بعد ازین مازندران زیر نظر مستقیم استانداران صفوی و همگام با دیگر نواحی تحت لوای حکومت مرکزی قرار گرفت و از حالت ملوک الطوایفی خارج شد .

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:29 توسط ایرانی |

غارهای زیبا و دیدنی و تاریخی رامسر عبارتند از :
غارگرگرلوکا:
این غار دارای شیبی تند بوده و در منطقه صعب العبور از ارتفاعات کوه ایلمیلی با دیواره های صخره ای قرار دارد . لوکا به زبان محلی به سوراخ و شیار گفته می شود . این غار عجیب بسیار زیبا و دیدنی است .
غار یاغی لوکا :
غار یاغی لوکا دارای شیبی 95 درجه بوده که دهنه بالائی غار سه متر می باشد و حدود هزار متر از سطح دریا ارتفاع داشته و در شمال غربی رامسر واقع است .
غار بام بامه :
این غار در جنوب هتل و جنوب غربی محله رمک در میان جنگلهای پوشیده از درختان کهنسال در فاصله دویست متری دامنه کوه قلعه بند قرار گرفته است .دهانه آن بشکل مثلث بوده و حدود 40 متر عمق دارد و احتمالا در گذشته محل اختفای اشیای با ارزش و عتیقه بوده است . غار بام بامه دیدنی , ترسناک و از عجایب رامسر محسوب می شود .
غار شب پره چال :
این غار به علت وجود شب پره ( خفاش ) فراوان و آویزان در داخلش به این نام معرف شده است و می گویند راه مخفی قلعه های اطراف بوده است . غار شب پره چال هم زیبا و دیدنی است به شرطی که از خفاش ها نترسید .

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:22 توسط ایرانی |

مازندران، استان سرسبز و باصفایی است كه جاذبه های پرشمار طبیعی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را در خود جای داده است. این خطه با ارزش ایران از چشم اندازهای بدیع طبیعی و تاریخی غنی برخوردار می باشد. چشم انداز شمالی كناره های استان مازندران را دریای نیلگون، زیبا و آرام مازندران تشكیل می دهد و چشم انداز جنوبی آن را جنگل های انبوه دامنه های البرز پوشانده است. دره ها و چشم اندازهای پیرامون استان، جلوه های شگفت انگیزی از طبیعت را به نمایش گذاشته اند. پیرامون كناره های دریای مازندران را باغ های مركبات، شالی زارها، كشت زارهای سرسبز و ویلاهای و مراكز اقامتی پوشانده و جلوه های شگفت انگیز و زیبایی را به وجود آورده اند. آبشارهای مازندران به دلیل شرایط طبیعی، هم در كوهستان وجود دارند و هم در بیشه ها و جنگل ها و در برخی نواحی نیز تركیبی از مجموعه كوهستانی را با هم دارند. دره های استان در امتداد رودخانه ها كشیده شده و پیرامون آن ها را انبوهی از جنگل های بلند با پوشش گیاهی متنوع فرا گرفته است. انواع جاذبه های تاریخی چون امام زاده ها، مسجد ها، پل ها، آب انبارها، قلعه ها و كاخ های متعدد در كنار سایر جاذبه های استان مازندران این منطقه را به یكی از جذاب ترین و پر گردشگرترین مناطق ایران تبدیل نموده است.
استان مازندران به لحاظ موقعیت طبیعی و جغرافیایی در بخش طبیعت گردی جزء استانهای برتر و قطب گردشگری كشور محسوب می گردد. نزدیك به 12 میلیون گردشگر داخلی و ده ها هزار توریست خارجی هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت از این استان دیدن می كنند. وجود دریای مازندران (دریای كاسپین) با ساحل زیبا و مناسب، به همراه برخورداری از دامنه ها جنگلی و كوهستانی، وجود قله دماوند با 5670 متر ارتفاع، غارها، آبشارها، رودخانه ها، آبهای متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در بهشهر، بیش از 800 آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، چالوس و ساری این استان را به مجموعه ای متنوع برای استفاده گردشگران با انگیزه های مختلف بدل نموده است.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:19 توسط ایرانی |




آيين ويژه سنتي 26 عيد ماه طبري هر سال در تاريخ 28 تيرماه شمسي در بيشتر روستاهاي استان برگزار مي شود. در روستاي امامزاده حسن سوادكوه اين مراسم با آداب خاصي انجام مي شود اين رسم به جشن مردگان نيز معروف است. بر اساس سنت رايج و باورهاي مردم در زمان هاي قديم فريدون پادشاه پيشدادي به خونخواهي پدرش جمشيد شاه حاك پادشاه را سرنگون مي كند مردم خبر اين پيروزي را در شب با آتش زدن بوته ها به يكديگر اطلاع مي دهند. و فرداي آن روز با برپايي جشن و مسابقه كشتي اين پيروزي را گرامي مي دارند. امروزه نيز اهالي روستاهاي اطراف همگي به امامزاده حسن مي آيند و علاوه بر خيرات كردن براي اموات خود و روشن كردن شمع روي مزارها، تماشاگر مسابقه كشتي سنتي لوچر مي شوند. در اين روز كشتي گيران سوادكوه در اين محوطه گرد مي آيند و به مصاف هم مي روند.در مناطق جلگه اي جشن مردگان در آرامگاه ها برگزار مي شود.
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۳۸۶ساعت 12:55 توسط ایرانی |

از ديگر مراسم سنتي و رسمي مازندران تيرماه سيزده است كه در اواسط آبان هر سال برگزار مي شود. البته روايات مختلف در مورد تيرماه سيزده وجود دارد. مي گويند كه شب تولد حضرت علي ( ع) است. مي گويند پيروزي كاوه بر ضحاك و جشن مهرگان است. در اين شب همه خانواده كنار هم جمع مي شوند و تا پاسي از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه هاي بزرگ ترها سپري مي كنند جوانان هم با در دست داشتن تركه اي بلند كه كيسه اي به انتهاي آن بسته شده است. همراه كودكان به در خانه ها رفته و با سر و صدا و كوبيدن چوب به درخانه ها و لال بازي از صاحب خانه تقاضاي هديه مي كنند به آنها پول ، ميوه، شيريني داده مي شود.هنگامي كه لال به همراه گروه خود در كوچه ها شروع به حركت مي كند اين اشعار را مي خواند: لال بيمو، لال بيمو، پارسال و پيرار بيمو، چل بزن ديگه بزن، لال انه لالك انه، پيسه گنده خوانه ، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالك انه، پاربورده امسال انه ، لال آمده ، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ريسي را حركت بده، به ديگ بزرم، لال آيد، لال كوچك مي آيد، كسي كه شيريني پيس كنده مي خواهد مي آيد ، سال و ماه ارزان نمي شود، لال بزرگ رسوا نمي شود، لال مي آيد، لال كوچك مي آيد ، پارسال رفته امسال مي آيد.
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۳۸۶ساعت 12:54 توسط ایرانی |

مراسم به جامانده در ايران زمين، چهارشنبه سوري است كه در پايان چهارشنبه هر سال برگزار مي شودو در مازندرانی به آن كل كل چهارشمّه میگویند. صبح روز چهارشنبه آش هفت ترشي، درست مي كنند.
آشي كه هفت نوع ترشي مانند آب نارنج، آب ليمو، آب انار، سركه، گوجه سبز، و اب از گيل در آن مي ريزند و بعد از آماده شدن بين همسايه ها پخش مي كنند غروب روز مي خوانند با ارزوي شادي و خوشي براي خود و خانواده خود از روي آتش مي پرند. آنها مي خوانند : چهارشنبه سوري كمي پارسال دسوري كمي، امسال دسوري كمي
در اخرين چهارشنبه سال زنان مازندراني تدارك آش ترشي را مي بينند كه در نوع خود بي نظير است و جنبه ي تبرك و شفا بخشي دارد. در اين آش از چهار گياه استفاده مي شود از شكوفه هاي آلوچه گرفته تا بچا بچا (گل پامچال وحشي) و گل بنفشه و سبزي هاي گوناگون ديگر. يك پاي ثابت اين آش حتما ((گزنه)) مي باشد. احتمالا ترشي آش اظهار دلسردي از سال كهنه مي باشد. از قديم الايام اين آش ترش را در روز سوم مرده ها طبخ مي كردند و به همه مهمانان علاوه بر طعام آش ترش هم مي دادند كه اين هم نشانه ي تنفر از غم و ناراحتي بود. در هر صورت مردم اين منطقه آش ترش آخرين چهارشنبه سال را به نيت مردگان خود خيرات مي كنند. اگر كسي به خاطر اشتغال زياد موفق به پختن اين آش نشود حتما سهمي از آش همسايه ها و يا اقوام خود مي برد.
در شب چهارشنبه سوري نوجوانان و جوانان پسر براساس سنّتي قديمي چادر بر سر كرده و قاشق و كاسه اي به دست،بر در خانه ها مي رفتند و با كوبيدن قاشق بر كاسه ي فلزّي درخواست انعام مي نمودند که به این مراسم قاشق زنی یگویند
در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه برکشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله «آش هفت ترشی» که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز«گزنه آش » که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۳۸۶ساعت 12:50 توسط ایرانی |


ردم مازندران در اواسط مرداد ماه جشني به نام نوروز ماه دارند وقتي كه اولين محصول برنج زودرس رسيد بعد از جمع آوري و درو با همان برنج غذا درست مي كنند و درخارج از روستا جشن پايان كار مي گيرند. اين مراسم دست مانند سيزده به در است و اعتقاد دارند كه اين روز را حتما" بايد بيرون از روستا به سر برد در واقع اين جشن يك نوع سپاسگزاري به درگاه خداوند است
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۳۸۶ساعت 12:48 توسط ایرانی |


در مازندران رسم بر اين است كه كوچك و بزرگ خانه حتما بايد روز عرفه استحمام كنند زيرا معتقدند كه شستشوي بدن در اين روز درد و غم و بيماري رااز انسان دور مي كند. بر اين اعتقادند كه پاكيزه بودن در هنگام تحويل سال باعث مي شود سالي خوب و دور از هر گونه آلودگي در پيش داشته باشند و در سال جديد تندرست و سلامت هستند. ظمنا قبل از عيد بايد براي خوشبختي و سلامتي به سر و دست و پا حنا مي بستند كه اين عمل را مبارك و ميمون مي شمردند. پلوي سب عيد و سكه هاي 50 ديناري از زمان هاي دور در شب عيد كدبانوي خانه حتما بايد براي شام يك مرغ،خروس،غاز يا اردك مي كشت كه معمولا خروس بر ديگر طيور ترجيح داشت. غذاي شب عيد هم ته چين پلو بود. اخيرا سبزي پلو و ماهي جاي ته چين پلوي خوشمزه قديم را در بسياري از سفره هاي مردم اين منطقه گرفته اما آناني كه به سنت (كشش) يعني كشتن و ريختن خون در شب عيد پاي بند هستند هم چنان ته چين پلو را بيشتر مي پسندند. علاوه بر اين در قديم رسم بر اين بوده كخ دو سكه 50 ديناري (ده شاهي) را لاي پلو مي انداختند. هنگامي كه غذا را مي كشيدند در بشقاب هر كس كخ مي افتاد، نشانه خوش شانسي و خوشبختي او در آن سال بود.
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۳۸۶ساعت 12:46 توسط ایرانی |


در ايران از کهن ترين زمان، در هر ماه جشني که نام آن ماه را داشت، برگزار مي شد. ازاين جشن هاي دوازده گانه تـنها جشن تيرگان با نام تيرماه سيزه شو ( شب سيزده تـيرماه) هنوز در مازندران برگزار مي شود. ولي برگزاري جشن هاي ديگري چون فروردين گان، ارديبهشت گان و.. به دست فراموشي سپرده شده است. انتخاب روزهاي جشن بدين شيوه بود که چون در تـقويم کهن هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه نيز در شمار آن سي نام است، جشن هر ماه در روزي بود که نامش با نام ماه يکي بود. و نام ها متعـلق به سي فرشتهً نگاهبان روزها و ماه ها است. جشن تيرگان روز سيزدهم ماه تير ( روز تير ) است.

به روز تير و مه تير عزم شادي کن که از سپهر ترا فتح و نصرت آمد تير

افزون بر يکي بودن نام روز و ماه، مناسب جشن تيرگان را سالروز حماسهً معـين کردن مرز ايران، با تيراندازي آرش، مي دانند. در اوستا آمده است :

تـيشتر ستاره را يومند و فرهمند را مستايـيم که شتابان بدان سوي پرواز کند. به سوي درياي فراخکرت پرواز کند. مانند تير ارحش (آرش) بهترين تـيرانداز ايراني که از کوه ائـيريوخشوت به طرف کوه خوانونت پرتاب گرديد ....

زين الاخبار مناسب جشن تيرگان را چنين آورده است :

تيرگان، سيزدهم ماه تير، موافق ماه است. واين آن روز بود، که آرش تير انداخت. اندر آن وقت که ميان منوچهر و افراسياب صلح افتاد و منوچهر گفت هر جا که تير تو برسد (از آن تو باشد). پس آرش تير بـيانداخت، از کوه رويان و آن تير اندر کوهي افتاد ميان فرغانه و تخارستان و آن تير روز ديگر بدين کوه رسيد، و مغان ديگر روز جشن کنند و گويند دو ديگر اين جا رسيد. و اندر تـيرگان پارسيان غسل کنند و سفالين ها و آتشدان ها بشکنند. و چنين گويند که : مردمان اندر ين روز از حصار افراسياب برستـند. و هر کسي به سر کار خويش شدند. و هم اندرين ايام گندم با ميوه بپزند و بخورند و گويند : اندر آن وقت همه گندم پختـند و خوردند که آرد نـتوانستـند کرد. زيرا که همه اندر حصار بودند.

و ابوريحان بيروني در التفهيم آورده است :

... بدين تيرگان گفتـند، که آرش تير انداخت از بهر صلح منوچهر که با افراسياب ترکي کرده است، بر تير پرتابي از مملکت؛ و آن تير گفـتـند : او از کوه هاي طبرستان بکشيد تا بر سوي تخارستان. ابوريحان پيدايش جشن تيرگان و شرح برگزاري آن را در آثارالباقيه به تفضيل آورده، و براي پـيدايي آن دو سبب نقل کرده است؛ يک سبب تيراندازي آرش براي مرز ايران و توران بود که : ... کمان را تا بنا گوش خود کشيد و خود پاره پاره شد. و تير از کوه رويان به اقصاي خراسان که ميان فرغانه و تخارستان است، به درخت گردوي بزرگي فرود آمد به مسافت هزار فرسنگ و مردم آن روز را عيد گرفـتـند (...) و چون در وقت محاصره کار بر منوچهر و ايرانيان سخت و دشوار شده بود، بقسمي که ديگر به آرد کردن گندم و پختن نان نمي رسيدند، گندم و ميوه کال مي پخـتـند. بدين جهت شکستن ظرفها و پختن ميوه کال و گندم در اين روز رسم شد.....

سبب دوم آن که " دهوفذيه " (دهيوپته) که معـناي آن نگهداري مفلک و فرمانروايي در آن و " دهقـنه" که معناي آن عمارت کردن و زراعت و قسمت کردن است و با هم تواًم اند و کتابت، به وسيله هوشنگ و برادرش در اين روز صادر شد ...

مقدسي، جغرافيادان نامي قرن چهارم، از برگزاري رسم و آيـيني " در روز تير از ماه تير " ( تيرگان) خبر مي دهد، که نشان دهندهً درخواست مردم از کوه براي برآورده شدن آرزوهايشان در اين روز است : در حومه کاشان کوهي است که آب مانند عرق از آن مي چکد، ولي جريان نيابد. و چون هر سال روز تير از ماه تير باشد، مردم در پاي کوه گرد آيند و ظرف ها بـياورند. پس هر دارنده ظرف يا يک دستک بر کوه کوبـيده، مي گويد: " براي فلان کار از آب خود به ما بـياشامان ". پس هر يک به اندازه نياز بر مي گيرد.

سندي کهن در دست داريم که از برگزاري جشن تيرگان در قرن دوم هجري حکايت دارد." پـيگولوسکايا " در کتاب شهرهاي ايران در روزگار پارتـيان و ساسانيان فصلي را به جشن شهر بگمود - تيرگان، اختصاص داده و به نقل از رويداد نامه سرياني اديابنه به داستاني پـيرامون برگزاري يکي از جشنها اشاره مي کند. شرح برگزاري اين مراسم که به آن جشن شهر بگمود گفته مي شده، به قلم معـلمي به نام " آبل " از سده دوم ميلادي برجا مانده است. آبل پـيرامون جشن مذکور چنين آورده است : اين جشن در ماه ايار برگزار مي شد و گروه کثيري مردم از اطراف و اکناف اديابنه، کنار چشمه و آبگير بزرگ آن گرد مي آمدند. آنها نخست، خود را در آبگير مي شستـند، آنگاه مي نشستـند و به تدارک ( خوراک ) ميپرداختند و آن خوراک را به بردگان خود مي دادند، ولي تا زماني که يکي از فرزندان خردسال خود را به درون آتش نمي افکندند، خود از آن خوراک نميخوردند. آنها جگر و قلوهاي قرباني خود را برمي داشتـند و به نشانه جشن از شاخه درختي مي آويختـند. بعـد تيرهاي بسياري از کمانهاي خويش به نشانه شادي و سرور به سوي آسمان رها مي کردند و پس آنگاه به سوي خانهً خود باز مي گشتـند.

پ. ج. مسينا ماجراي اين جشن را با نوشته ابوريحان بيروني پـيرامون جشن تيرگان مقايسه کرده است، و پـيگولوسکايا شرح اين مقايسه و مشابهت هاي "شست و شو"، "پرتاب تير"، "شکستن ظرف ها"، "قطعه قطعه شدن آرش"، "قرباني کردن کودک" و "تهيه خوراک" را اشاعه يک جشن مي داند. اين تحليل درخور توجه است، لذا قسمتي از آن عيناً نقل مي شود :

مراسم جشن تيرگان را مي توان با مراسم جشن شهر بگمود که ماه ايار در استان اديابنه برگزار مي شود مرتبط دانست. مراسم شست و شو در آبگير شايد با ماجراي کيخسرو در چشمه سار و عادت شست و شويي که بيروني از آن سخن داشت نزديک و مرتبط باشد، پرتاب تير به هوا، که به نشانه سرور و شادي صورت مي گرفت، شايد با پرتاب تير از سوي آرش رابطه اي داشته باشد. بـيروني از رسم شکستن ظرفها در جشن تيرگان خبر داد و لي هيچگونه توضيحي پـيرامون اين رسم و سنت ارايه نکرد. مقايسه اين رسم و سنت با مطالب مندرج در رويدادنامه سرياني بسيار گويا به نظر مي رسد. پس از آماده کردن خوراکي غير عادي، ظرف هاي آشپزخانه را مي شکستـند. در اديابنه کودک قرباني را به درون آتش مي افکندند. اين نکته مبهم است که چرا پس از اين عمل، وسائلي را که همراه کودک بر روي آتش قرار مي دادند، درهم مي شکستـند. بـيروني تـنها از رسم نابود کردن ظرفهاي آشپزخانه آگاهي داشت. چنـين به نظر مي رسد که وي علت اين کار را نمي دانست. هرگاه به اين نکته توجه شود که در اديابنه طي مراسم مذکور نخست کودک را به درون آتش مي افکندند و آنگاه به صرف غذا مي پرداختـند، موضوع چگونگي انهدام کليه وسائل آشپزخانه مشخص مي شود. زيرا اين اشياء و وسائل با قرباني کردن انسان ارتباط دارد. آرش پس از رها کردن تير پس از رها کردن تير بر زمين افتاد و قطعه قطعه شد. کودک را به درون آتش مي افکندند. آرش جان خود را فدا کرد و محل سقوط تيرش درختي بسيار تـناور بود. کودک را نيز قرباني ميکردند و قلو هايش از شاخه درخت مي آويختـند.

ابوريحان از رسم پختن گندم و ميوه در جشن تيرگان آگاه بود، اين خاطره اي از دردها و مشقت هاي منوچهر بر مردم و به سبب خام بودن گندم و ميوه به هنگام پـيکار با افراسياب بود. بدين مناسبت پوشاک دهقـنه و کشاورزان را بر تن مي کردند و محصول به صورتي ابتدائي، از جمله گندم و ميوه پخته مصرف مي شد. در داستان ارائه شده از سوي معـلم آبل نکته اي ناروشن است، نکته مزبور آن است که اهالي اديابنه کنار آبگير گرد ميآمدند به شست و شو و تهيه خوراک مي پرداختـند و به بردگان مي دادند. آنها خود تـنها پس از افکندن کودک به درون آتش غذا مي خوردند. بديگر سخن خوراک بردگان مقدس نبود و مانند خوراک آزادگان با رسم و سنت قرباني رابطه اي نداشت. قرباني خود از مراسم ديني قبـيله به شمار ميرفت و مايه بستگي و ارتباط اعضاي قبـيله بود. از اين رو بردگان با مراسم مذکور هيچ گونه رابطه اي نداشتـند. اين نکته که آزادگان خود غذا آماده ميکردند و به بردگان مي دادند، نموداري از وظيفه توزيع محصول در زمين و حاکي از نقش دهقـنه - ديهگانان - بود. معـلوم مي شود روايات مربوط به اين جشن تا زمان بـيروني، باقي و بعضي مراسم در نظر افراد، نامفهوم و ناروشن بود. رويداد نامه سرياني که حاوي مطالبي از سده دوم ميلادي است تصويري از پديده هاي بسيار کهن و منسوخ چون قرباني کردن کودکان، پرستش درختان و تغذيه خاص بردگان بدست مي دهد. رابطه مطالب رويدادنامه با نوشته بيروني تا اندازه اي مشهود است.

نشانه هاي برگزاري جشن تيرگان، از قرن ششم به بعـد در سند هاي تاريخي اندک است. در روزگار ما، فقط در شهرهاي مازندران مراسم تيرما سيزه شو بر جاي مانده است. تيرماه در تـقويم مازندراني (مانند تـقويم فرس قديم ) مصادف با آبانماه در تـقويم جلالي (تـقويم امروز ايران) است. محاسبهً فصل ها، فعاليتهاي کشاورزي و جشنهاي کهن بر پايهً تـقويم محلي مازندراني تا يک نسل پيش رايج بود.

تيرماه (چهارمين ماه سال )، در تـقويم ايراني، چند سده به آغاز فصل پائيز رسيده بود. بدين معـني که از زمان خسروپرويز، در پي نابساماني هاي کشور، محاسبهً کبـيسه به دست فراموشي سپرده شد. در نتـيجه، با گذشت زمان آغاز سال، يعـني فروردين از اول بهار ( ورود خورشيد به برج حمل)به اول تابستان (ورود خورشيد به برج سرطان) کشانده شد. و مدتها در اين وضعـيت کبيسه مي کردند. ابوريحان مي نويسد :

ايرانيان وقتي که سالهاي خود را کبـيسه مي کردند، فصلهاي چهارگانه را با ماههاي خود علامت مي گذاشتـند. زيرا اين دو بهم نزديک بودند؛ فروردين ماه اول تابستان، تيرماه اول پائيز، مهرماه اول زمستان و دي ماه اول بهار بود و روزهاي خاص در اين فصل داشتـند که بر حسب فصلهاي چهارگانه، به کار مي بستـند و چون کبـيسه اهمال شده، اوقات آنها بهم خورد.

اين نابساماني ها ناگزير برگزاري جشن ها، آيـين هاي همگاني، فعـاليت هاي کشاورزي و به ويژه، زمان گرفتن ماليات ها را تغـيـير مي داد. در نوروز نامه مي خوانيم :

ررررر متوکل وزيري داشت نام او محمد بن عـبدالملک، او را گفت، افـتـتاح خراج در وقتي مي باشد که مال در آن وقت از غله دور باشد و مردمان را رنج مي رسد. و آيـين ملوک عجم چنان بوده است که کبـيسه کردند، تا سال بجاي خويش بازآيد و مردمان را به مال گذاردن رنج کمتر رسد، چه دستـشان به ارتـفاع رسد. متوکل اجابت کرد و کبـيسه فرمود و آفتاب را از سرطان به فروردين ( حمل ) باز آوردند و مردمان در راحت افتادند و آن آيـين بماند. و پس از آن خلف بن احمد امير سيستان کبيسه ديگر بکرد، که اکنون شانزده روز تفاوت از آنجا کرده است و سلطان سعـيد معـين الدين ملکشاه را، انارالله برهانه، از اين حال معـلوم کردند. بفرمود تا کبـيسه کنند سال را به جايگاه خويـش بازآرند. حکماء عصر از خراسان بـياوردند و هر آلتي که رصد را به کار آيد بساختـند از ديوار و ذات الحلق ( مجموعه حلقه هاي متداخله بسياري، فلزين يا چوبـين يا از مقوا که آسمان و حرکات کواکب را نمايد و علماي هياًت کواکب را بدان رصد کنند. " لغت نامه دهخدا " ) و مانند اين و نوروز را به فروردين بردند. ولکن پادشاه را زمانه زمان نداد و کبـيسه تمام ناکرده بماند. اين است حقيـقت نوروز و آنچه از کتابهاي متـقدمان يافـتيم و از گفتار دانايان شنيده ايم.



تيرماه و جشن تيرگان در خزان

در ادبـيات قرنهاي چهارم و پنجم، نمونه هاي زيادي را مي توان يافت که نشان دهد تيرماه تيرماه در فصل خزان بوده است از جمله :

اگر به تيرمه از جامه بـيش بايد تير چرا برهنه شود بوستان چو آيد تير ( عنصري )

گهي نو بهار آيد و گاه تير جوان است گيتي گه و گاه پـير ( اسدي )

بهار و تموز و زمستان و تير نيا سود هرگز يل شيرگير ( فردوسي )

هنوز در سالنماي نجم الملک، تيرماه فرس قديم در آبان ماه روز شمار کنوني است. استاد دکتر صادق کيا دربارهً محاسبهً ماه هاي سال بر پايهً گاهشماري فرس قديم در مازندران ( طبرستان ) مي نويسد :

... اکنون نوروز آنان ( مازندراني ها) در نيمه دوم " اونه ماه " ( آبان ماه )، و تيرماه آنان در پايـيز است و جشن تيرگان را در پايـيز مي گيرند ....

مرحوم تـقي زاده نيز مي نويسد :

بر طبق تحقيقاتي که از اشخاص مختـلف و نقاط مختـلفه مازندران به عمل آمده ( در سال 1317 شمسي و 1939 ميلادي ) ماه هاي قديم در تمام نقاط کم و بـيش معمول است. البته در شهرها کمتر و در دهات بـيشتر. در بعـضي از بلوک تمام کارهاي مردم از معامله و اجاره و امثال آن با ماه هاي قديم است و در شهرها اغلب پـيرمردان و زن ها اين ماه ها را مي دانند.

از برگزاري جشن تيرماه سيزه شو، که در کتاب شرح بـيست باب ملا مظفر، از آن به نام نوروز طبري ياد شده ،در سواد کوه، سنگسر، شهميرزاد، فيروزکوه، دماوند، بهشر، دامغان، ماها، ساري، بابل، آمل، نوشهر، شهسوار و طالقان خبر داريم. نگارنده در سال 1335 در آمل شاهد برگزاري و رسم حافظ خواني در تـيرماه سيزه شو بودم. در شب سيزدهم آبان ماه، خانواده ها و خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ فاميل، با تدارک قبلي جمع مي شوند. اين گردهمايي با پذيرايي و اجراي مراسمي که ويژه اين شب است، تا دير وقت ادامه مي يابد. در اين جا مي کوشيم با بهره گيري از گزارشها، مصاحبه ها و مشاهده ها به شرح آن بـپردازيم.

خوردني ها : در اين شب افزون بر خوراک هايي که مناسب مهماني است و هر کسي به اندازهً امکان خود در تهيهً آن مي کوشد، بنابر رسم محل و مناسبت فصل، آجيل و ميوه و تـنـقلات و شب چره تدارک مي بـينند. تـنوع خوراک ها زياد است. به بـيان نمونه بسنده مي شود.

در آمل : " ... خوراکي هايي تهيه مي کنند که به لهجه محلي خارچي ( خوراچي = چيزهاي خوب ) گويند. اين خوراکي ها عبارت است از انواع شيريني ها که در خانه تهيه مي شود و ... شيريـني دستي به نام شامي نون ( نون شامي ) و شيريـني ديگري به نام بشتـيزک. علاوه بر شيريني، انار، پرتـقال، خربزه، هندوانه، ازگيل ( خصوصاً )، پسته، گندم برشته، کشمش، گردو و تخمه جزو خارچي است .... "

در فيروزکوه : " ... بعد از شام، گندم و شاهدانه و گردو و سنجد و شيريني و ميوه و چاي را روي کرسي مي گذارند و افراد خانواده دور آن جمع مي شوند ... "

در داراب کلا ( ساري ) : " ... طبق سنن قديم، پس از صرف شام، سيزده جور تـنقلات مانند انگور، هندوانه، خربزه، سيب، نيشکر، ازگيل، مرکبات، کنجد حلوا، نخودچي، گندم برشته، گردو حلوا، کشمش و تخمه مي خورند .... "

در سنگسر : " ... علاوه بر ( شب چره ) يعـني انار و انگور و سنجد و بادام و تخمه و امثال آن، به مناسبت سيزده بايد غذايي پخت که از سيزده ماده خوراکي درست شده باشد ( گوشت، آب، سبزي، برنج، عدس، نخود ،نمک، و ... ) که آن را سيزه چي گويند .... "

در فرامرزکلا ( سواد کوه ) : " ... خوراکي به نام ( پـيسه - گنده ) درست مي کنند که ترکيـبي از مغز گردو، آرد برنج، شکر يا عسل يا شيرهً خرمالوي جنگلي، و به اندازهً پرتقال است ... "

شگون چوب خوردن از لال : قسمت عمدهً رسم آمدن لال است و در برخي از شهرها اين مراسم را لال شو ( شب لال ) گويند. در اين شب شخصي با لباس مبدل، دستمالي به سر بسته و صورتش را سياه مي کند. و مانند لال ها با کسي حرف نمي زند. اين شخص را لال و لال مار ( در کوچک سراي شاهي ) و لال شيش ( در بابل و داراب کلا ) و لال شوش ( در تنکابن ) مي گويند. و چند نفر او را همراهي مي کنند. او وارد خانه ها شده و با چوب و ترکه اي که در دست دارد، که به آن شيش گويند، ضربه اي به ساکنان خانه مي زند. باور دارند که هر کس را بزند تا سال ديگر آن فرد مريض نمي شود ( روستاي چالي شيرگاه ). اين زدن شگون براي تـندرستي مي دانند و به او چيزي مي دهند.

" ... او ( لال ) مخصوصاً به سراغ زنان نازا، حيوانات نازا، دختران شوهر نکرده، و درختان بي ميوه مي رود و با ترکه به آنها مي زند. يکنفر از حاضران پا در مياني کرده و ضمانت مي کند که مثلا : اين زن يا آن درخت يا آن دختر را نزن. من ضمانت مي کنم که باردار شود، ميوه بدهد، به خانه شوهر رود. صاحب خانه ها، به آنان شيريني، گندم برشته، برنج، گردو يا خوراکي ديگر مي دهند و آمدن لال را به خانه و کاشانه خود به فال نيک مي گيرند. در فرامرزکلا، پس از رفتن لال، صاحب خانه ترکه " توت شيشک " را ( که لال در همهً خانه ها مي گذاشت ) در بـين چوب هاي سقـف خانه مي گذاشت و معـتـقد بودند که برکت بام را زياد و حيوانات موذي مثل موش و سوسک و ... را دفع مي کند ... "

فال حافظ : از رسم هاي ديگر تيرما سيزه شو فال گرفتن با ديوان حافظ است که در شهرها، روستاها و تقريباً همهً خانه ها - حتي اگر لال هم به خانه نيايد - مرسوم است. در اين شب و شب يلدا، براي همهً حاضران فرصتي است که خوب و بد نيت خود را از حافظ، که " به شاخ نبات " قسمش داده اند، جويا شوند. در روستاها و خانواده هايي که " حافظ خوان " نباشد، حاضران با دوبـيـتي خواندن، فال مي گيرند.

سرگرمي هاي گروهي جوانان : نوجوانان، پسربچه هاي محله، کمتر در خانه مي مانند. با همسالان در کوچه ها به آواز خواني پرداخته و همراه لال و معمولا به صورت ناشناس از خانه ها، شيريني و آجيل جمع آوري و به عنوان شگون، بـين خود تـقسيم مي کنند. در علمده ( نور ) با چوب دستي به در خانه ها مي روند، و چوبي را که دستمالي به آن بسته اند به داخل خانه ها مي اندازند. معـمولا در خانه ها دستمال آنها را از آجيل و خوراکي و ميوه پر کرده و از خانه بـيرون مي اندازند. در شيرکوه، بچه هاي محله، ساقهً جورابي را با نخ درازي بسته و به خانه ها مي اندازند، صاحب خانه که منتظر است، چيزي در آن گذاشته براي آنها مي اندازد.

در شب سيزده ماه مزبور، در نور مازندران، در خانهً خود بهترين غذاها را تهيه و انواع ميوه ها را بر سر سفره مي چينند و شادي مي کنند. جوانها براي خواستن مراد به در خانه ها رفته و از پنجره، دستمال به اتاق صاحب خانه پرتاب مي کنند؛ و صاحب خانه ميوه و شيريني به دستمال بسته به بـيرون پرتاب مي کند.

برخي از مردمان ماها ( از دهستان هبله رود بخش فيروزکوه ) بر بام خانه ديگران مي روند و از روزن بام که به گويش ماهايي ها دريجه ناميده مي شود، شال درازي را که به سر آن يک دستمال بسته اند، درون اطاقي که آنان نشسته اند مي اندازند، صاحب خانه از همان خوردني هايي که براي مهمانان آورده است، در آن دستمال مي گذارد و آن را مي بندد. آنگاه کسي که بر بام نشسته و شال را فرو انداخته است، آهسته آهسته شال را بالا مي کشد. اين رسم را که در بيشتر آبادي هاي مازندران نيز معمول است " شال اينگني " ( شال افکني ) مي نامند.

تير و جشن

اگر در کتابهاي تاريخي و ادبي که به جا مانده اثر و خبري از برگزاري تيرگان از قرن هشتم به بعـد نمي يابـيم، به گمان دال بر منسوخ شدن آن نيست؛ فراموش نکنـيم که برخي از مورخان و نويسندگان اينگونه جشن ها، و رسم ها را " بي ارزش " و " عاميانه " و گاهي " ضد ارزش " مي دانستـند. آداب و رسوم و جشن هايي که در بـيـن عامهً مردم رواج يافته باشد، به آساني از بـيـن نمي رود و معمولا، به اقتضاي زمان و مکان، همراه با تحول ها و دگرگوني هاي فرهنگي ديگر متحول مي شود.

در بـيـن زردشتيان کرمان، تا چند سال پـيـش، مراسمي در دههً دوم تيرماه برگزار مي گرديد، که به آن تيروجشن مي گفتـند، و هنوز بکلي فراموش نشده؛ " ... در تيروجشن، تا آنجا که بخاطر دارم، جوان ترها، نخي به دست يا دکمه خود مي بستـند، و چندين روز بعـد، يعني روز " باد " ( بيست و دوم تيرماه ديني، مطابق با نوزده تيرماه رسمي ) که آن را " تيرفو باد " مي گويند، با درخواست آرزوها، آن نخ را در گوشه صحرا، يا پشت بام ها، به باد مي دادند. بعـضي بچه ها، بادبادک هاي رنگين نيز درست مي کردند و مسابقه مي دادند. ديد و بازديد و خوردن آجيل، سرگرمي عمومي، خصوصا سرگرمي بچه ها بود. آب پاشي به يکديگر، از پشت بام ها، در خانه و گذر نيز مرسوم بود، که هنوز هم هست ... "

در کتاب فرهنگ بهد ينان دربارهً مراسم تيروجشن آمده است :

... در اين جشن، از روز تـير (سيزدهم ماه) تا روز باد (بـيست و دوم ماه) بند الواني به دور دست يا به جايي از لباس مي بـندند و در روز باد، در محلي بلند آن را به باد مي دهند (...) ديگر از آداب اين جشن اين است که قبل از روز تير، دختر نابالغي کوزه خالي يا پر از آب را درو مجلس مي چرخاند و هر کسي به نيتي که دارد، چيزي در آن مي اندازد. اين کوزه را به خانه اي مي برند که در آن خانه، درخت (مورد) باشد، پارچهً سبزي روي کوزه مي اندازند و آيـيـنه اي روي آن مي گذارند و زير درخت(مورد) قرار مي دهند. عصر روز بعـد که روز تير است، دختر کفشتي نو مي کند و با منش پاک همان کوزه را بر مي دارد و باج (ساکت و بي حرف) در سر گذر محله مي نشيند. راهگذران مي آيند و هر کدام شعري مي خوانند، آن دختر دست در کوزه مي کند و هر دفعـه يکي از چيزهايي را که در کوزه انداخته اند بـيـرون مي آورند. صاحب آن چيز نيت خود را با شعري که خوانده شده تطبـيق مي کند و اين شعر را به فال نيک مي گيرد ...

در کاريزات ( بخشي در 120 کيلومتري جنوب يزد ) يزد، مراسمي در اول تير ماه هر سال به نام آب تير ماهي انجام مي گيرد که مي توان آن را از مراسم جشن تيرگان دانست. به وسيله پسري نابالغ، دوره اي را ( کوزه اي با دهانه گشاد که معمولا براي نگهداري ترشي و مربا از آن استفاده مي شود ) از آب هفت چشمه يا قـنات پر مي کنند. آب را نبايد آسمان ببـيند. زنان و دختران هر يک شيئي نشانه گزاري شده را ( دکمه، مهره، ...) در آن دوره مي اندازند. کسي را که در ده اشعار زيادي از فردوسي، حافظ، باباطاهر يا فايز مي داند دعوت مي کنند و او با خواندن شعر، اشيا را يکي يکي از ظرف بيرون مي آورد، و صاحب هر شيئي فال خود را از شعر خوانده شده در مي يابد، اين مراسم با خيس کردن يکديگر به پايان مي رسد.

مي دانيم که همهً پديده ها، نهادها، آيـيـن ها، جشن ها و همهً زمينه هاي ديگر فرهنگي، با گذشت سده ها و هزارها، دگرگون مي شود، تحول مي يابد، با زمان و مکان هماهنگ مي شود، به گونه اي ديگر جلوه مي کند، به صورتي که گاه، گر تو بـبـيـني نشناسيش باز، و گاهي ديگر و جايي ديگر به دست فراموشي سپرده مي شود. در اينجا، بي مناسبت نخواهد بود، که پـيرامون زمينه هاي همگون و ناهمگون اين جشن و رسم هاي سه گانه اي که بـين زمان و مکان برگزاري آنها صدها سال و صدها فرسنگ فاصله است به تحليل بپردازيم.

الف) خوردني ها: هر چند که مردم نگاري و تک نگاري دقيقي از خوراک ها و پذيرايي هاي جشن تيرگان درگذشته نداريم و سندها منحصر به اشاره هايي است که دربارهً خوردني هاي ويژهً اين جشن شده، کتاب هاي آثارالباقيه و زين الاخبار، از پختن ميوه و گندم در اين روز خبر مي دهند. و امروز در تـنقلات تيرما سيزه شو ( در مازندران از جمله گندم برشته و ميوه وجود دارد، و در مجموعهً آجيل هاي تيروجشن ( در کرمان ) نيز گندم برشته ديده مي شود، که مي توان آنها را باقي ماندهً يک رسم کهن دانست. از طرفي، تفاوت و تـنوع خوردني ها که در رسم هاي تيرما سيزه شو و تيروجشن ديده مي شود، بـيـشتر به فرهنگ تغـذيهً مازندران و کرمان بستگي دارد، که جشن ها را نيز در بر مي گيرد.

ب) شگون و تفاًول : درخواست برآورده شدن آرزوها، با " دستک بر کوه کوبـيدن، و آب از چشمه خواستن " در قرن چهارم، شادي و شگوني که چوب خوردن از لال دارد، و تفاًولي که با حافظ خواني و شعرخواني در تيرماه سيزه شو مرسوم است، و نيز فال کوزه اي که در تيروجشن کرمان ميگيرند يکسان است. نگراني از حاد ثه ها و رويدادهاي آينده ( وضع بـيماران، مسافران، ازدواج و ... ) انگيزه اي همگاني و همه زماني است. ر تفاًول و توسل به آنچه که در باور عامه شگون دارد مختص جشن تيرگان نيست در بسياري از آيـيـن ها رسم ها و گردهمايي ها معـمول مي باشد.

ج) نقش جوانان و نوجوانان : شايد بتوان گفت که در همه جشن ها ( خانوادگي، قومي، منطقه اي، ملي و ديني ) نيروي کارا، پر جوش و خروش و شادي آفرين را نوجوانان و کودکان تشکيل مي دهند. البته، نقش بزرگسالان براي برپايي و پايداري جشن ها اساسي است، ولي به علت موقعـيت اجتماعي و وضعـيت جسماني معمولاً بزرگسالان براي برپايي و پايداري جشن ها اساسي است، ولي به علت موقعـيت اجتماعي و وضعـيت جسماني معـولا بزرگسالان رفتار و کرداري " جدي " و " رسمي " دارند. جنب و جوش و خنده و بازي و گرمي بازار جشن ها، که گاهي نيز غير رسمي و در حاشيه است، بر عهدهً نوجوانان مي باشد. در تيرما سيزه شو، گروه جوانان و " بچه ها " را در کوچه ها به آواز خواني، جمع آوري ميوه و شيريني از خانه ها مي بـيـنيم. و در تيروجشن، بچه ها و کوچکترها با تارهاي نخ رنگي در کوچه ها و بام خانه ها مي دوند و ترانه مي خوانند. در جشن هاي ديگر نيز چون چهارشنبه سوري، يلدا، نوروز، سيزده بدر، و جشن هاي خانوادگي چون عروسي، در واقع حضور جوانان و نوجوانان و کودکان است که به چشم مي خورد.

د) آب پاشي به ديگران : از جمله رسم هاي برخي جشنها، چون نوروز و تيرگان و ... آب پاشي و خيس کردن ديگران بوده است. اين رسم با آنکه وضع، نوع " مفد " و فرهنگ پوشاک تحول يافته، هنوز در برخي از شهرها و جشنها رايج است - به آن مي پردازيم. رسم آب پاشي در نوروز را ابوريحان از زمان حضرت سليمان مي داند؛ " ... پرستويي با منقار خويش، در اين روز قدري آب آورد و بر روي سليمان پاشيد (...) از اين جاست که مردم در نوروز به يکديگر آب مي پاشند ... " و نيز در همين زمينه مي نويسد : " در اين روز ( نوروز ) مردم به يکديگر آب مي پاشند، برخي گفته اند علت اين است که در کشور ايران ديرگاهي باران نباريد، ناگهان به ايران سخت بباريد و مردم به اين باران تبرک جستـند و از اين آب به يکديگر پاشيدند و اين کار همينطور در ايران مرسوم بماند. "

در جشن تيرگان، شست و شو کردن در آب روان رسمي کهن است، ابو ريحان مي نويسد :

.... چون کيخسرو از جنگ با افراسياب برگشت در اين روز ( تيرگان ) به ناحيه ساوه عبور نمود و به کوهي که به ساوه مشرف بود بالا رفت و تـنها خود او، بدون هيچيک از لشکريان به چشمه اي وارد شد و فرشته اي را ديد، در دم مدهوش شد. ولي اين کار با رسيدن بـيـژن پسر گودرز مصادف شد و قدري از آب چشمه بر روي کيخسرو ريخت (...) و رسم اغتسال و شست و شوي به اين آب و ديگر آبهاي چشمه سارها باقي و پايدار ماند، از راه تبرک. و اهل آمل در اين روز به درياي خزر مي روند و همه روز را آب بازي مي کنند ...

گرديزي نيـز شست و شو کردن در جشن تيرگان را، که به روزگار او مرسوم بوده، به داستان کيخسرو مربوط مي داند. اينکه در روستاي فرامرزکلا تا چندي پـيـش رسم بوده که : " لال مار "، در غروب دوازدهم تيرماه طبري به کنار رودخانه " درکا " رفته و خود را با آب سرد درکا مي شست، بطوري که از سرما قدرت صحبت کردن نداشت و به اصطلاح لال مي شد، آيا نمي تواند بازماندهً رسم شست و شو کردن کهن باشد؟ و اگر اين رسم در تيرما سيزه شو همگاني نـيست مي تواند به اين علت باشد که با کبـيسه نکردن آمدن تيرماه از تابستان به پايـيز، سردي هوا اجازهً آب پاشي و شست و شو را نمي دهد؛ ولي رسم آب پاشي در آغاز تابستان، در رسم هاي زردشتيان يزد، ( در پـير چک چکو ) باقي است.

رسم آب پاشان در دورهً صفويه، در آغاز تابستان برگزار مي شده و مورخان و سفرنامه نويسان از آن به تفصيل ياد کرده اند.

..... اين جشن آريايي که از پـيـش از مسيح در ميان آريايي ها به ويژه ايرانيان رواج بسيار داشته، هم اکنون نيز در بـيـن ايرانيان ارمني و ديگر ارمني هاي جهان مرسوم است و همه ساله آن را در ماه ژوئن که مصادف با تيرماه ايراني است بر پا مي دارند.
+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۳۸۶ساعت 12:44 توسط ایرانی |


کِلاردَشت یکی از شهرهای شمالی ایران است.

شهر کلاردشت مرکز بخش کلاردشت شهرستان چالوس در استان مازندران است.

جمعیت شهر کلاردشت در سال ۱۳۸۳خ، ۵.۱۳۱ نفر برآورد شده است.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:12 توسط ایرانی |


شهر نكا در نزديكي‌ بهشهر قرار دارد و يكي‌ از شهرهاي‌ صنعتي‌ منطقه‌ شمال‌ به‌ شمار مي‌رود. در داده‌هاي ‌منابع‌ تاريخي‌ و جغرافيايي‌ تا دوره‌ قاجار اطلاع‌ دقيقي‌ درباره‌ نكا وجود ندارد. ولي‌ در منابع‌ جغرافيا نويسان ‌قرون‌ اوّليه‌ اسلامي‌ از شهري‌ بنام‌ "ميردان‌" در نزديكي‌ نكاء امروزي‌ ياد شده‌ است‌. در لغت‌ نامه‌ دهخدا به ‌رودخانه‌ نكاء اشاره‌ شده‌ است‌. ظاهراً نيكا، نكا نام‌ بلوك‌ يا محالي‌ بوده‌ است‌ كه‌ روستاي‌ فراوان‌ داشته‌ است‌. نكاء امروزي‌ از توسعه‌ محله‌ يا روستاي‌ نارنج‌ محله‌ در جنب‌ پلي‌ بر روي‌ رودخانه‌ نكا، طي‌ ۷۰ سال‌ اخير بوجود آمده‌ است‌. اين‌ شهر به‌ دليل‌ عبور راه‌ آهن‌ سراسري‌ و راه‌هاي‌ ارتباطي‌ مناسب‌، استقرار صنايع‌ چوبي‌، انبارهاي ‌نفت‌ و نيروگاه‌ عظيم‌ برق‌ به‌ يكي‌ از كانون‌هاي‌ توسعه‌ در استان‌ مازندران‌ تبديل‌ شده‌ است‌. سواحلي‌ زيبا دارد و در نزديك‌ شبه‌ جزيره‌ ميانكاله‌ قرار گرفته‌ است‌.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:12 توسط ایرانی |


شهرستان‌ نوشهر تا تهران ۱۹۵ كيلومتر فاصله‌ دارد. ناحيه‌ دشتي‌ آن‌، آب‌ و هواي‌ معتدل‌ و مرطوب‌ و نواحي‌ جنوبي‌ آن‌ آب‌ و هواي‌ كوهستاني‌ دارد. نوشهر كه‌ در سابق‌ به‌ نام‌ خواجك‌ معروف‌ بود، به‌ علّت‌ وضعيت ‌خاص‌ ساحلي‌ و استعداد بندري‌ مورد توجه‌ قرار گرفت‌ و به‌ مرور زمان‌ به‌ حبيب‌ آباد معروف‌ شد و در سال‌۱۳۱۸ ه.ش‌، نوشهر ناميده‌ شد. در حال‌ حاضر ساختمان‌هاي‌ نوساز و تأسيسات‌ متعدد بندري‌ در اين‌ شهر رو به‌ گسترش‌ و توسعه‌ است‌.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:11 توسط ایرانی |


شهر نور تا تهران ۲۴۳ كيلومتر فاصله‌ دارد و در جلگه‌ ساحلي‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هواي‌ معتدل‌ و مرطوب ‌دارد. نور در گذشته‌ به‌ "سولده‌" معروف‌ بود و از قديمي‌ترين‌ شهرهاي‌ مازندران‌ غربي‌ است‌. وجه‌ تسميه‌ نور به‌سبب‌ عبور رود نور است‌ كه‌ به‌ دليل‌ شفافيت‌ و زلالي‌ به‌ اين‌ نام‌ خوانده‌ شده‌ است‌. نور به‌ سبب‌ موقعيت‌ طبيعي ‌و سوق‌ الجيشي‌ از اهميّت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار بود. وجود قلاع‌ و استحكامات‌ متعدد در منطقه‌ نور و كجور مبين‌اين‌ ادعاست.‌


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:10 توسط ایرانی |



محمود آباد در گذشته‌ پيش‌ بندر آمل‌ بود و به‌ عنوان‌ يكي‌ از كانون‌هاي‌ حمل‌ و نقل‌ كالاهاي‌ تجاري ‌ايران‌ و روسيه‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كرد. با توسعه‌ بنادر نوشهر و انزلي‌ از اهميّت‌ آن‌ كاسته‌ شد. شهر محمود آباد امروزه‌ يكي‌ از شهرهاي‌ حاشيه‌اي‌ درياي‌ مازندران‌ است‌ كه‌ از تفرجگاه‌هاي‌ ساحلي‌ مناسب‌ بشمار مي‌رود. اين‌ شهر به ‌انواع‌ خدمات‌ جهانگردي‌ و گردشگاهي‌ تجهيز شده‌ است.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:9 توسط ایرانی |


شهر قائم‌شهر تا تهران‌ ۲۵۷ كيلومتر فاصله‌ دارد و در دشت‌ سبز و خرمي‌ واقع‌ شده‌ است‌. نام‌ قديمي‌ قائمشهر، علي‌ آباد بود. علي‌ آباد دهي‌ بود كه‌ بقعه‌اي‌ داشت‌ و زيارتگاه‌ اهالي‌ اطراف‌ بود. قصري‌ از زمان‌ شاه‌ عباس‌ در اين‌ شهر به‌ جامانده‌ است‌. اين‌ دهكده‌ قديمي‌ كه‌ با پيوستن‌ آبادي‌هاي‌ ديگر به‌ آن‌، به‌ شهر مبدل‌ شد، درسال‌ ۱۳۱۴ ه.ش‌ شاهي‌ نام‌گذاري‌ شد، در سال‌هاي‌ اخير مورد توجه‌ قرار گرفت‌ و به‌ صورت‌ شهر صنعتي ‌درآمد. گفته‌ مي‌شود كه‌ قدمت‌ اين‌ شهر به‌ دوران‌ اسپهبدان‌ طبرستان‌ مي‌رسد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:8 توسط ایرانی |




شهرستان سوادکوه یکی از شهرستانهای پانزده گانه استان مازندران است که در البرز مرکزی و در مجاورت استان تهران قرار گرفته و شهر پل سفید مرکز آن با شهر ساری مرکز استان مازندران 70 کیلومتر فاصله دارد.

سوادکوه از سمت شمال به شهرستان قائمشهر و از سمت جنوب به شهرستان فیروزکوه و استان تهران و از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری و ارتفاعات دودانگه(وهمچنين نواحي كه درتقسيمات جديد به سمنان پيوته است) محدود است.

بر اساس آخرین سرشماری عمومی کشور جمعیت آن68286 نفر بوده و مساحت آن به 2078 کیلومتر مربع می‌‌رسد. این شهرستان با ترا کم نسبی جمعیت 9/32 نفر در هر کیلومتر مربع مساحت، دارای پائین‌ترین میانگین در سطح شهرستانهای استان مازندران است.

طبق جدیدترین تقسیمات کشوری سوادکوه از دو بخش بنامهای مرکزی و شیرگاه، چهار شهر بنامهای پل سفید، زیرآب، شیرگاه و آلاشت. شش دهستان بنامهای سرخ کلا با 20 آبادی، راستوپی با 69 آبادی، ولوپی با 52 آبادی، کسلیان با 17 آبادی، شرق و غرب شیرگاه با 31 آبادی و دهستان لفور با 29 آبادی تشکیل شده است.



تاریخ

سوادکوه در دوران مختلف تاریخ، محدوده ثابتی نداشته و مرزهای آن در اثر عوامل طبیعی، اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است. یافته‌های باستان‌شناسی بهمراه اسناد و نوشته‌های تاریخی حاکی از آن است که سوادکوه از نواحی کهن طبرستان و ایران بوده و انسجام بافت اجتماعی و فرهنگی آن در دوران اساطیری ایران ریشه دارد. این ناحیه همواره در تعیین مسیر تاریخ طبرستان حضور مؤثر داشته و مورد توجه حکام دولت مرکزی بوده است. مورخینی مانند ابن اسفندیار تا قبل از قرن دهم هجری قمری آن را جزئی از ناحیه تپورستان در ایالت فرشوادگر ذکر کرده‌اند که از شرق تا جرجان، از غرب تا دیار آذربایجان، از جنوب تا نواحی ری، قومس و دامغان وسعت داشت.

احتمالاً نام فرشوادگر که در آثار مورخینی نظیر استرابون یونانی، ابن اسفندیار، میر ظهیرالدین مرعشی و کتاب اوستا از آن یاد شده ترکیبی از واژه‌های تبری فرش به معنی دشت و جلگه، واد به معنی کوه و گر به معنی دریا باشد. در برخی دیگر از منابع تاریخی مانند التدوین آمده که نام قدیم سوادکوه پتشخوارگر و پتشخرگر بوده و فرمانروایان و امرای بسیاری از این منطقه برخاسته‌اند. این ناحیه جای رخدادهای اساطیری مانند ورود و سکونت فریدون پادشاه پیشدادی، پیکار رستم پهلوان مشهور شاهنامه فردوسی با دیوان مازندران، و نیز وقایع تاریخی مانند عبور اسکندر مقدونی در جنگ با داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی شمرده شده است.

در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، کتاب دینی پیروان آئین زرتشت آمده است که سوادکوه در گذشته محل زندگی انسان‌های متمدنی بوده که آئین دیوسنائی داشته و با اشو زرتشت دشمنی می‌‌ورزیدند.

واژه‌هائی نظیر دیوا، دی، دوآزرک و دا که اکنون نیز در زبان بومیان این نواحی رایج می‌‌باشد، از آن روزگاران به یادگار مانده است. نشانه‌هایی نیز از آئین میترائیسم و مهر پرستی در قرون اولیه میلادی و اواسط حکومت پادشاهان ساسانی، در این ناحیه وجود داشت. در زمان یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، حکومت سرزمین سوادکوه به ولاش واگذار و لقب فرشواد جر شاه به او اعطا گردید.

ساکنین این ناحیه بدلیل وضعیت طبیعی منطقه در بدو ورود سپاهیان مسلمان به ایران، سالیان متمادی با آنها و عوامل خلفای اموی مبارزه کرده و حتی تا قرن چهارم هجری بزبان پهلوی سخن می‌‌گفته و با خط پهلوی کتابت می‌‌کرده اند. کتیبه‌ای نیز به خط پهلوی ساسانی در بنای باستانی برج لاجیم بر جای مانده مربوط به قرن پنجم هجری قمری است.

در عهد خلافت مأمون خلیفه عباسی، اسپهبد مازیار به جر شاه یا پادشاه کوهستان ملقب گردید. این کوه بخشی از کوههای آپارسن قدیم بود که در کتاب اوستا او پا میری یسنا خوانده می‌‌شد و اکنون نیز همین نام در سوادکوه وجود دارد.

در برخی از اسناد و نوشته‌ها، از جمله کتاب التدوین، سوادکوه را همان ناحیه مشهور فرشوادگر دانسته‌اند که در آثار مورخین مختلف فرشوادگر، پرشخوارگر، پتشخوارگر، پرخواتروس، فرشوادجر، پذشخوارگر نیز خوانده شده است.

درهمین کتاب ذکر شده که تا زمان حکومت فریدون، ششمین پادشاه پیشدادی ایران، سوادکوه جزء اقطار مازندران در حوزه فرشوادگر بوده و فریدون در ناحیه شیلاب یا تیلاب سوادکوه بزرگ شده است. در کتاب اوستا نیز آمده که فرشوادگر در جنوب دریای فرا فکرت قرار دارد و تخت گاه دیوان مازنی است.

در تحولات اجتماعی و تاریخی بعد از قرن پنجم تا اواخر قرن سیزدهم هجری قمری نیز همواره نام سوادکوه به‌عنوان منطقه‌ای امن و محفوظ مطرح بوده است. بهمین دلیل بافت فرهنگی، اجتماعی و تمدن غنی و باستانی این منطقه طی فراز و نشیبهای تاریخ دچار آسیب کمتری شده است.

نام این منطقه از واژه هند و ایرانی سو، زئو، دئو، گرفته شده که معادل واژه فارسی روشنائی و واژه عربی صاف است. واژه‌های شبیه آنها نیز کماکان در گویش و نام اماکن مختلف وجود دارد. واژه سات نیز در اغلب نقاط مازندران بجای واژه صاف و روشن بکار می‌رود. در سوادکوه نیز در نام روستای سات روآر، مرتع سوته، رودخانه ذبیر و در زیرآبو سئو رویا آب روشن، فرمانهای مختلف این واژه باستانی دیده می‌شود.

درحال حاضر نیز اهالی منطقه کوههای صاف و عاری از درخت را ساکو می‌‌خوانند که مخفف کلمه سات کوه یا کوه صاف می‌‌باشد.

عده‌ای نیز بر این عقیده‌اند که نام سوادکوه از کوه سوات گرفته شده که در جنوب شرقی روستای چرات در دهستان ولوپی واقع شده و در ارتفاعات آن آثاری از تمدن قدیم مشاهده می‌شود که احتمالاً بدلیل استقرار حاکمان قدیم سوادکوه بر جای مانده است.

با توجه به اینکه واژه سات با دگرگونی واژه سئو یا دئو پدید آمده و به معنی صاف روشن در جملات بکار می‌رود بهتر آن است که نام سوادکوه را بر گرفته از واژه سات کوه یا کوه صاف و بدون درخت بدانیم. در حال حاضر نیز واژه‌های سات روآر به معنی آب زلال و روشن، سئو درکا به معنی زلال و صاف، ذیب لا به معنی روشن و در گویش بومیان منطقه بکار می‌رود.

عده‌ای از محققین نیز معقدند که نام سوادکوه با تغییر واژه کهن فرشوادگر به فرشواد کوه سپس تبدیل آن به سوادکوه پدید امده است.

در بر خی از اسناد و کتب تاریخی اسامی دیگری مانند قارن کوه، شروین کوه، جبال شروین و کولاچی نیز برای این ناحیه بکار رفته است. میرظهیرالدین مرعشی نیز در میان وقایع تاریخی قرن هشتم هجری قمری آن را گلابی نامیده که علت آن معلوم نیست.



اقلیم

شهرستان سوادکوه در یک دره وسیع طولانی ودر دامنه‌های شمالی رشته کوههای البرز مرکزی واقع شده است. حوزه کلی این ناحیه از منتهی الیه جلگه‌های جنوبی، و 30 کیلومتری دریای خزر آغاز ده و با شیب بسیارتند به سوی جنوب کشیده می‌شود. پوشش ارتفاعات تا بلندی 2000 متری سرسبز و جنگلی و از آن به بعد مرتعی، خشک با آب و هوای سردسیری می‌‌باشد.

جهت شرقی و غربی این ارتفاعات به موازات سواحل دریای خزر مانع و سد بزرگ برای تبادل جریان‌های جوی بین این دریا و فلات مرکزی یاران بوده و جریانهای غربی به همراه ابرهای باران آورکه از غرب اروپا به ایران می‌‌رسند در کنار دیواره‌های این کوهستان محبوس شده و باعث ریزش برف و باران فراوان و سودمند می‌شوند. بخش مرکزی این رشته کوهها در سوادکوه قرار دارد. ارتفاعات و تپه ماهورهائی که از جنوب به شمال کشیده شده‌اند به سرعت بلندی خود را از دست می‌‌دهند و به جلگه مازندران و بر حاشیه جنوبی شهرستان قائم‌شهر منتهی می‌شوند. آبادیهای فراوانی نیز در دل این ارتفاعات قرار داشته و در سطح شهرستان سوادپراکنده اند.

دهستان راستوپی از مجموعه کوههائی تشکیل شده که بلندترین نقطه آن بنام قله قدمگاه، 3651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره‌های شلفین نیز منطقه ولوپی را تشکیل می‌‌دهند که ارتفاع آنها از جنوب به شمال و متمایل به شرق کاسته شده و بلندترین نقطه این ناحیه نیز 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. شهر آلاشت در ارتفاع 1800 متری شیب شرقی این ناحیه واقع شده است.

دهستان لفور از مجموعه دره‌ها و ارتفاعات تشکیل شده است که بلندترین نقطه آن بنام روستای بورخانی، 1651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره‌های لفور شامل ارتفاعات منطقه امام کلا ودره مرزیدره، دره میرارکلا، دره آذز(خربمرد) ارتفاعات اسبوکلا و دره موزین را تشکیل می‌‌دهند که ارتفاع آنها از غرب به شرق و متمایل به سمت رشته کوه البرز افزایش می‌‌یابد که این دره‌ها و ارتفاعات به به دره‌ها و ارتفاعات وسو منطقه لفور را در غرب شهرستان سوادکوه پدید آورده‌اند که دارای جنگلهای انبوه و بسیار زیبائی می‌‌باشد.

اختلاف ارتفاع زیاد در فواصل اندک و شیب زیاد زمین سبب شده است که آب و هوا و پوشش گیاهی سوادکوه بسیار متنوع باشد.

بارندگی بیشتر در ارتفاعات این شهرستان بصورت برف در نواحی کم ارتفاع شمالی بصورت باران رخ می‌دهد.

نواحی قشلاقی آن در ارتفاع 200 الی 750 متر و ارتفاع بالا از 1700 متری تا نواحی ییلاقی و مراتع، کاملاً متمایز از یکدیگرند. مراتع این ناحیه از بهترین و غنی‌ترین مرتع‌های کشور بشمار می‌روند.



اقتصاد و فرهنگ

شهرستان سوادکوه از نظر اقتصادی یکی از محرومترین شهرستان‌های استان مازندران است. در گذشته‌ای نه چندان دور مراتع غنی این منطقه منبع درآمد ساکنین آن بود و مردم این ناحیه اکنون نیز به علت شرائط مناسب اقلیمی به دامپروری اشتغال دارند. تا قبل از ملی شدن مراتع و اصلاحات ارضی سوادکوه یکی از مهم‌ترین تأمین کننده مواد لبنی و گوشتی بازار تهران و مازندران به شمار می‌رفت.

در حال حاضر نیز سوادکوه از قطب‌های دامپروری استان مازندران است و یکی از بهترین نژادهای گوسفند زل در این ناحیه پرورش داده می‌شود.

بعلت کوهستانی بودن منطقه کشاورزی در این شهرستان از رونق چندانی برخوردار نیست و در نواحی جنوبی آن کشت گندم، جو و ارزن در گذشته مرسوم بود. کشت و کار در نواحی جلگه‌ای شمال آن و در حومه شهر شیرگاه دارای رونق بیشتری است و برنج کاری قسمت اصلی تأمین معاش و گردش امورات اقتصادی آن بشمار می‌رود. در اوایل قرن چهاردهم قمری با کشف منابع عظیم زغال سنگ، در ناحیه البرز مرکزی، بسیاری از بومیان این منطقه در این بخش مشغول بکار شده و کار در معادن و امور جنبی آن چهره اقتصادی سوادکوه را دگرگون نمود.

علاوه بر ذخائر عظیم ذغال سنگ، منابع معدنی دیگر مانند فلورین و سیلیس نیز از در آمدهای اقتصادی این ناحیه بشمار می‌رود و عده کثیری نیز در خدمات مربوط به راه آهن دولتی کشور اشتغال دارند.

جنگلهای سوادکوه، نیز نقش اندکی در امورات اقتصادی ناحیه دارند. این شهرستان دارای 1050000 هکتار جنگل آباد و مرغوب، 160000 هکتار جنگل نامناسب و 108000 هکتار مرتع می‌‌باشد.

صنایع دستی نیز در گذشته از منابع در آمد سوادکوه به شمار می‌‌رفت و در حال حاضر بعلت مهاجرت جمعیت آن و عدم توجه جوانان، بخش ناچیزی از درآمدها را بخود اختصاص داده است.

این شهرستان با توجه به دارا بودن جاذبه‌های متنوع گردشگری، با اجرای سیاست‌های مناسب در بخش گردشگری تغییرات مثبت فراوانی را در همه جوانب اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شاهد خواهد بود.

از صنایع موجود در منطقه می‌توان به کارخانه چوب لاجیم، اشباع تراورس شیرگاه، کارخانه فرآورده‌های چوبی گله و سنگده دودانگه اشاره کرد.

از نظر سوابق فرهنگی نیز منطقه سوادکوه دارای پیشینه‌ای بسیار روشن در ایران بوده و شخصیت‌های بزرگی را در علوم مختلف به جامعه علمی کشور تقدیم کرده است. در حال حاضر نیز ساکنین این شهرستان از فرهنگ اصیل، سنتی و بسیار غنی برخوردارند که در رفتار اجتماعی آنان نیز نمود یافته است. وسعت زیاد و شرائط سخت اقلیمی و طبیعی باعث گردیده که به ایجاد موسسات فرهنگی و آموزش عالی در سوادکوه کمتر توجه شود ولی با روند موجود امید به توسعه آن می‌رود.





+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:5 توسط ایرانی |


ساري‌ تا تهران ۲۷۷ كيلومتر فاصله‌ دارد و آب‌ و هواي‌ آن‌ معتدل‌ و مرطوب‌ است‌. ساري‌ مركز استان مازندران ‌است‌ و قبل‌ از اسلام‌ بنا شده‌ است‌. بناي‌ اين‌ شهر را به‌ "طوس‌ بن‌ نودر" نسبت‌ مي‌دهند

مسجد بزرگ‌ ساري‌ اوّلين‌ بنايي‌ است‌ كه‌ در سال‌ ۱۴۰ هجري‌ قمري‌، توسط‌ مسلمانان‌ احداث‌ شده‌ است‌.شهر ساري‌ در سال‌ ۲۹۸ هجري‌ قمري‌، توسط‌ اقوامي‌ كه‌ از پيرامون‌ درياي‌ خزر به‌ آن‌ هجوم‌ آورده‌ بودند به‌ آتش‌كشيده‌ شد و در اوايل‌ قرن‌ چهارم‌ نيز در اثر سيل‌ صدمات‌ بسيار ديد و خراب‌ شد. ساري‌ در زمان‌ سلطان‌ محمّد خوارزمشاه‌ و نيز بعد از آن‌، در حمله‌ مغول‌ آسيب‌ فراوان‌ ديد. در در زمان‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ صفوي‌ بناهاي‌ مهمّي‌ درساري‌ ساختند. هنگامي‌ كه‌ زنديه‌ طبرستان‌ را فتح‌ كردند، مركز طبرستان‌، از ساري‌ به‌ بارفروش‌ (بابل‌ كنوني‌)منتقل‌ شد. در دوره‌ آغا محمّدخان‌ قاجار (۱۲۰۰ - ۱۲۱۱ ه.ق‌) مركز مازندران‌، مجدداً از بارفروش‌ به‌ ساري‌منتقل‌ گرديد، بهمين‌ جهت‌ آباداني‌ و عمران‌ آن‌ رونق‌ يافت‌. ساري‌ امروز يكي‌ از شهرهاي‌ زيباي‌ استان‌ مازندران ‌و شمال‌ كشور است‌ كه‌ با عبور راه‌ آهن‌ از كنار شهر و احداث‌ خيابان‌ها و ساختمان‌هاي‌ دولتي‌ و خصوصي‌ بارديگر رو به‌ آباداني‌ نهاده‌ است.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:3 توسط ایرانی |


رامسر يكي‌ از شهرهاي‌ قديمي‌ استان‌ مازندارن‌ است‌ و در برخي‌ از متون‌ و منابع‌ تاريخي‌ سابقه‌ و پيشينه ‌آن‌ را حدود ۱۰ قرن‌ ذكر كرده‌اند. خاندان‌ بزرگي‌ در شهر رامسر مي‌زيستند كه‌ بيشترشان‌ سادات‌ بودند. رامسر پيش‌ از سال‌ ۱۳۱۰ ه.ش‌، دهي‌آباد به‌ نام‌ «سخت‌سر» بود. هم‌ اكنون‌ اين‌ شهر تاريخي‌ از تركيب‌ محلات‌ قديمي ‌در طي‌ قرن‌ اخير توسعه‌ يافته‌ از بهترين‌ و زيباترين‌ تفرجگاه‌هاي‌ شمال‌ ايران‌ به‌ ويژه‌ از نظر مسافران‌ و جهانگردان‌ خارجي‌ به‌ شمار مي‌رود.




+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:2 توسط ایرانی |


چالوس‌ از شهرهاي‌ قديمي‌ استان‌ مازندران‌ است‌ كه‌ در جلگه‌ ميان‌ سواحل‌ درياي‌ خزر واقع‌ شده‌ است‌. نام‌ اين‌ شهر در گذشته‌هاي‌ دور، سالوس‌ يا شالوس‌ بوده‌ است‌ كه‌ در پيرامون‌ آن‌ دو شهر كوچك‌ ديگري‌ بنام‌كبيره‌ و كچه‌ نيز وجود داشته‌ است‌. صاحب‌ مرآت‌ البلدان‌ مي‌نويسد، بعضي‌ از علماي‌ جغرافيا، چالوس‌ را ازآبادي‌هاي‌ طبرستان‌ دانسته‌اند. محمدبن‌ اويس‌ از امراي‌ دوره‌ تسلط‌ خلفاي‌ عرب‌، پسر خود احمد را به‌ حكومت ‌چالوس‌ گمارد. شهر چالوس‌ در زمان‌ حمله‌ امير تيمور تخريب‌ شد و سپس‌ تا قرن‌هاي‌ متمادي‌ به‌ صورت‌روستائي‌ كوچك‌ درآمد. در دهه‌ اول‌ قرن‌ حاضر (۱۳۱۰ ه.ق‌) با پشتيبان‌ دولت‌ وقت‌ آرام‌ آرام‌ به‌ شهر سازمان‌يافته‌اي‌ تبديل‌ شد و امروزه‌ به‌ شهري‌ زيبا با امكانات‌ فراوان‌ جهانگردي‌ تبديل‌ شده‌ است‌.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:1 توسط ایرانی |


تنكابن‌ در فاصله‌ ۲۵۷ كيلومتري‌ تهران واقع‌ شده‌ است‌. آب‌ و هواي‌ ناحيه‌ شمالي‌ آن‌ معتدل‌ و مرطوب‌ و آب‌ و هواي‌ قسمت‌هاي‌ جنوبي‌ آن‌ سرد است‌.

ناحيه‌ تنكابن‌ قبلاً جزو گيلان‌ بود و بر اساس‌ تحليل‌ آثار و اشيائي‌ كه‌ طي‌ ساليان‌ متمادي‌ از نواحي‌ مختلف ‌آن‌ بدست‌ آمده‌ در دوره‌هاي‌ گذشته‌ نيز آباد و از تمدني‌ ويژه‌ برخوردار بوده‌ است.‌

تنكابن‌ در گذشته‌هاي‌ دور قسمتي‌ از سرزمين‌ رويان‌ قديم‌ بود كه‌ "رستمدار" هم‌ ناميده‌ مي‌شد. پادوسبانان‌ تازمان‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوي‌ حكومت‌ محلي‌ اين‌ منطقه‌ را در اختيار داشتند. از دوران‌ صفويه‌ تا سال‌ ۱۲۰۹هجري‌ قمري‌ كه‌ آغاز سلطنت‌ آغامحمّدخان‌ قاجار است‌، اين‌ شهر فيض‌ نام‌ داشت‌. پس‌ از سقوط‌ قاجاريه‌، نام ‌اين‌ شهر به‌ شهسوار و مجدداً بعد از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ تنكابن‌ ناميده‌ شد. تنكابن‌ امروزي‌ شهري‌ آباد و ديدني‌ است‌.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:59 توسط ایرانی |



شهر بهشهر تا تهران ۳۲۶ كيلومتر فاصله‌ دارد، اين‌ شهر در دامنه‌ البرز قرار گرفته‌ و آب‌ و هواي‌ معتدل‌ و مرطوب‌ دارد.

ناحيه‌ بهشهر در سابق‌ "خرگوران‌" نام‌ داشت‌ و به‌ دستور شاه‌ عباس‌ احداث‌ شده‌ است‌ كه‌ در گذشته‌ "اشرف‌البلاد" نام‌ داشت‌. شاه‌ عباس‌ چندين‌ هزار گرجي‌ را به‌ اين‌ ناحيه‌ كوچانده‌ است‌. در اين‌ شهر از اقوام‌ مختلف‌،گرجي‌، طالشي‌، لنكراني‌ و تاتها زندگي‌ مي‌كنند. بهشهر امروزي‌، شهري‌ زيبا و جذاب‌ است‌ كه‌ آثار طبيعي‌ و تاريخي‌ فراوان‌ دارد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:56 توسط ایرانی |

بابلسر در قديم‌ "مشهدسر" نام‌ داشت‌. شهر بابلسر بيش‌ از صد سال‌ قدمت‌ دارد و در مصب‌ رودخانه‌ بابل‌ استقرار يافته‌ است‌. اين‌ شهر در گذشته‌ به‌ عنوان‌ بندر و مركز تجارت‌ ايران‌ و روسيه‌ رونق‌ داشت‌. هنگامي‌ كه ‌مبادلات‌ تجاري‌ بين‌ ايران‌ و روسيه‌ تقليل‌ يافت‌، بندر بابلسر موقعيت‌ خود را از دست‌ داد، ولي‌ در دوران‌ اخيربيش‌ از نقاط‌ ديگر شمال‌ مورد توجه‌ پهلوي‌ اوّل‌ قرار گرفت‌ و به‌ صورت‌ شهر زيباي‌ كوچكي‌ درآمد كه‌ اكنون ‌يكي‌ از معروف‌ترين‌ استراحتگاه‌ها و تفرجگاه‌هاي‌ شمال‌ كشور به‌ شمار مي‌رود.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:54 توسط ایرانی |


شهر بابل‌ در فاصله‌ ۲۶۸ كيلومتري‌ تهران واقع‌ شده‌ است‌. قسمت‌ شمال‌ و مركز آن‌ شهرستان‌ در دشت‌ واقع ‌شده‌ و قسمت‌ جنوبي‌ آن‌ كوهستاني‌ است‌. آب‌ و هواي‌ نواحي‌ كوهستاني‌ سردسيري‌ و آب‌ و هواي‌ نواحي‌ جلگه‌اي‌ آن‌ مرطوب‌ و معتدل‌ است.‌

بابل‌ يكي‌ از شهرهايي‌ است‌ كه‌ در دوران‌ اسلامي‌ نيز وجود داشته‌ است‌. اوّلين‌ نام‌ اين‌ شهر «مامطير» بود. درقرن‌ دهم‌ هجري‌ شهر بار فروش‌ در محل‌ آن‌ بناشد و در سال‌ ۱۶۰ هجري‌ قمري‌ «مازياربن‌ قارن‌» مسجد جامع‌ آن‌را بنا نهاد.

بارفروش‌ به‌ عنوان‌ مركز تجاري‌ به‌ ويژه‌ در دوره‌ صفوي‌ از رونق‌ و آباداني‌ بسياري‌ برخوردار بود. در زمان‌فتحعلي‌ شاه‌ اين‌ شهر اهمّيت‌ قابل‌ توجهي‌ يافت‌. قبل‌ از انقلاب‌ اكتبر روسيه‌، بابل‌ از طريق‌ بندر بابلسر با كشور روسيه‌ ارتباط‌ تجاري‌ داشت‌ و به‌ يكي‌ از مراكز مهّم‌ بازرگاني‌ استان مازندران تبديل‌ شده‌ بود. در حال‌ حاضر اين‌ شهر به‌ يكي‌ از شهرهاي‌ زيباي‌ مازندران‌ تبديل‌ شده‌ است‌.



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:53 توسط ایرانی |

شهرستان‌ آمل‌ در ۲۴۰ كيلومتري‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ است‌، قسمت‌ جنوبي‌ آن‌ را كوه‌هاي‌ البرز و قسمت‌ شمالي ‌آن‌ را دشت‌ آبرفتي‌ حاصلخيزي‌ فرا گرفته‌ و آب‌ و هواي‌ آن‌ نسبتاً گرم‌ و مرطوب‌ است‌. شهر آمل‌ از شهرهاي ‌قديمي‌ ايران‌ است‌. برخي‌ از مورخان‌ سابقه‌ آن‌ را به‌ دوره‌ پيشداديان‌ و كيانيان‌ نسبت‌ داده‌اند.

شهر آمل‌ با توجه‌ به‌ اشياء و سكه‌هايي‌ كه‌ از آن‌ بدست‌ آمده‌، در دوره‌ ساساني‌ پايتخت‌ آن‌ نواحي‌ بوده‌ است‌.مردم‌ آمل‌ در زمان‌ حكومت‌ مهدي‌ خليفه‌ عباسي‌ به‌ دين‌ اسلام‌ گرويدند، بعد از آن‌ بناهاي‌ اسلامي‌ در آنجا ساخته ‌شد. در زمان‌ حمله‌ مغول‌، شهر آمل‌ دچار فتنه‌ و آسيب‌ شد. در اين‌ زمان‌ ساري‌ پايتخت‌ آل‌ باوند بود. اوايل‌ قرن‌هفتم‌ ه.ق‌ ، حسام‌ الدين‌ اردشير مركزيت‌ را از ساري‌ به‌ آمل‌ منتقل‌ كرد و قصر خود را در آن‌جا بر پاداشت‌. درسال‌ ۷۹۵ هجري‌ قمري‌، امير تيمور گوركاني‌ آمل‌ و ساري‌ را غارت‌ كرد و از آن‌ زمان‌ آمل‌ روبه‌ ويراني‌ نهاد.شخصيت‌هاي‌ علمي‌ و مذهبي‌ بسياري‌ از جمله‌ محمد بن‌ جرير طبري‌ اوّلين‌ مؤلف‌ بزرگ‌ تاريخ‌ و تفسير قرآن‌مجيد، از آمل‌ برخاسته‌اند. آمل‌ جديد در جوار شمال‌ آمل‌ قديم‌ بنا شده‌ است‌ و امروزه‌ شهري‌ زيبا و با طراوت ‌است.‌

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:51 توسط ایرانی |

موقعيت جغرافيايي- مازندران

استان‌ مازندران‌ ۶۴۵۴۶ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ دارد و از اين‌ نظر يازدهمين‌ استان‌ ايران‌ است‌. براساس‌آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ ۱۳۷۵، شهرستان‌هاي‌ استان‌ مازندران‌ عبارت‌اند از: بهشهر، ساري‌، قائم‌شهر، بابل‌، بابلسر، آمل‌، نور، تنكابن‌، رامسر، محمودآباد، نكا، چالوس‌، نوشهر و سوادكوه‌. شهرستان‌ ساري‌ مركز استان‌ مازندران‌ است‌. درياي‌ مازندران‌ (خزر) در شمال‌، استان‌ تهران‌ و سمنان‌ در جنوب‌ و استان‌هاي‌ گيلان ‌و گلستان‌ به‌ ترتيب‌ در غرب‌ و شرق‌ استان‌ مازندران‌ قرار گرفته‌اند.

اين‌ استان‌ در سال‌ ۱۳۷۵، حدود ۲۲۰۶۸۰۰ نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد حدود ۴۶ درصد درنقاط‌ شهري‌ و ۵۴ درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند.

استان‌ مازندران‌ از نظر طبيعي‌ به‌ دو قسمت‌ جلگه‌ ساحلي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود. رشته‌ كوههاي‌ البرزمانند ديواري‌ مرتفع‌ نوار ساحلي‌ و جلگه‌اي‌ كناره‌اي‌ درياي‌ خزر را محصور كرده‌ است‌. در اثر نسيم‌ مداوم‌ دريا و بادهاي‌ محلي‌ در سواحل‌ جنوبي‌ و شرقي‌ درياي‌ خزر، تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ و سدي‌ طبيعي‌ و كم‌ ارتفاع‌بين‌ دريا و جلگه‌ پديد آمده‌ است.‌



نام - مازندران

برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه ، ایندیرا و ان پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است:

ای دیو سپید پای در بند

ای گنبد گیتی ای دماوند



آب و هوا - استان مازندران

طبيعت‌ استان‌ مازندران‌ تحت‌ تأثير عرض‌ جغرافيايي‌، سلسله‌ جبال‌ البرز، ارتفاع‌ از سطح‌ دريا، دوري‌ و نزديكي‌ به‌ دريا، بيابان‌هاي‌ جنوبي‌ تركمنستان‌، وزش‌ بادهاي‌ محلي‌ و ناحيه‌اي‌ و پوشش‌ گياهي‌ و جنگلي‌ قراردارد. به‌ همين‌ جهت‌ آب‌ و هواي‌ مازندران‌ در كانون‌هاي‌ مختلف‌ جغرافيايي‌ متفاوت‌ و گوناگون‌ است‌ و انواع‌ آن‌عبارتند از: آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري‌، كه‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و زمستان‌هاي‌ معتدل‌ و مرطوب‌ دارد. آب‌ وهواي‌ معتدل‌ كوهستاني‌، كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد با يخبندان‌ و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ و كوتاه‌ دارد. آب‌ و هواي‌ سردكوهستاني‌، كه‌ يخبندان‌هاي‌ طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ كوتاه‌ و خنك‌ دارد. ريزش‌هاي‌ جوي نواحي‌ كوهستاني‌ غالباً به‌ صورت‌ برف‌ است‌ كه‌ تا اواسط‌ دوره‌ گرما نيز دوام‌ مي‌آورد.



تاريخ و فرهنگ - استان مازندران

درباره‌ تاريخ‌ باستاني‌ استان‌ مازندران‌ اطلاع‌ زيادي‌ در دست‌ نيست‌ و اساساً وضعيت‌ اقليمي‌ مانع‌ ماندگاري‌ ابنيه‌و آثار تاريخي‌ شده‌ است‌. در جلگه‌هاي‌ ساحلي‌ مازندران‌ آثار معتبري‌ از ادوار قبل‌ از اسلام‌ به‌ دست‌ نيامده‌ وحتي‌ از شهرهاي‌ معتبر صدر اسلام‌ هم‌ به‌ جز آمل‌، ساري‌ و لاهيجان‌ يادگاري‌ به‌ جانمانده‌ است.‌

بعد از غلبه‌ آريايي‌ها و مهاجرت‌ بوميان‌، ساكنان‌ جديد پس‌ از مدّتها زير فرمان‌ هخامنشيان‌ قرار گرفتند. درسال‌ ۳۰ هجري‌ قمري‌، در زمان‌ خلافت‌ عثمان‌، «سعدبن‌ عاص‌» حاكم‌ كوفه‌ سواحل‌ طبرستان‌، رويان‌ و دماوند رابه‌ تصرف‌ خود در آورد. در زمان‌ خلافت‌ ابوجعفر منصور (۱۵۸ - ۱۳۶ ه.ق‌) دوّمين‌ خليفه‌ عباسي‌، مردم‌طبرستان‌ براي‌ چندين‌ بار سر به‌ شورش‌ برداشتند. سرانجام‌ در سال‌ ۱۶۷ هجري‌ قمري‌ ونداد هرمز سلسله‌مستقلي‌ در طبرستان‌ تأسيس‌ كرد. در سال‌ ۴۲۶ هجري‌ قمري‌، سلطان‌ مسعود غزنوي‌ از طريق‌ گرگان‌ واردطبرستان‌ شد و صدمات‌ فراواني‌ به‌ آن‌ سامان‌ وارد آورد.

در سال‌ ۶۰۶ هجري‌ قمري‌ طبرستان‌ به‌ دست‌ سلطان‌ محمّد خوارزمشاه‌ تصرف‌ شد. سپس‌ مغولان‌ بر اين‌ناحيه‌ حكومت‌ كردند و سرانجام‌ توسط‌ تيموريان‌ بساط‌ حكمراني‌ آنان‌ برچيده‌ شد. بعد از درگذشت‌ امير تيمور،سادات‌ مرعشي‌ (۸۵۰ - ۸۰۷ ه.ق‌) به‌ مازندران‌ برگشتند و بعنوان‌ اميران‌ باجگزار اين‌ نواحي‌ سلطنت‌ كردند ودر زمان‌ سلطنت‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ بطور كلي‌ قدرت‌ سادات‌ مرعشي‌ از بين‌ رفت‌

با برچيده‌ شدن‌ بساط‌ حكمراني‌ حكومت‌ ملوك‌ الطوايفي‌ طبرستان‌ كه‌ تا سال‌ ۱۰۰۶ هجري‌ قمري‌ ادامه‌داشت‌، امنيت‌ اين‌ منطقه‌ به‌ وسيله‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ و سلاطين‌ بعدي‌ سلسله‌ صفوي‌ تأمين‌ گرديد

در زمان‌ نادر شاه‌ براي‌ مقابله‌ با دشمنان‌، به‌ ويژه‌ دشمنان‌ شمالي‌ و روس‌ها، در مازندران‌ يك‌ كارخانه‌ كشتي‌سازي‌ داير گرديد. در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار، به‌ منطقه‌ سرسبز و دل‌انگيز مازندران‌، به‌ عنوان‌ يك‌ منطقه‌استراحتي‌ - تفريحي‌ توجه‌ گرديد. در زمان‌ سلطنت‌ پهلوي‌ منطقه‌ مازندران‌ مانند ساير مناطق‌ كشور از راه‌هاي‌ارتباطي‌ برخوردار شد. شرايط‌ مناسب‌ محيطي‌ و آب‌ و هواي‌ معتدل‌، چشم‌اندازهاي‌ زيباي‌ طبيعي‌ و نزديكي‌ آن‌به‌ تهران‌ اين‌ استان‌ را به‌ محل‌ استراحت‌ و تفريح‌ بخش‌ اعظم‌ مردم‌ كشور درآورده‌ است.‌

استان‌ مازندران‌ علاوه‌ بر مردم‌ بومي‌، اقليت‌هاي‌ بلوچ‌، ترك‌، كرد، لر، افغان‌، گرجي‌ و ارمني‌ را نيز در خودجاي‌ داده‌ است‌ كه‌ هنوز كاملاً با اكثريت‌ محلي‌ تركيب‌ نشده‌ و بسياري‌ از خصايص‌ قومي‌ و فرهنگي‌ خود را حفظ‌كرده‌اند. از جمله‌ بعضي‌ تيره‌هاي‌ ترك‌ كه‌ در قرون‌ گذشته‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از هجوم‌ تركمن‌ها به‌ اين‌ نواحي‌كوچانيده‌ شده‌اند، هم‌ اكنون‌ در مازندران‌ حضور دارند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:47 توسط ایرانی |

صنعت گردشگري
استان مازندران به لحاظ موقعيت طبيعي و جغرافيايي در بخش طبيعت گردي جزء استانهاي برتر و قطب گردشگري
كشور محسوب مي گردد. نزديك به 12 ميليون نفر گردشگر داخلي و دهها هزار توريست خارجي هر ساله به منظور
گذراندن اوقات فراغت از اين استان ديدن مي كنند. وجود درياي مازندران (كاسپين ) با ساحل زيبا و مناسب بهمراه
برخورداري از دامنه ها (و پاركهاي) جنگلي و كوهستاني ، وجود قله دماوند با 5670 متر ارتفاع معروف به بام ايران
، غارها، آبشارها ، رودخانه ها ، آبهاي متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در
بهشهر بیش از 800 آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، چالوس و ساری، این استان
را به مجموعه ای متنوع براي استفاده گردشگران با انگيزه مختلف بدل نموده است. نزديك به يكصد واحد اقامتي
شامل هتل ، متل ، هتل آپارتمان ، مهمانپذير و مجتمع تفريحي ساحلي ، جنگلي و كوهستاني همراه با دهها
آژانس خدمات مسافرتي و جهانگردي خدمات لازم را به گردشگران ارايه مي كنند. بنیاد علمی مهندس حریری بابل
و موزه هاي: شهر بابل ، مجموعه فرهنگي كندلوس كجور نوشهر ، موزه تاريخ طبيعي خشكه داران در مسير جاده
اصلي تنكابن - چالوس ، تماشاگه خزر كاخ رامسر و 000 امكانات بازديد بيشماری را برای بازديد گردشگران داخلي
و خارجي فراهم آورده است
منطقه توریستی و تفریحی نمک آبرود مازندران
معرفی منطقه نمک آبرود
امکانات این منطقه برای مسافران عزیز که به مازندران سفر می کنند شامل
الف-مجموعه آپارتمانهای(سوئیت ساحلی 1000 واحدی جهت اقامت موقت مسافران
ب-شهر بازی در زمینی به وسعت 44 هکتار
پ-امکانات تفرجی و توریستی شبانه روزی در ایستگاه بالای تله کابین
ت-هتل 4 ستاره بین المللی آرمیده در آغوش جنگل و چشم دوخته به دریای نیلگون خزر
ث-هتل 5 ستاره انقلاب خزر در ساحل نمک آبرود
ج-تله کابین نمک آبرود با جاذبه های منحصر به فرد خود برای مسافران که به وسیله آن قادر می باشند بر فراز
جنگل و دریا طی 15 دقیقه به ارتفاع 1050 متری قله مدوبن صعود نموده و زیبایی های طبیعت را نظاره کنند
چ-اثر طبیعی ملی خشکه داران به مساحت 260 هکتار
ح-موزه تاریخ طبیعی
خ-موزه کندلوس(مردم شناسی و باستان شناسی
د-منطقه تفریحی و تفرجی دو هزار و سه هزار و منطقه شکار ممنوع
ذ-دریاچه ولشت در ارتفاعات کلاردشت
ر-کاخ رامسر و کاخ چایخوران واقع در پارک سر چشمه
ز-پارکهای حفاظت شده جنگلی گوناگون
ژ-چشمه های گوگردی و حمامهای آب معدنی کتالم
س-بندر تجاری و اسکله و صیدگاههای سواحل نمک آبرود
ش-باغ پرورش و تولید گل و گیاهان دارویی
ص-از دیگر جاذبه ها و امکانات تفریحی نمک آبرود می توان از دریاچه مصنوعی،زمین تنیس،پیست دوچرخه سواری
،اسب سواری،درشکه سواری،پیست اسکیت،پله نوردی،کوهنوردی،ورزشهای دریایی،شنا در مناطق حفاظت شده
و دارای غریق نجات،اسکله تفریحی،باغ وحش،پلاژ آقایان و بانوان،مراکز خرید،مراکز اقامتی،مراکز پذیرایی،ویلاهای
چوبی،بازارچه و...نام برد
کارهایی که در آینده انجام خواهد شد عبارتند از
الف-تجهیز پارک جنگلی بنفشه
ب-توسعه طول مسیر تله کابین از دو کیلومتر به 7 کیلومتر و افزایش کابین از 40 دستگاه به 240 دستگاه
پ-احداث شبکه ریلی جهت انتقال مسافر از دریا به تاسیسات تله کابین در دامنه جنگل و بلعکس
ت-افزایش طول ساحل تفریحی و تجاری نمک آبرود
از امكانات بالقوه مجموعه شهرك تفريحي نمك آبرود كه بسيار نيز ارزشمند مي باشد میتوان به موارد زیر اشاره کرد
باغ حيوانات و پرندگان و آكواريوم ، رودخانه و درياچه مصنوعي ، جزيره مصنوعي ، رستوران ،قايقراني پاروئي ، كلوپ
هاي تفريحي ، برج ديده باني ، محل هاي ماهيگيري ، مسيرهاي اسب سواري ، پياده روي ، كلبه هاي چوبي و
درختي ، محل هاي نصب چادر ، فضاهاي پيش بيني شده جهت اتومبيل هاي كاروان ، همينطور ايجاد پارك آبي كه
پذيراي خانم ها و آقايان در دو شيفت روزانه می باشد .

مركز خريد (SHOPPING )

بخش تجاري مجموعه بدو صورت مجموعه فروشگاههاي انفرادي و سوپر ماركت پيشنهاد مي شود ، مراكز فروش
شامل فروشگاه هاي متنوع و متعدد بوده و هر كدام به صورت مستقل اداره مي گردند و نوع خدمات دهي آنها در
رابطه با نياز كل مجموعه خواهد بود حداقل سطح اين غرفه ها از ده متر الي 50 متر مربع برآورد مي گردد . و
بخش هاي متنوعي شامل فروش لوازم مورد نياز خانگي ، پوشاك ، اشياء زينتي ، اسباب بازي ، ورزشي ، لوازم
صوتي و تصويري ، عكاسي ، (غرفه عكاسي و خدمات تصويري بدليل نياز مجموعه درنقاط مختلفي بايد ايجاد گردد .)
بانك ، پست ، مخابرات ، كافي شاپ و ... نمايشگاه صنايع دستي بهمراه كارگاهي كه بخش هائي از مراحل ساخت
صنايع دستي را در معرض ديد بازديدكنندگان قرار مي دهد بسيار مورد توجه توريستهاي داخلي و خارجي خواهد بود .
بخش سوپر ماركت شامل ارائه و فروش مواد غذائي و بهداشتي و مايحتاج اوليه زندگي ، شيريني فروشي و دراگ
استور مي باشد .
مركز خريد د رمركز سايت مجموعه و فروشگاههاي كوچكي در نزديكي سه ورودي جنوبي ، شرقي و غربي و در
مراكز تجمع و اقامتي پيش بيني مي گردد
قايقراني
قايقراني در دريا و رودخانه نيز داراي طرفداران بسياري مي باشند .
قايقراني دردريا نياز به اسكله اي جهت استقرار قايقها و محلي براي كرايه كردن آنها و تحويل وسايل مسافران دارند.
مسلماً محلي جهت تعميرات قايقها ضروري است . قايقراني در دريا به دو شكل مي تواند صورت گيرد : يكي با
قايقهاي موتوري و ديگري غير موتوري .
قايقراني با قايقهاي موتوري داراي آلودگي صوتي و صر و صداي زياد و دركنار اين مسئله هيجان و شور و نشاط زيادي
براي مسافران مي باشد . و اما قايقراني غير موتوري با آرامش بيشتري و امكان استفاده از مناظر زيباي اطراف
صورت مي گيرد . اين نوع قايقراني را مي توان در محل نزديك به مكان ماهيگيري نيز استقرار داد و نيز مزاحمتي
براي ماهيگيري ايجاد نمي شود در صورتيكه در قايقراني موتوري مشكلاتي از نظر صدا و آلودگي محيط براي
ماهي ها بوجود مي آيد و حتي المقدور بايد از همديگر دور باشند .
قايقراني غير موتوري يا توسط قايقهاي بادباني يا قايقهاي پارويي و پدالو صورت مي گيرد . اين قايقها در دريا مناظر
بسيار زيبا و جذاب را براي ديگر مسافران بوجود مي آورند .
قايقراني در رودخانه بايد بصورت قايقراني غير موتوري باشد كه با حركت آهسته در رودخانه بتوان از مناظر زيباي اطراف
نيز لذت برد و مشكلي براي ماهيگيران اطراف رودخانه نيز بوجود نياورد .

تور دريايي با كشتي تفريحي

يك سفر دريائي يك روزه ( يا چند روزه ) مي تواند براي بسياري از مسافران جالب توجه باشد . اين امكان را با وجود تور
دريائي با كشتي مي توان فراهم كرد . اسكله اي جهت كناره گيري كشتي مسافرتي و محلي براي ثبت نام تور و
انباري براي وسايل جانبي كشتي با امكانات خدماتي لازم جهت سفر يك روزه ( يا بيشتر) مسافران .
اين سفر به دو صورت مي تواند انجام شود :
1- سفر در امتداد نوار ساحلي و بازديد از سواحل درياي خزر در شرق يا غرب پهلو گرفتن كشتي در بعضي از مناطق
مثل بندر انزلي يا ... و بازديد از محل حتي توقف يك ساعته و بازگشت با كشتي به محل اوليه .
2- سفر در دريا بطرف شمال بدور از نوار ساحلي با امكانات تفريحي بر عرشه كشتي شنا در وسط دريا قايق سواري
در وسط دريا و ... و برگشت با كشتي به محل اوليه .
- از اين كشتي تفريحي در مواقع توقف در اسكله مجموعه مي توان بعنوان يك رستوران دريائي و محلي جهت
استراحت ، تفريحات و حتي شنا استفاده نمود .

پارك آبي

اين فضا بسيار مورد توجه مسافران است پاركي كه در سراسر آن آب جريان دارد و بازيهاي بسيار متنوع و پر هيجاني را
شامل مي باشد . ( دراين مطالعات درباره انواع پاركهاي آبي بتفضيل توضيح داده شده است ) .
وجود چنين پاركي باعث جذب افراد زيادي بطرف مجموعه شده خصوصاً اينكه براي استفاده خانمها نيز در نظر گرفته شود
با وجود پوشش گياهي انبوه سايت مي توان قسمتي از اين محدوده انبوه را كه از نظر بصري نيز محدود شده است را
محصور نمود و پارك را در چنين فضائي طراحي نمود و بصورت شيفتي خانم ها و آقايان از اين پارك استفاده مايند . سر و
صداي ناشي از اين پارك نيز بسيار مي باشد و بهتر است در محل مناسبي از سايت استقرار يابد كه مزاحمتي براي
فعاليتهاي اطراف ايجاد نكند .
امكانات جانبي شامل انبارها بوفه و تريا و رختكن و دوش و فروش و كرايه لوازم شنا و ... ضروري است . استفاده از اين
پارك بصورت فصلي مي باشد . در فصل سرد سال استفاده از فضاهاي جانبي پارك مقدور مي باشد .

درياچه و رودخانه مصنوعي

از آنجائيكه قسمت وسيعي از سايت بصورت جنگلي مي باشد احداث پارك جنكلي در اين منطقه بسيار جذاب و كارآئي
مجموعه را چندين برابر مي سازد ، تعداد بسياري از توريستها و گروه كثيري از مسافران با افراشتن چادر و گروهي با
اتومبيلهاي كاروان درمحيط جنگلي اقامت مي نمايند .
از جمله فضاهايي كه احداث آن در چنين پاركي امكان پذير و نيز جالب مي باشد درياچه و رودخانه مصنوعي است . حركت
آب در منطقه جنگلي و صداي جريان آب ، ماهيگيري در آن و استفاده از قايقهاي پاروئي و ... فضا را براي استفاده
كنندگان مهيج تر و جالب تر مي سازد . از رودخانه اي كه در قسمت جنوبي سايت در جريان است براي ايجاد رودخانه و
درياچه مصنوعي مي توان بهره برد .

جزيره مصنوعي

جزيره مصنوعي مي تواند نقطه عطفي درميان درياچه مصنوعي باشد اين محيط را مي توان با ايجاد رستوران و كلوپ هاي
تفريحي و ماهيگيري و حتي ايجاد برج ديده باني ، و ... فضائي بسيار جالب و مورد توجه و استفاده گردشگران قرار دارد .

آكواريوم

آكواريوم از جمله فضاهاي بسيار جذاب و جالب براي بازديد كنندگان مي باشد كه د رمجموعه مي تواند بسيار حائز اهميت
باشد . خصوصاً اينكه اين مجموعه در كنار دريا قرار گرفته است و مي توان براي شناساندن موجودات دريائي به مسافران
و توريستها از آكواريوم استفاده نمود .
در چنين فضاهائي بجز انگيزه هاي تفريحي هدف آموزش بيشتر بازديد كنندگان بايد مد نظر باشد چرا كه داري اثرات
مثبت بسياري در طولاني مدت در معرفي شهرك ساحلي بعنوان يك مجموعه ارزنده خواهد گرديد . در نتيجه صرفاً ،
رديفي از مخازن حاوي گونه هاي مختلف ماهي كه با عكس و اسم و ساير ويژگي ها مشخص شده اند اگر چه جالب
است اما از نظر اطلاع رساني كافي نمي باشد و طراحان بايد مدنظر داشته باشند كه به وسيله نوارهاي فيلم ،
كتابهاي راهنما و تصاوير تلويزيوني ، اطلاعات بازديدكنندگان را افزايش دهند و محيط را نيز جذابتر نمايند .
در قراردادن مخازن نمايش بايد از يكنواختي اجتناب گردد ، استفاده از تورفتگيها و نشستنگاها تنوع و تحير پديد مي آورند
در طراحي يك آكواريوم نيز نكات بسياري را بايد مورد توجه قرار داد . فضاي پشت مخزنها كه براي نگهداري و حفاظت از
آكواريوم مي باشد و فضاي بازديد كنندگان كه هر چه بيشتر جالب و جذاب و متنوع باشد و قسمتهاي ديگر يك آكواريوم
مثل تأسيسات بارگيري ، اتاق آماده سازي غذا و فريزر ، دفاتري براي زيست شناس و رئيس مجموعه ، اتاقي براي
ارسال و دريافت جانوران زنده و ... دوش و سرويس بهداشتي و ... بايد به آن اضافه شود .

موزه حيوانات تاكسيدرمي

در كنار آمفي تئاتر و نمايشگاه آثار هنري موزه حيوانات كه مي تواند به معرفي حيوانات ، پرندگان و جانوران ناحيه شمال
ايران بپردازد ، اين موزه هم داراي جذابيت بسياري است و اينكه داراي ارزش علمي بسياري نيز خواهد بود .
تاكسيدرمي هنر نگهداري از پوست يا پرو جمجمه ( اسكلت ) حيوانات مي باشد . در اين هنر پوست مي تواند براي
آماده سازي ، نگهداري و استفاده به عنوان نمونه هاي تحقيقاتي و يا نمايش در موزه ها و كلكستونهاي خصوصي مورد
استفاده قرار گيرد . در اين مجموعه در كنار موزه حيوانات مي توان قسمتي را جهت تاكسيدرمي كردن اختصاص داد .
در اين قسمت هم مي توانند تاكسيدرمي را آموزش دهند . هم اين فعاليت را به نمايش بگذارند و درقسمتي نيز به
فروش محصولات تاكسيدرمي شده بپردازند . مسلماً كه اين قسمت از بازديدكنندگان بسياري برخوردار خواهد شد .
قدمت هنر تاكسيدرمي TAXIDERMY بيش از 350 سال نيست گرچه ترميم پوست به تاريخ قبل از ميلاد بر مي گردد
در اوائل قرن هفدهم گونه هاي پرندگان از هندوستان به هلند انتقال داده شده و تاكسيدرمي گرديدند .
دیگر جاذبه هاي طبيعي استان
علاوه بر سواحل دريا ، مناطق جلگه اي سبز ، دامنه جنگلي و كوهستاني بسيار زيبا به طول 338 كيلومتر از شرق به
غرب ، سایر جاذبه هاي طبيعي آن بشرح زير است:
ـ شبه جزيره ميانكاله : يكي از 18 منطقه بيو سفري كره زمين در بهشهر ، تا خليج گرگان ( آشوراده) ادامه دارد.
ـ پناهگاه حيات وحش : ميانكاله ، سمسكنده ، دشت ناز و دودانگه و چهار دانگه در ساري و سياه بيشه در آمل
ـ درياچه ها: ولشت كلاردشت (چالوس) ، خضرنبي (نوشهر) ، شورمست (سوادكوه) ، سدلار(آمل)
- رودخانه ها : چالوس ، تجن ساري ، سجاد رود و بابل رود(بابل) ، هراز در آمل ،سرداب رود چالوس و چشمه کيله تنکابن
ـ آب معدني : آبهاي گرم روستاهاي آبگرم، اسك و استراباكوه (بائيجان ) در لاريجان آمل در مسير جاده هراز ، رامسر
و سادات محله (رامسر) و آب سرد معدني آمولو (آمل)
ـ غارها : دانيال (سوادكوه) ، اسك (لاريجان آمل) و هوتو در (بهشهر)
ـ پاركهاي جنگلي : سي سنگان (نوشهر) و نور از بزرگترين و مهمترين پاركهاي جنگلي استان و كشور هستند.
ـ جاده هاي توريستي: چالوس ، هراز ، فيروزكوه و سه خط طلاي راه آهن سوادكوه ( و پل ورسك)
استان با جاذبه هاي فراوان طبيعي و تاريخي و وجود دهها هتل و مهمان پذير و تأسيسات بين راهي متعدد ، شرايط
بسيار مناسبي را براي ورود 12ميليون گردشگر داخلي و خارجي به مازندران(علاوه بر جمعيت ساكن نزديك به 3
ميليون نفر)فراهم آورده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:35 توسط ایرانی |

شهرستان آمل

موقعيت جغرافيايي -

آمل يكي از شهرستانهاي مركزي استان مازندران است كه از شمال به محمود آباد،از شرق به شهرستان بابل،از مغرب به شهرستان نور و از جنوب به استان تهران محدود مي شود.

جمعيت -

برابر آمار سال1375،جمعيت شهرستان آمل 298هزار نفر بوده،كه حدود54درصد جمعيت در شهرها زندگي مي كرده اند.پراكندگي جمعيت اين شهرستان،در درجه اول،ناشي از ميزان حاصلخيزي خاك مي باشد.

تقسيمات سياسي -

طبق آخرين تقسيمات كشوري،اين شهرستان از دو بخش(مركزي و لاريجان) و8 دهستان تشكيل شده است.از نقاط شهري آن،شهر آمل و رينه را مي توان نام برد.

سابقه تاريخي و جاذبه هاي جهان گردي -

به موجب پژوهشهاي خاور شناسان،طايفه يا قوم آمارد كه پيش از تاپوريها به سرزمين تپورستاني(طبرستان) مهاجرت كرده بودند.در منطقه آمل كه مستعد وآباد تر از ساير نقاط طبرستان بود سكونت اختيار كردند.

آمل مخفف همان آمارد يا آماردان بوده كه بر اثر كثرت استعمال به تدريج تغيير شكل داده و به صورت آمل در آمده است.حمدالله مستوفي بناي شهر آمل را به طهمورث،پادشاه پيشدادي،نسبت مي دهد.از مهمترين بناهاي تاريخي و نقاط ديدني اين شهرستان مي توان مشهد مير بزرگ(مقبره مير قوام الدين مرعشي)،مقبره مير حيدر آملي،امامزاده ابراهيم،امامزاده عبد الله،بقعه شمس آل رسول،پل دوازده پله،قله شاهان دشت،پارك جنگلي آمل(ميرزا كوچك خان) و آبهاي معدني لاريجان(آمولو)،اسك و استراباكو را نام برد





* * *

شهرستان بابل

موقعيت جغرافيايي

بابل يكي از شهرستانهاي مركزي استان مازندران است كه از شمال به شهرستان بابلسر،از مشرق به شهرستانهاي قائم شهر و سوادكوه،از مغرب به شهرستان آمل،و از جنوب به كوهپايه ها و دامنه هاي شمالي رشته كوههاي البرز محدود مي شود.

جمعيت طبق سر شماري سال 1375،جمعيت شهرستان بابل،حدود421هزار نفر بوده است.بيش از 43درصد جمعيت آن شهر نشين و بقيه روستا نشين هستند.تراكم جمعيت در قسمت جلگه اي بيشتر از مناطق كوهپايه اي است.

تقسيمات سياسي

شهرستان بابل،شامل پنج بخش مركزي،بند پي شرقي،بند پي غربي،بابل كنار و لاله آباد،11 دهستان و 2 شهر(بابل و امير كلا)مي باشد

سابقه تاريخي

نام اين شهر در قديم مامطير بوده و در قرن هشتم به بار فروش ده معروف شد.از زمان صفويه اين شهر را بارفروش مي ناميدند.در سال 1311 به بابل تغيير نام داد،زيرا رود بابل در غرب آن جريان دارد.شهر بابل با توجه به موقعيت جغرافيايي،نزديكي به دريا،و شرايط طبيعي مناسب،در سالهاي اخير به سرعت توسعه يافته است

اماكن مذهبي،آثار باستاني و جاذبه هاي جهانگردي

شهرستان بابل داراي امامزاده هاي متعددي است.آرامگاه قاسم بن موسي كاظم و برادرش حمزه(آستانه)،مقبره سلطان محمد طاهر و پل محمد حسن خان بر روي رود بابل،از آثار تاريخي مهم اين شهرستان به شمار مي آيد.شهرستان بابل با توجه به موقعيت ارتباطي،آب وهواي معتدل و مناظر طبيعي بسيار زيبا،كوهپايه هاي پوشيده از جنگلهاي انبوه و رودخانه بابل،از مناطق مهم جذب جهانگرد در استان است

* * *

شهرستان بابلسر

موقعيت جغرافيايي

شهرستان بابلسر در قسمت مركزي استان مازندران و در ساحل جنوبي درياي مازندران قرار دارد.اين شهرستان،از شمال به درياي مازندران،از جنوب به شهرستان بابل،از شرق به شهرستان قائمشهر و جويبار،و از مغرب به شهرستان محمودآباد محدود مي گردد

جمعيت

طبق سرشماري سال 1375،شهرستان بابلسر،حدود155 هزار نفر جمعيت داشته است.حدود40 درصد مردم در شهرها زندگي مي كنند.تراكم جمعيت در شهرهاي بابلسر،فريدون كنار و روستاهاي اطراف فريدون كنار بيشتر از ساير مناطق شهرستان مي باشد

تقسيمات سياسي

اين شهرستان،قبلاً بخشي از شهرستان بابل بود،ولي در سال 1369 به شهرستان تبديل گرديد.بابلسر به چهار بخش(مركزي،فريدونكنار،بخش رود بست و بهنمير) و هشت دهستان تقسيم مي شود

آثار تاريخي و جاذبه هاي جهانگردي

از آثار تاريخي مهم شهرستان بابلسر،بقعه امامزاده ابراهيم(برادر حضرت امام رضا(ع))است به علت وجود همين آرامگاه در گذشته بابلسر به نام مشهدسر شهرت يافته بود.از جاذبه هاي شهرستان بابلسر،وجود ساحل زيباي درياي مازندران و رود بابل و امكانات دانشگاهي و پزشكي را مي توان نام برد.هر ساله مسافران زيادي از ديگر استانهاي ايران براي استراحت واستفاده از آب درياي مازندران به اين شهرستان مي آيند

* * *

شهرستان بهشهر

موقعيت جغرافيايي

شهرستان بهشهر از شمال به درياي مازندران(خليج گرگان)،از غرب به شهرستان ساري،از جنوب به شهرستان نكا و استان سمنان،واز مشرق به شهرستانهاي كرد كوي وبنرگز در استان گلستان محدود است

جمعيت

طبق سرشماري سال 1375 جمعيت اين شهرستان حدود 177هزار نفر بوده است كه حدود 56 درصد در شهرها و بقيه در روستاها زندگي مي كنند.پراكندگي جمعيت در شهرستان بهشهر،به نسبت حاصلخيزي خاك و وجود مراكز صنعتي است،به طوري كه در ارتفاعات جنوبي و سواحل شمالي به علت پيشروي آبهاي شور،جمعيت كمتري سكونت دارند

تقسيمات سياسي

طبق آخرين تقسيمات سياسي،اين شهرستان به سه بخش مركزي، گلوگاه و يانه سر، و هفت دهستان تقسيم شده است.بهشهر از شهرهاي پر جمعيت اين شهرستان است

سابقه تاريخي و جاذبه هاي جهانگردي

آثار به دست آمده از غارهاي(هوتو،كمربند و كلت) حاكي از آن است كه سابقه سكونت در بهشهر به دوره ميان سنگي مي رسد.به علت وجود شرايط مساعد در دامنه كوههاي جهان موراي(البرز شرقي)،بهشهر امروزي به عنوان يكي از روستاهاي پيش از تاريخ شكل گرفته است و در طول تاريخ،نامهاي مختلفي نظير تميشه،ناميه،خرگوران،پنجهزاره و آسيا بستر داشته است.در زمان شاه عباس،اشرف البلاد(اشرف شهرها)،و در دوره رضاخان بهشهر نام گرفت.اين شهر بنا به دلايلي مورد توجه شاه عباس صفوي قرار مي گيرد و بدين جهت دگرگونيهاي عمده اي در بافت و سيماي شهر پديد مي آيد.از جمله عمارتهاي دلگشا،خيابانهاي عريض،حمام هاي مختلف،حوضچه هاي زيبا و آب انبار ها ايجاد مي شود و لوله كشي انجام مي گيرد.اين ابنيه اكنون از عوامل اصلي جذب جهانگردان به اين شهر هستند.از آثار باستاني اين شهرستان،مي توان كاخ صفي آباد،باغ و عمارت چهلستون(كاخ شهرداري فعلي و قصر سلطنتي شاه عباس)،سر چشمه عمارت(در حال ويراني) استخر يا درياچه عباس آباد و غارهاي متعدد را نام برد



* * *

شهرستان تنكابن

موقعيت جغرافيايي-

اين شهرستان،از شمال به درياي مازندران،از جنوب به رشته كوه البرز مركزي (استان قزوين)،از شرق به شهرستان چالوس و از غرب به شهرستان رامسر محدود مي شود.

جمعيت-

بي گمان پيش از ورود و استقرار آرياييها در اين سرزمين،اقوام بومي در مناطق مختلف تنكابن مي زيسته اند.

استخوانهايي كه در مناطق كوهستاني پيدا شده،حاكي از آن است كه اقوامي از آماردها(آمردها)در اين ديار سكونت داشه اند.

ساكنان كنوني تنكابن را مي توان از نوع مختلط دانست.جمعيت اين شهرستان در سر شماري سال 1375 به174هزار نفر رسيده است.

تقسيمات سياسي-

شهرستان تنكابن طبق آخرين تقسيمات كشوري از دو بخش و شش شهر وهفت دهستان تشكيل شده است.اين شهرستان گاهي بخشي از گيلان وگاه بخشي از مازندران به شمار مي رفته است.تا اينكه در زمان قاجاريه به مازندران پيوست و تا امروز يكي از شهرستان هاي مازندران به شمار مي آيد.

در مورد نام تنكابن سياح معروف فرانسوي، ژاك دومورگان،اعتقاد دارد كه تنكا نام دژي بوده است كه در حمله تيموريان از بين رفته است و تنكابن يعني دژ يا قلعه پايين تنكاست كه مركزآن خرم آباد بود ولي بعداً تمام تشكيلات اداري، سياسي و اقتصادي به تنكابن فعلي منتقل شد.

آثار باستاني-

با توجه به اينكه شهرستان تنكابن پيشينه تاريخي ديرينه اي دارد،آثار باستاني و تاريخي بسياري در آن وجود دارد،از جمله،قبرهاي زرتشتيان در نقاطي مانند دو هراز و سه هراز،اماكن متبركه منطقه امامزاده سّيد قوام الدين در كبود كُلايه خرم آباد،بقعه سّيد علي كيا در پايين بلده(قلعه گردن)،امامزاده قاسم كه نسبتش به علي بن ابيطالب(ع) مي رسد در محل جزما در دو هزار.

جاذبه هاي جهانگردي-

اين شهرستان با داشتن موقعيت جغرافيايي بسيار خوب و واقع شدن در كنار درياي مازندران و برخورداري از هواي خوب و ملايم،سبب جذب مسافر و جهانگرد از سراسر ايران و جهان به اين محل مي شود.خاصه در تعطيلات عيد نوروز و تابستان ،بسياري از خانواده هاي ايراني روانه اين شهرستان مي شوند كه به طور مستقيم وغير مستقيم در اقتصاد تنكابن اثر مثبت دارد.

* * *

شهرستان چالوس

موقعیت جغرافیایی-

این شهرستان از شمال به دریای مازندران، از جنوب به رشته کوههای البرز، از شرق به شهرستان نوشهر و از غرب به شهرستان تنکابن محدود می شود مساحت آن 1800 کیلومتر مربع است

جمعیت-

برابر آمار سال 1375 جمعیت شهرستان چالوس 111000نفر بوده است که 54 درصد شهرنشین و46 درصد روستا نشین بوده اند رشد سالانه جمعیت این شهرستان 7/1 درصد است

تقسیمات سیاسی-

شهرستان چالوس از دو بخش مرکزی و کلاردشت تشکیل شده است

تاریخ شهرستان-

در کتابهای جغرافیایی و تاریخی دوره اسلامی واژه ی شالوس مکرر آمده است به طوری که یاقوت حموی در کتاب خود می نویسد:شالوس شهری است در جَبَل در سر حد تبرستان. درباره وجه تسمیه این شهرستان می گویند چون بخش جلگه ای نسبت به ارتفاعات پست تر دیده می شود بدین سبب آن را «چاله است» یا «چاله اس» می نامیدند که به مرور زمان به چالِش و چالوس تغییر نام یافت

چالوس به دلیل اعتدال هوا و مناظر زیبای طبیعی، جنگل، دریا و رودخانه از اهمیت جهانگردی خاصی بر خوردار است.مراکز تفریحی این شهرستان عبارتند از:پارک جنگلی فین همراه با مجتمع ایرانگردی و جهانگردی، تله کابین نمک آبرود، دره رود بارک، عَلَم کوه، دریاچه ولشت یا سما



* * *

شهرستان رامسر

موقعيت جغرا فيايي-

رامسر در منتهي اليه غرب استان مازندران قرار دارد واز شمال با درياي مازندران،از جنوب با ارتفاعات البرز مياني(استان قزوين)،از غرب با شهرستان رودسر(گيلان)،و از شرق با شهرستان تنكابن همسايه است.ارتفاع شهر رامسر از سطح درياي آزاد20-متر است.

جمعيت-

تعداد جمعيت شهرستان رامسر در سال 1375حدود64هزار نفر بوده است.

تقسيمات سياسي-

شهرستان رامسر طبق آخرين تقسيمات كشوري از يك بخش مركزي و4دهستان و دو شهر تشكيل شده است.

سابقه تاريخي-

آنچه مشخص است اين منطقه بيش از ده قرن آباد بوده است و خاندانهاي بزرگي در آن زيسته اند كه بيشتر آنها از سادات بزرگ مي باشند قديميترين اسمي كه در اين مورد در تاريخ رويان و مازندران ذكر شده است همان سخت سر ميي باشد.در جواهر ده رامسر،مسجد آدينه با بيش از 700سال قدمت ساخته شده است و بقعه متبركه آقا سيد ابوالحسن در اين شهرستان قرار دارد.

جاذبه جهانگردي-

رامسر با داشتن مناظر طبيعي بسيار زيبا،از جمله مجاورت با دريا،كوه هاي پوشيده از جنگلهاي انبوه،آب وهواي معتدل،آب هاي معدني،باغهاي مركبات و فرودگاه،نقش مهمي در جذب جهانگرد دارد و از اين طريق در آمد سرشاري عايد مردم و ساكنان اين منطقه ميشود



* * *

شهرستان ساري

موقعيت جغرافيايي

شهرستان ساري از شمال و شمل شرقي به درياي مازندران و شهرستان بهشهر،از جنوب و جنوب شرقي به رشته كوههاي البرز و استان سمنان،از مشرق به شهرستان بهشهر و نكا و از مغرب به شهرستانهاي قائم شهر،سواد كوه و جويبار محدود است

جمعيت

بر اساس سرشماري سال 1375،شهرستان ساري حدود424هزار نفر بوده كه تقريباً47 درصد آن شهر نشين و بقيه روستا نشين بوده اند

تقسيمات سياسي

برابر آخرين تقسيمات سياسي كشور،شهرستان ساري از چهار بخش،شامل(مركزي،چهار دانگه،ميانرود و دودانگه) و چهار دهستان تشكيل شده است.شهر ساري مركز استان مازندران،از نظر اداري و بازرگاني نقش مهمي در سطح استان دارد

سابقه تاريخي و جاذبه هاي جهانگردي

شهر ساري را در قرن اول هجري سپهبد فرخان حاكم تبرستان،به نام پسر خود سارويه،بنا كرد و پس از آن يزدبن مهلب سردار اموي اين شهر را ويران كرد.منصور،خليفه عباسي،شهر ساري را فتح كرد و مسجدي در آن بنا نمود.از آن پس،ساري مركز سادات زنديه و مرعشي گرديد.در سال 260 هجري قمري،يعقوب ليس صفاري اين شهر را تصرف كرد.سپس شهر به دست اسماعيل ساماني افتاد و زماني هم آل زيار و آل بويه به ساري دست يافتند در 424 هجري قمري محمود غزنوي وارد ساري شد.سپس مرعشيان بر ساري مسلط شدند ودر سال795تيمور لنگ مردم مازندران و از جمله مردم ساري را قتل عام نمود و بعد ها در زمان صفويه،بناهايي در شهر ساري ساخته شد.مهمترين آثار تاريخي و اماكن مذهبي اين شهرستان،مقبره ملا المجد الدين،امامزاده يحيي،امامزاده عباس،مسجد جامع و بناهاي خزر آباد(مربوط به دوره صفويه) و قلعه مازيار در چهار دانگه است

جاذبه هاي شهرستان ساري،بيشتر به خاطر مركز استان بودن،سواحل درياي مازندران،دشت ناز ساري و جنگلهاي سرسبز است



* * *

شهرستان سواد کوه

موقعیت جغرافیایی-

شهرستان سواد کوه منطقه ای کوهستانی است که از شمال به شهرستان قائم شهر،از مغرب به شهرستان بابل،از مشرق به دودانگه ساری و از جنوب از طریق خط الرأس کوههای البرز، به استان تهران و سمنان محدود است

جمعیت-

بر اساس سر شماری سال 1375، جمعیت شهرستان سواد کوه،69هزار نفر بوده است.44 در صد جمعیت آن روستانشین و بقیه شهر نشین هستند.از نظر پراکندگی جمعیت،هر چه از سمت جنوب به شمال پیش می رویم،به تراکم جمعیت افزوده می شود

تقسیمات سیاسی-

شهرستان سواد کوه برابر آخرین تقسیمات کشوری،شامل دو بخش مرکزی و شیرگاه، شش دهستان و چهار شهر (پل سفید، زیرآب،شیرگاه آلاشت) می باشد.این شهرستان تا سال 1359یکی از بخشهای شهرستان قائم شهر به شمار می رفت، ولی با توجه به موقعیت ارتباطی، و استخراج معادن، به صورت شهرستان مستقل در آمده است

اماکن مذهبی،آثار تاریخی،جاذبه های جهانگردی-

از اماکن مذهبی شهرستان سواد کوه،به بقعه امامزاده عبد الحق می توان اشاره کرد که در زیرآب قرار دارد.همچنین آرامگاه امامزاده زکریا،امامزاده یحیی،و امامزاده صالح در این شهرستان قرار دارند.از آثار تاریخی مهم شهرستان سواد کوه،برج لاجیم است. پل ورسک، تونل گدوک، سه خط راه آهن ورسک معروف به سه خط طلا، و غارهای مختلف پل شاپور نزدیک شیرگاه،از دیدنیها و آثار تاریخی شهرستان سواد کوه می باشد.به طور کلی، شهرستان سواد کوه با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی، کوهستانها، مناظر زیبای طبیعی، اعتدال آب و هوا در تابستان، پوشش گیاهی انبوه ،رود خانه ها و چشمه سارهای متعدد، یکی از مناطق دیدنی استان مازندران به شمار می رود و می تواند جهانگردان زیادی را جذب نماید



* * *

شهرستان قائم شهر

موقعیت جغرافیایی-

شهرستان قائم شهردر جلگه ساحلی دریای مازندران و در دامنه شمالی رشته کوههای البرز شرقی قرار دارد و از مشرق به شهرستان ساری، از مغرب به شهرستان بابل، از جنوب به شهرستان سواد کوه و دامنه شمالی رشته کوههای البرز،از شمال به جویبار محدود می شود

جمعیت-

جمعیت شهرستان قائم شهر در سر شماری سال 1375حدود 328 هزار نفر بوده است.جمعیت شهری بیش از 48در صد می باشد.از لحاظ پراکندگی جمعیت،هر چه از جنوب به سمت شمال پیش می رویم،با توجه به هموار بودن زمین، حاصلخیزی خاک و سایر عوامل طبیعی مناسب، به تراکم جمعیت افزوده می شود

تقسیمات سیاسی-

طبق آخرین تقسیمات کشوری،شهرستان قائم شهر دارای دو بخش مرکزی و کیاکلا و شش دهستان و دو شهر (قائم شهر و کیاکلا)است

سابقه تاریخی-

شهرستان قائم شهر در گذشته محل زندگی اقوامی به نام تپوری بوده که ساکنان اصلی مازندران را تشکیل می دادند.شهر قائم شهر حدود 60 سال قبل روستایی به نام علی آباد بود که از توابع ساری به شمار می رفت و جمعیت آن چند صد نفر بود و روزهای چهار شنبه در آن بازار هفتگی برگزار می شد از سال 1308 به تدریج کارخانه های صنعتی در این شهر احداث شد. و این عوامل و نیز احداث راه آهن سراسری موجبات توسعه آن را فراهم آورد.در سال 1314 علی آباد به شاهی تغییر نام یافت.در سال 1357 در جریان انقلاب اسلامی قائم شهر نامیده شد

آثار باستانی و جاذبه های جهانگردی-

از آثار تاریخی و اماکن مذهبی شهر قتئم شهر، می توان چندین امامزاده از جمله امامزاده محمد در جاده کیاکلا، آرامگاه شیخ طبرسی در دهستان بالا تجن و تپه های باستانی به ویژه تپه باستانی گرد کوه در جمنان را نام برد که همراه با پوشش جنگلی جنوب رودخانه ها و سواحل دریا،جاذبه های چشمگیری ایجاد کرده اند

* * *

شهرستان نور

موقعيت جغرافيايي -

شهرستان نور از شمال به درياي مازندران،از جنوب (از طريق كندوان و قله دماوند)به استان تهران،از شرق به شهرستان آمل و از غرب به شهرستان نوشهر محدود است.

جمعيت -

طبق سر شماري سال1375،جمعيت شهرستان نور، حدود 95هزار نفر بوده است.

تقسيمات سياسي -

شهرستان نور داراي سه بخش(مركزي،چمستان،بلده) و نه دهستان مي باشد.نقاط شهري آن،شامل شهرهاي نور و رويان است.

سابقه تاريخي و جاذبه جهانگردي -

نور قبل از صفويه به رستم دار معروف بوده و يكي از قديمي ترين شهرهاي مازندران غربي است.تا چند سال قبل آن را سولاره مي ناميدند.در مورد وجه تسميه اين شهر،نظرات گوناگوني وجود دارد.مي گويند اين اسم از صافي و روشنايي رود نور كه نور آفتاب را منعكس مي نمايد،گرفته شده است.

آثار تاريخي -

از آثار تاريخي و باستاني اين شهرستان،مي توان روستاي ناتل،دليران سرا و قلعه هاي تاريخي متعدد،از جمله قلعه نور در بلده را نام برد.كاخ تميشان،سواحل دريا و پارك جنگلي نور،از مناظر دلپذير و آب و هواي معتدل و ملايم از جاذبه هاي اين شهرستان به شمار مي روند.

* * *

شهرستان نوشهر

موقعيت جغرافيايي-

اين شهرستان از شمال به درياي مازندران.از جنوب وجنوب غربي به رسته كوههاي البرزغربي و مذكزي (قزوين)،از شرق به شهرستان نور واز غرب به شهرستان چالوس محدود مي شود.ارتفاع شهر نوشهر20-متر از سطح درياي آزاد است.

جمعيت-

برابر آمار سال 1375جمعيت شهرستان نوشهر215هزار نفر بوده است.

تقسيمات سیاسی-

اين شهرستان از دو بخش(مركزي و كجور)وپنج دهستان تشكيل شده است.نقاط شهري آن نوشهر است.

سابقه تاريخي وجاذبه جهانگردي-

نوشهر در گذشته دهكده اي به نام(خاچك)بود كه به علت واقع شدن در كنار دريا و رفت وآمد كشتيهاي تجاري،مورد توجه حبيب الله خان خلعتبري،پدر محمد ولي خان تنكابني قرار گرفت و به نام حبيب آباد معروف شد.در سال 1305 به نام دهنو خوانده شد از آن پس،با احداث ساختمان هاي تازه و خيابانهاي جديد توسعه شهر آغاز شد.سر انجام در سال 1311(شمسي)يك شركت هلندي تاسيسات متعدد بندري در اين محل احداث كرد در سال 1318عمليات بندر سازي به پايان رسيد و نام محل از دهنو به نوشهرتبديل شد.در سال 1327،نوشهر به صورت شهرستان درآمد. امامزاده يحيي و بقعه سّيد محمد بنامام جعفر صادق(ع)از اماكن متبركه شهرستان مي باشد.

نوشهر با برخورداري از شرايط خاص جغرافيايي و داشتن سواحل مناسب،هر ساله شمار زيادي از مسافران داخلي و خارجي را جلب مي نمايد.وجود بندر نيز بر اهميت اين شهر افزوده است

* * *
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۶ساعت 11:31 توسط ایرانی |

آبندان مشک آباد از زیباترین آبندان های مازندران است که از نظر کشاورزی و زیست محیطی وحیات جانوری بسیار با اهمیت است.این آبندان در میان زمینهای زراعی روستای مشک آباد وروستای لاریم قرار دارد .
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۶ساعت 12:10 توسط ایرانی |

امامزاده حمزه مشک آباد در میان زمین های زراعی روستاهای ایزدخیل مشک آباد ورنگریز محله مشک آباد وزیارمحله مشک آباد قرار دارد .نسب امامزاده مدفون در آنجا ظاهرا به امام موسی کاظم (ع)می رسد واز سادات موسوی منطقه است البته در روستا های مشک آباد سادات موسوی (نه دارندگان نام خانوادگی موسوی)فراوانند. از شرح حال وچگونگی زندگی کسی که در این مکان مدفون است اطلاع دقیقی نداریم ولی به نظر می رسد که از جمله علویان مهاجر به منطقه بوده که از ظلم وجور ویا به دلیل دیگری در این مکان ساکن شده است.بنای آرامگاه بسیار ساده وبه شکل مربع است دیوار بنا را به روش خانه های روستایی قدیم یعنی با چوب ،گل ساخته اند.سقف بنا در سالهای اخیر حلب پوش شده است.جلوی بقعه کرسی دار ور حدود صد وسی سانتی متر از سطح زمین ارتفاع دارد.دو در ورودی دارد که یکی به سمت شرق ودیگری به سمت جنوب باز می شود.ضریح بقعه ،چوبی مشبک وسقف چوبی از درون واشان کشی وبر روی هفت ستون قرار دارد.گورستان اطراف بقعه دارای گورهای قدیمی وجدید است وچندین درخت قطور وکهنسال بلوط ،شمشاد و ون در اطراف است مساحت قبرستان وسیع است وبه باغ های مرکبات وزمین های زراعی محدود می شود از طرف غرب به شاخه رودخانه سیاهرود(هلی چال)متصل است که از نظر جلوه طبیعی بسیار جذاب است.در مناسبت های مذهبی به خصوص در ماههای محرم ،رمضان وروزهای پنجشنبه زائران از نقاط دور ونزدیک برای زیارت به این مکان مقدس می آیند.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:52 توسط ایرانی |

امامزاده حمزه مشک آباد در میان زمین های زراعی روستاهای ایزدخیل مشک آباد ورنگریز محله مشک آباد وزیارمحله مشک آباد قرار دارد .نسب امامزاده مدفون در آنجا ظاهرا به امام موسی کاظم (ع)می رسد واز سادات موسوی منطقه است البته در روستا های مشک آباد سادات موسوی (نه دارندگان نام خانوادگی موسوی)فراوانند. از شرح حال وچگونگی زندگی کسی که در این مکان مدفون است اطلاع دقیقی نداریم ولی به نظر می رسد که از جمله علویان مهاجر به منطقه بوده که از ظلم وجور ویا به دلیل دیگری در این مکان ساکن شده است.بنای آرامگاه بسیار ساده وبه شکل مربع است دیوار بنا را به روش خانه های روستایی قدیم یعنی با چوب ،گل ساخته اند.سقف بنا در سالهای اخیر حلب پوش شده است.جلوی بقعه کرسی دار ور حدود صد وسی سانتی متر از سطح زمین ارتفاع دارد.دو در ورودی دارد که یکی به سمت شرق ودیگری به سمت جنوب باز می شود.ضریح بقعه ،چوبی مشبک وسقف چوبی از درون واشان کشی وبر روی هفت ستون قرار دارد.گورستان اطراف بقعه دارای گورهای قدیمی وجدید است وچندین درخت قطور وکهنسال بلوط ،شمشاد و ون در اطراف است مساحت قبرستان وسیع است وبه باغ های مرکبات وزمین های زراعی محدود می شود از طرف غرب به شاخه رودخانه سیاهرود(هلی چال)متصل است که از نظر جلوه طبیعی بسیار جذاب است.در مناسبت های مذهبی به خصوص در ماههای محرم ،رمضان وروزهای پنجشنبه زائران از نقاط دور ونزدیک برای زیارت به این مکان مقدس می آیند.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:51 توسط ایرانی |

اگر چه تاریخ وحوادث آن عینا تکرار نمی شود ولی به نوعی حوادث و وقایع آن برای ما تکرار می شود یعنی می خواهم بگویم فرمول کلی آن صادق است .در زمان یکی ازخلفای عباسی که ظاهرا هارون الرشید ویا شاید منصور عباسی بود برای ساخت عمارتی احتیاج به آجر داشتندوبه پیشنهاد یکی از افراد تصمیم گرفتند برای تامین آجر مورد نیاز یکی از ساختمانهای باقی مانده دوره ساسانی را خراب کنند واز آجر آن برای ساخت استفاده کنند.شروع به ویران کردن وبه دست آوردن آجر کردند ولی هزینه این کار به دلیل مقاومت ومعماری ساختمان بسیار زیاد بود طوری که اگر یک کارگاه آجر سازی می ساختند بسیار به صرفه تر بود .از این رو از ویرانی آن ساختمان منصرف شده اند ولی یکی از افراد گفت اگر خلیفه از این کار منصرف شود در تاریخ می نویسند که شاهی کاخی ساخت چنان محکم که شاه دیگر از ویران کردن آن عاجز بود. به ناچار خلیفه با شنیدن این حرف مجبور به اتمام کارش شد.این حادثه در بیش از هزار سال پیش اتفاق افتاد ولی در سال 75 به نوعی در روستای ایزدخیل مشک آباد اتفاق افتاد. چند سال قبل از انقلاب مردم روستا تصمیم به ساخت حمام عمومی خوب و مدرنی گرفتند از این رو از معماری زبده وباتجربه که قریحه شاعری هم داشت دعوت کردند تا این کار را انجام دهد.ساخت حمام با معماری ویژه نزدیک به 5سال طول کشید .حمامی بسیار زیبا ،مدرن،بزرگ ودر عین حال فوق العاده محکم.معمار این حمام مرحوم عاشقان بود (که به دلیل تخلص در اشعارش به این نام معروف است) با توجه به جنس خاک منطقه ومیزان رطوبت زیاد روستا حمام را به نوعی خاص طراحی کرد. پس انقلاب کم کم مردم روستا شروع به ساخت حمامهای خصوصی در منازلشان کردند واز طرفی به دلیل کم توجهی به تعمیر وسایل حمام و بی رغبتی به داشتن حمام عمومی این حمام متروک وبی استفاده شد.با این حال ساختمان آن همچنان محکم وپابرجا بود وکم کم به عنوان نماد روستای ایزدخیل مشک آباد در میان مردم روستا وسایر روستا ها معروف شد طوری که نشانی خانه ها را بر اساس این حمام می دادند.در حوالی سال 64 و65 مردم محل اقدام به ساخت مسجدی به نام چهارده معصوم (ع)در زمین اهدایی پشت حمام کردند .این مسجد ونمای ظاهری آن همیشه تحت تاثیر حمام بود وبه درستی معلوم نبود از این رو اهالی روستا تصمیم به خراب کردن حمام گرفتند.در یک روز تمام اهالی با بیل وکلنگ شروع به خراب کردن حمام کردند ولی کاری ازپیش نبردند وهرکدام خسته وکوفته به خانه هایشان بازگشتند واین کار در روزهای بعد هم انجام گرفت ولی تنها چند سانت از سقف حمام را توانستند خراب کنند.به ناچار از لودر وبیل های مکانیکی استفاده کردند که آن هم موفقیت آمیز نبودوهزیینه زیادی روی دست مردم گذاشت.به ناچار مردم حمام را به حال خود رها کردند.تااینکه در سال85 دوباره تصمیم گرفتند حمام را خراب کنند تا گلدسته های مسجد معلوم شود. بعد از کلی هزینه و استخدام کارگر افغانی و محلی وسر کله زدن با آنها هیچ کدام موفق به انجام این کار نشدند وهر گروه بعد از چند روز کارکردن،بدون گرفتن مزد، فرار را بر قرار ترحیح می داد .تا اینکه بالاخره یک کارگر سخت کوش وسمج پیدا شد واهالی محل برای اودستگاه کمپرسور که با آن آسفالت خیابانها را می کنند اجاره کردند تا او با این دستگاه یک یک آجرها را بیرون بیاورد.خلاصه اینکه این آقا طی هفته ها موفق شد یک متری از سقف حمام خراب کند وتمام اهالی به اون آفرین و به به میگفتند که ناگهان در غروب یکی از روزها قسمتی از دیوار مخزن آب حمام فرو می ریزد واین کارگر در زیر آوار می ماند البته خدا رحم کرد وبه شکل معجزه آسایی این کارگر نجات یافت ولی بعد از این اتفاق مردم روستا این حمام را به حال خود رها کردند .تا حالا هزینه خراب کردن این حمام بسیار بیشتر از هزینه ساخت آن شده است.وقتی مردم روستا از کنار حمام رد می شون همیشه می گویند:ای عاشقان(نام معمار وسازنده حمام)خدا تو رو بیامرزد با پول ما چی ساختی که نمی تونیم خرابش کنیم.خراب کردنش دهها بار بیشتر از ساختش برای ما هزینه داشته است.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:49 توسط ایرانی |

روستای ایزدخیل مشک آباد در استان مازندران شهرستان جویبار ودهستان گیل خوران قرار دارد .از سمت شمال به روستای لاریم ،از شرق به زمین های زراعی ونیز روستاهای بالا وپائین زرین کلا ،از طرف غرب به روستای رنگریز محله واز طرف جنوب به روستای زیارمحله مشک آباد و چپون منزل محدود می شود.فاصله روستا از دریای مازندران در حدود 8کیلومتر است .رودخانه زیبای سیاهرود در سمت غرب روستا قرار دارد ومرز مشترک این روستا با روستای رنگریز محله مشک آباد است. به آن طرف رودخانه یور(yor) می گویند.وسعت روستا نزدیک به یک کیلومتر است .زمین های زراعی مردم اعم از خشکی (شلیزاری)بیش از 500 هکتار می شود.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۶ساعت 10:49 توسط ایرانی |